جهان در حال عبور از سایه آمریکای رو به افول

جهان در حال عبور از سایه آمریکا

ژوهانسبورگ پایتخت اقتصادی آفریقای جنوبی از روز شنبه به مدت ۲ روز میزبان سران کشورهای گروه ۲۰ بود. این اولین اجلاس این گروه در یک کشور آفریقایی در غیاب آمریکا بود.

گروه ۲۰ سازمان بین‌دولتی متشکل از ۱۹ کشور به‌همراه اتحادیه اروپا (EU) و اتحادیه آفریقا (AU) است. این گروه برای رسیدگی به مسائل عمده مرتبط با اقتصاد جهانی مانند ثبات مالی بین‌المللی، تغییرات اقلیمی و توسعه پایدار فعالیت می‌کند.

مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا اعلام کرد که جهان در موضوعات مختلف می‌تواند بدون حضور ایالات متحده می‌تواند پیشرفت کند.او تأکید کرد که اجلاس سران گروه ۲۰ حتی بدون شرکت رسمی آمریکا نیز وزن و اهمیت خود را حفظ کرده است.

در حقیقت، ایالات متحده آمریکا برای دهه‌ها، به‌عنوان قدرت بلامنازع جهان شناخته می‌شد؛ کشوری که نه‌تنها در عرصه نظامی و اقتصادی، بلکه در فرهنگ، فناوری و سیاست بین‌الملل نقش تعیین‌کننده‌ای داشت. اما تحولات دو دهه اخیر نشان می‌دهد که جهان در حال عبور از نظم آمریکامحور و ورود به مرحله‌ای جدید از چندقطبی شدن است.

نخستین نشانه‌های این تحول را می‌توان در تضعیف نقش آمریکا در نهادهای بین‌المللی مشاهده کرد. خروج واشنگتن از توافق اقلیمی پاریس، برجام، یونسکو و حتی تهدید به ترک سازمان جهانی بهداشت، اعتماد جهانی به رهبری آمریکا را خدشه‌دار کرد. این اقدامات نه‌تنها اعتبار اخلاقی آمریکا را کاهش داد، بلکه کشورها را به سمت راه‌حل‌های مستقل سوق داد.

در همین حال، قدرت‌های نوظهور مانند چین و روسیه با تقویت همکاری‌های منطقه‌ای و ایجاد نهادهای موازی، در حال بازتعریف نظم جهانی هستند. چین با پروژه «کمربند و راه» و توسعه سیستم پرداخت «CIPS»، به دنبال کاهش وابستگی به دلار و سوئیفت است. روسیه نیز با ایجاد «SPFS» و نزدیکی به کشورهای آسیایی، در مسیر استقلال مالی و سیاسی گام برداشته است.

در گزارش اخیر آسوشیتدپرس عنوان شده که یکی از بزرگ‌ترین و کلیدی‌ترین موضوعات بحث‌برانگیز در مذاکرات تجاری بین ایالات متحده و چین، امتناع پکن از اجرای درخواست واشنگتن برای توقف خرید نفت از ایران است.

از سوی دیگر، اتحادیه اروپا نیز در مواردی مانند حفظ برجام، مقابله با تغییرات اقلیمی و تنظیم مقررات دیجیتال، مواضعی مستقل از آمریکا اتخاذ کرده است. فرانسه و آلمان بارها بر لزوم استقلال راهبردی اروپا تأکید کرده‌اند؛ که خود نشانه‌ای از شکاف در اتحاد سنتی غرب است.

در حوزه فناوری، کشورهایی مانند چین، روسیه و ایران با توسعه اینترنت ملی، شبکه‌های اجتماعی بومی و زیرساخت‌های دیجیتال مستقل، در حال کاهش نفوذ شرکت‌های آمریکایی هستند. این روند، علاوه بر جنبه‌های امنیتی، نشان‌دهنده تلاش برای حفظ حاکمیت دیجیتال است.

در مجموع، جهان امروز دیگر آن جهان تک‌قطبی دهه ۹۰ میلادی نیست. کشورها با تقویت همکاری‌های منطقه‌ای، استقلال ارزی، و توسعه فناوری بومی، در حال ساختن نظمی هستند که در آن آمریکا تنها یکی از بازیگران است، نه بازیگر اصلی. این روند نه‌تنها نشانه‌ای از افول نسبی قدرت آمریکا، بلکه گواهی بر بلوغ سیاسی و اقتصادی سایر کشورهاست که می‌خواهند سرنوشت خود را در دستان خود بگیرند.

محمد حکیمی

هنوز نبض تحرکات مقاومتی درسوریه  با محور مقاومت است 1404

رژیم صهیونیستی در حال چشیدن واقعیت‌های جدید در سوریه است. تل‌آویو کم‌کم فهمیده است که حکومت بشار اسد ساقط شده و دیگرانی بر دمشق مسلط شده‌اند؛ اما ریشه‌های مقاومتی در این کشور تناورتر از آن بوده‌اند که حتی با چنین واقعه سنگینی واژگون شوند.

واقعه روز پنجشنبه هفته گذشته (۶ آذر ۱۴۰۴، ۲۷ نوامبر ۲۰۲۵) در شهرک «بیت جن» در جنوب غرب سوریه، نقطه عطفی در این آگاهی صهیونیست‌هاست.

در این روز یگان‌های زمینی رژیم صهیونیستی وارد این شهرک شدند؛ اما ناگهان خود را در محاصره و در معرض آتش مردم محلی دیدند. به‌سرعت کمک‌های نظامی ساکنان مناطق اطراف نیز به سمت بیت جن راهی شدند.

صهیونیست‌ها به طور کامل تلفاتشان را افشا نکرده‌اند؛ اما نیروهای رژیم با کمک بمباران هوایی شهرک مزبور و هدف‌گیری کمک‌های در حال ارسال مناطق اطراف در جاده‌های منتهی به بیت جن، موفق به خروج از محاصره شدند؛ خروجی که علاوه بر تلفات انسانی شامل انهدام خودروی زرهی آن‌ها هم شد. صهیونیست‌ها به دلیل پیچیدگی اوضاع واکنش سریع و غیرمعمول به واقعه نشان ندادند که حکایت از دشواری‌های موضوع دارد.

آن‌ها از یک‌سو نگران گسترش مقاومت مسلحانه در جنوب سوریه‌اند و از سوی دیگر نمی‌خواهند دولت دونالد ترامپ که به دنبال منافعی خاص در سوریه است را از خود برنجانند.

محافل داخلی رژیم در تشریح روند موجود ادعا می‌کنند حکومت جولانی و دولت‌های متحد او از ترکیه و قطر تا عربستان، تصمیم گرفته‌اند با سکوت و همراهی پنهان، ریشه‌های مقاومت در جنوب سوریه را تقویت کنند.

آن‌ها با شگفتی می‌گویند نبض تحرکات مقاومتی در این مناطق با محور مقاومت است که باید در تعارض با دولت مرکزی قرار داشته باشد؛ اما در جنوب، آن‌ها به‌نوعی از اشتراک منافع رسیده‌اند.

نکات

۱- در خصوص اتفاقات اخیر نکات ذیل حائز اهمیت‌اند.

حکومت جولانی به یک‌سالگی نزدیک شده؛ اما کماکان نتوانسته قدرت خود را در بیشتر مناطق کشور تثبیت کند. این مسئله دلایل مختلفی دارد. در شرق کردها با ۱۰۰ هزار نیرو حضور داشته و پایگاه‌های نظامی آمریکا نیز در مناطق تحت کنترل آن‌هاست.

از سوی دیگر بخش‌های عمده‌ای از تولید نفت و گاز و گندم این کشور در اختیار کردها قرار دارد. شرق دارای توانمندی نظامی، قدرت اقتصادی و پشتیبانی مستقیم خارجی است.

در غرب، پایگاه نظامی روسیه واقع شده و علویان و طرف‌داران نظام سابق در آن اکثریت دارند. در شمال، ترکیه به شکل گسترده‌ای مستقر است و گروه‌های تروریستی مجزایی از جولانی را در این منطقه هدایت می‌کند. در جنوب بر اثر بروز تحولات جدید، اوضاع پیچیده‌تر شده است.

از دوره اسد، دروزی‌ها در استان سویدا در حوزه امور داخلی مستقل بودند و در درعا، بخشی از شورشیان سابق قدرت داشتند. با سقوط اسد، رژیم صهیونیستی قسمت‌های بیشتری از جولان را اشغال کرده و با تحریک دروزی‌ها توسط تل‌آویو، آن‌ها خواهان اختیارات بیشتری شده‌اند.

حکومت جولانی در شمال، شرق، غرب و جنوب با حضور دولت‌های خارجی و بازیگران قوی و محلی روبه‌روست. ترکیب دولت خارجی به‌اضافه گروه مزدور محلی و جامعه همراهش، قلعه‌هایی در برابر نفوذ دمشق‌اند. گرچه در غرب که روس‌ها و علویان حضور دارند، قدرت موجود کمتر از حکومت جولانی است ولی در شرق و شمال این‌گونه نیست.

۲- علاوه بر بازیگران عمده، در سراسر سوریه گروه‌های مختلف حکومت‌های محلی کوچکی برپا کرده‌اند. در مرز با لبنان و اردن، قبایل و طوایف متکثری به‌صورت خودمختار حضور دارند و علاوه بر آن‌ها، گروه مقاومت لبنان، حماس و جهاد اسلامی فلسطین در این مناطق برای نقل‌وانتقال سلاح و پول فعالیت می‌کنند.

این منطقه همانند کمربندی به دور پایتخت سوریه کشیده شده و البته نفوذ و فعالیت این گروه‌ها تا دمشق نیز کشیده شده است. ازاین‌رو کماکان تدارکات به دست هسته‌های مقاومتی در سوریه، مقاومت لبنان، عناصر همکار با مقاومت در اردن و فلسطینی‌ها در کرانه باختری، سرزمین ۱۹۴۸ و غزه می‌رسد.

۳- دولت و قوای نظامی جولانی بسیار متنوع هستند. گرچه اساس تیم همراه با جولانی تروریست‌های نامدار و سابقه‌دار به شمار ‌می‌روند؛ اما تمام بخش‌های حکومت جدید سوریه این‌گونه نیستند.

برخی از بخش‌های اسلام‌گرای اصیل و میانه‌رو مانند قسمت‌هایی از اخوانی‌های همراه جولانی، نگاهی منفی به ایران و رهبران انقلابی آن ندارند. علی‌رغم این ویژگی مثبت؛ اما نسبت به تأثیر نهایی و قطعی این گروه‌ها در درون حکومت جولانی تردید وجود دارد.

سرکوب شیعیان در منطقه ساحل و مزاحمت برای حرم و زائران بقاع متبرکه اهل‌بیت علیهم‌السلام در دمشق، نمودهایی از غیرقابل‌اعتماد بودن حکومت جولانی و تداوم هویت تروریستی گروه‌های همراهش در جایگاهی جدید است.

آنچه نباید از نظر دور بماند، معامله‌پذیری بسیاری از همان بخش‌های تروریستی همراه جولانی است. آن‌ها برای رقابت و موازنه‌سازی در برابر دیگر حامیان جولانی به انواع حمایت‌های مالی، تسلیحاتی، اطلاعاتی و مشورت‌های سیاسی نیاز دارند و در قبال آن، تسهیلاتی در اختیار بازیگران مختلف قرار می‌دهند.

۴- صهیونیست‌ها سقوط نظام سوریه را تسهیل کردند تا قادر شوند خط تدارکاتی به سمت لبنان را قطع کنند. این هدف اصلی بود. امروز اما این مسیر قطع نشده، مقاومت در جنوب سوریه شکل گرفته و به‌جای حکومت پیش‌بینی‌پذیر اسد، گروه‌های نامطمئن بر سوریه سیطره یافته‌اند.

۵- برای آمریکا و رژیم صهیونیستی ایجاد اختلاف میان کشورهای منطقه هدفی اساسی است و آن‌ها از قضیه سوریه برای تشدید اختلافات بهره‌ها بردند. هم‌اکنون اما عرصه جنوب سوریه به نقطه‌ای اشتراک‌ساز برای همکاری همه طرف‌ها در مقابله با دشمن واحد تبدیل شده است.

مشرقنیوز

گفت‌وگوی اخیر علی نصیریان با بی‌بی‌سی فارسی،1404

گفت‌وگوی اخیر علی نصیریان با بی‌بی‌سی فارسی، بار دیگر فاصله عمیق میان ریشه‌داران هنر ایرانی و سلبریتی‌های سرگردان خارج‌نشین را آشکار کرد.

بی بی سی فارسی سعی کرده که سئوالات جهت‌داری از این استاد بازیگری که حالا در سنین کهنسالی است، بپرسد اما پاسخ‌های هوشمندانه و استادانه‌ای دریافت می‌کند که نشان از ریشه‌دار بودن میهن دوستی، آینده نگری و احترام به فرهنگ ایران زمین در وی موج می‌زند.

نصیریان در پاسخ به این رسانه انگلیسی می‌گوید:«ریشه هنر من از تعزیه حسینی برخاسته و ایران را با همه مشکلاتش رها نمی‌کنم.»

وی می‌افزاید: «در دهه ۳۰ تنها یک کتاب تئاتر در ایران وجود داشت. اما بعد از انقلاب، از نظر مطالعات فنی و تکنیکی پیشرفت‌ چشمگیری حاصل شد.

در همین مسیر سینما و هنر ما تا اسکار و کن رفت.»

در بخش دیگری علی نصیریان، بازیگر پیشکوست تئاتر و سینما که برای حضور در جشنواره فیلم «شب های سیاه تالین» سفر کرده بود، در حاشیه این جشنواره و در برنامه بی‌بی‌سی فارسی در پاسخ به سئوال خبرنگار این شبکه درباره زندگی در آمریکا گفت که هرگز دلم نمی‌خواهد خارج از ایران زندگی کنم.

وی در ادامه گفت وگویش توضیح می‌دهد: من ابدا و هرگز به این موضوع فکر نکردم که بیایم و در آمریکا زندگی کنم. در طول زندگی و رفت و آمدی که به این کشور داشتم، دو بار به این موضوع فکر کردم اما نتوانستم دور از ایران بمانم.

آن موقع که تصمیم گرفتم در آمریکا بمانم، هشت سال پیش بود. آن زمان انرژی کار کردن داشتم و در نتیجه در آمریکا کار کردم. این کار در دو بخش در آمریکا شکل گرفت؛ یک بخش خودم کار کردم و یک بخش در همکاری با فرهاد آئیش بود.

وی در ادامه به اجرای تئاتر و حضور بازیگران ایرانی در سینماهای این کشور اشاره کرده و می‌گوید: در سینمای آمریکا راهی نداریم و در تئاتر هم آخر هفته برای ایراغنیها باید تئاتر روی صحنه ببریم.

این تئاتر هم یا باید کمدی باشد که تماشاگر بخندند و یا سیاسی باشد که بد و بیراه به حکومت فعلی بگوییم. بلیت‌ها را هم در سوپرمارکتها، قصابی‌ها و بقاعلیها بگذاریم که بلیعتها بفروشند. این موضوع برایم سرشکستگی بود. ماندن در آمریکا برایم کوچک بود.

این سخنان نکته طعنه آمیزی نیز درباره سلبریتی هایی که به آمریکا رفته‌اند داشته و درواقع به نوعی رونمایی از زندگی فلاکت بار و سرشکستگی این افراد در آمریکا و لس آنجلس است.

بازیگران و مجریان تلویزیونی که از ایران رفته‌اند بر خلاف زندگی مرفه در ایران وضعیت رقت انگیزی یافته‌اند که حتی کار آنان به تبلیغ مشروبات الکلی کشیده است.

اخیرا «احسان کرمی» مجری که در لس آنجلس به سر می‌برد در مراسم رونمایی از بطری‌های مشروبات الکلی با شعار «زن زندگی آزادی» به نام «محصول آزادی» شرکت کرد.

وی به هر رسانه ضدانقلابی رفته قبل از اینکه حتی یک اجرا داشته باشد این رسانه اعم از منوتو و صدای آمریکا ورشکسته شده است.

بازیگران دیگری از جمله «مهناز افشار» و «حمید فرخ نژاد» که در داخل ایران با درآمدهای هنگفت بازیگری می‌کرد، امروز در تبلیغات بقالی و برنامه‌های مبتذل ترکی شرکت می‌کنند و عنوان کرده‌اند که از سوی همکارانشان ترد شده و کسی پاسخ آنان را نمی‌دهد.

سایر افراد نیز در آمریکا و کانادا چنین وضعیتی دارند و حتی تئاترهایی ضدانقلابی که اجرا می‌کنند مخاطبی ندارد و اخیرا «شبنم فرشادجو» یکی از بازیگران زن با طلبکاری از ایرانیان خارج نشین خواسته بود پای نمایش‌های مبتذل و معاندانه آنان بنشینند و برای آن پول بپردازند.

جالب اینجاست که کنسرت خوانندگان و همچنین نمایش تئاتر بازیگرانی که در ایران فعالیت می‌کنند و برای ارائه کار هنری به آمریکا می‌روند با استقبال ایرانیان مهاجر مواجه می‌شود و بازیگران لس آنجلس نشین با بداقبالی در این کشور روبرو هستند و به هر جهت تاوان بی وطنی خود را اینگونه پرداخت می‌کنند.

بانک‌های خصوصی در انحصار اصلاح‌طلبان

اصطلاح‌طلبان همیشه مدعی هستند که هیچ سهمی در قدرت ندارند؛

آیا شما باور می‌کنید؟

بانک‌های خصوصی در انحصار اصلاح‌طلبان

با وجود ادعای اصلاح‌طلبان مبنی بر نداشتن سهم در قدرت، بررسی ارتباط آن‌ها با چند بانک خصوصی، تصویر دیگری از حضورشان در شبکه بانکی کشور نشان می‌دهد.

اقتصادنوین؛ اولین بانک خصوصی با بنیان‌گذاران اصلاح‌طلب

بانک اقتصادنوین با حضور حسین عبده تبریزی اقتصاددان نزدیک به جریان اصلاحات و مشاور اقتصادی دولت پزشکیان تأسیس شد.

این بانک در ۶ ماه منتهی به شهریور امسال ۶ هزار میلیارد تومان اضافه‌برداشت از بانک مرکزی داشته و ۵۴۴ ملک در تملک دارد.

بانک سامان؛ ارتباط نزدیک با محمد خاتمی

سهامدار اصلی بانک سامان، محمد ضرابیه از حامیان مالی خاتمی است.

سال ۹۰ گزارش‌هایی نیز درباره سهامداری شخص خاتمی در این بانک و مدیریت برادرش در شرکت سرمایه‌گذاری بانک منتشر شده بود.

این بانک در پرونده فساد ۳ هزار میلیاردی نقش داشته و مدیرعامل وقت آن برکنار شد.

بانک گردشگری؛ سهامداری برادر معاون اول روحانی

مالک بانک گردشگری مهدی جهانگیری است.

به‌گفتۀ یک نماینده مجلس، سرمایه اولیۀ لازم برای تاسیس این بانک با فشار سیاسی به بانک مرکزی از ۴۰۰ میلیارد تومان به ۲۰۰ میلیارد کاهش پیدا کرد و نصف شد و این مجموعه در پروندۀ فساد ۳۰۰۰ میلیاردی نامش مطرح بود.

بخش زیادی از منابع بانک به شرکت‌های گروه مالی جهانگیری می‌رسد.

بانک ایران‌زمین؛ زیر سایه حسین مرعشی

این بانک با ارتقای مؤسسه مالی مولی‌الموحدین وابسته به مرعشی، تبدیل به بانک شد.

مدیران این مؤسسه با تصاحب سهام بانک ایران زمین، نه‌تنها دارایی‌های موسسه را وارد بانک نکردند، بلکه ۵ هزار میلیارد تومان نیز از آن خارج کردند.

ایران‌زمین اکنون یکی از ۵ بانک ناتراز کشور است و ۶.۸ هزار میلیارد تومان اضافه‌برداشت داشته.

بانک آینده؛ از مدیریت اصلاح‌طلبان تا گزیر

مدیریت بانک آینده با جلال رسول‌اف، چهرۀ نزدیک به اصلاح‌طلبان، بود.

او صورت‌های مالی غیرشفاف ارائه می‌کرد و به همین دلیل ۲۰ سال از مناصب دولتی و خصوصی محروم شد.

این بانک تا پایان شهریور ۳۱۱ هزار میلیارد تومان اضافه‌برداشت داشته و یکی از بحرانی‌ترین بانک‌های کشور شد. چه رقمی پشت این ماجراست؟

فقط مانده‌ تسهیلات کلان این چند بانک تا پایان شهریور بیش از ۷۸۰ هزار میلیارد تومان بوده است؛ یعنی معادل ۳ برابر یارانه یک سال کل مردم ایران.

اصطلاح‌طلبان همیشه مدعی هستند که هیچ سهمی در قدرت ندارند؛ آیا شما باور می‌کنید؟

@jahade_tabien1

اسامی برخی از نویسندگان و کتابفروشان زندانی در دوران پهلوی

علی دارابی معاون میراث‌ فرهنگی کشور در تلگرام اسامی برخی از نویسندگان و کتابفروشان زندانی در دوران پهلوی را منتشر کرد:

نیما یوشیج، کریم کشاورز، عطاالله نوریان، ناصر رحمانی‌نژاد، رضا مقصدی، محسن یلفانی،

ابوذر ورداسبی، سعید سلطانپور، محمود دولت‌آبادی، فریدون شایان، رضا علامه‌زاده، حشمت‌الله کامرانی،

نسیم خاکسار، منصور خاکسار، موسوی گرمارودی، ابراهیم رهبر، فریدون‌ تنکابنی، عدنان غریفی،

ناصر موذن، پرویز زاهدی، حسن حسام، خسرو گلسرخی، محمد خلیلی، نعمت میرزازاده،

فریده لاشایی، فرج سرکوهی، علی‌اشرف درویشیان، محمدرضا زمانی، محمدسلطان زاده، هوشنگ حیدریان،

حسین پاشایی، آل رسول، هوشنگ قربان‌نژاد، عباس سماکار، محمدعلی سپانلو، ابوتراب باقرزاده،

رضا شلتوکی، عماد رضوی، علی طلوع، هوشنگ گلشیری، رضا براهنی، غلام‌حسین ساعدی،

ابراهیم یونسی، امیر گل‌آرا، سیاوش کسرایی، تقی ارانی(قتل در زندان)، فرخی یزدی(قتل در زندان)،

ویدا حاجبی تبریزی، صادق هاتفی، محمد قاضی، پرویز بابایی، محمدعلی عمویی، هما ناطق،

محمد زهری، محمدعلی مهمید، نادر ابراهیمی، منصور یاقوتی، محمد برنامقدم، سروش حبیبی،

جعفر کوش‌آبادی، رحمان هاتفی، هوشنگ اسدی، منوچهر هزارخانی، اصلان اصلانیان، عزیز یوسفی،

سعید یوسف، مرتضی محیط، رسول نفیسی، نصرالله کسرائیان، فرهنگ فرهی، عبدالحسین نوشین،

علی‌محمد افغانی، احمد محمود، به آذین، یدالله سحابی، محمد مهدی جعفری، مهدی اخوان‌ثالث،

باقر مومنی، شاهرخ مسکوب، ا حمد شاملو، مصطفی بی‌آزار. مرتضی راوندی، محمدحسین تمدن،

فخرالدین میررمضانی، گالوس زاخاریان، امان‌الله قریشی، احمد قاسمی، خلیل ملکی، جهانگیر افکاری،

هاشم بنی‌طرفی، مجید امین‌مؤید، پرویز شهریاری، نجف دریابندری، سروژ استپانیان، بزرگ علوی،

انور خامه‌ای، محمود جعفریان، عبدالرحیم احمدی، محمد جعفرمحجوب، نظام رکنی و خانباباخان اسعد بختیاری.

mshrgh.ir/1764421

طنز جمهوری اسلامی ایران روز بعد از تصویب برجام  

گفت: به این تیترهای درشت در صفحه اول روزنامه‌های مدعی اصلاحات نگاه کن!

گفتم: خُب، چی هست؟ درباره چیست؟ مربوط به چه تاریخی است؟

گفت: مربوط به روز بعد از تصویب برجام است. ببین مدعیان اصلاحات و آقایان روحانی و ظریف فاجعه ویران‌کننده و خسارت‌بار برجام را چطوری بَزک کرده و تلاش کرده‌اند از طریق روزنامه‌های زنجیره‌ای به خورد ملت بدهند!

گفتم: تیترها چه بوده است؟

گفت: بخوان!‌... «‌دنیا به احترام ایران ایستاد»!. «فروپاشی تحریم‌»!

«‌کلید چرخید، ایران خندید»! «تحریم‌ها رفت‌»!. «‌آغاز عصر ایرانی‌»!. «‌جهان تغییر کرد»!. «‌صبح بدون تحریم‌»!. «‌تحریم‌ها تمام شد»! و....

گفتم: هنوز هم به روی خودشان نمی‌آورند که با برجام چه بلائی بر سر ملت و ظرفیت‌های نظام و اقتصاد کشور آورده‌اند! و تازه، بعد از این همه دروغ که تحویل ملت داده‌اند، طلبکار هم هستند!

گفت: روحانی و ظریف به منتقدان برجام ناسزا می‌گفتند، ادعا می‌کردند مکانیسم ماشه در برجام نیست و بعد که معلوم شد هست گفتند یک نفر به نام فرانچسکو آن را به برجام اضافه کرده بود و ما هم امضاء کردیم! و بعد برای تبرئه آمریکا، گفتند، مکانیسم ماشه پیشنهاد روسیه بود! در حالی که صالحی گفته بود روسیه با آن مخالف بود. درباره تعلیق تحریم‌ها می‌گفتند، تعلیق در برجام نیست! لغو تحریم‌هاست! و بعد که معلوم شد هست، گفتند ندیده بودیم! می‌گفتند؛ همه تحریم‌ها لغو شده است و بعد که معلوم شد، تحریم‌ها لغو نشده، بلکه بیشتر از دوبرابر هم شده است، گفتند؛ در عوض بین آمریکا و اروپا اختلاف انداختیم! و...

گفتم: از شخصی که یکسره دروغ می‌گفت پرسیدند؛ تا حالا حرف راست زده‌ای؟! گفت؛ از شما چه پنهان، نه! گفتند؛ لااقل یک کلمه حرف راست بزن ببینیم اصلاً بلدی یا نه؟!

ستون گفت و شنود روزنامه کیهان

حمایت رهبرجمهوری اسلامی از رئیس جمهور ایران دکتر پزشکیان

حمایت رهبرگونه! تعجب نکنیم وقتی رهبر انقلاب در عین تأکید روی #وحدت و #حمایت_از_رئیس_جمهور، خودشان بیشترین نقد و توصیه‌ها را در عمومی‌ترین تریبونِ کشور به ایشان و دولتش دارد. شاید وقتش شده باشد تا برخی یاد بگیرند و بفهمند که وحدت و حمایت، اصلاً به معنی وفاقِ مرسوم (توجیه، پنهان‌کاری و سرپوش گذاشتن به بی‌تدبیری، ضعف و کاستی‌ها) نیست! مقام معظم رهبری در این سخنرانی طی ۳۰ دقیقه، ۱۸ توصیۀ مستقیم به آقای پزشکیان و دولت داشتند:

راوی قدرت و قوّت و امکانات کشور باشید نه راوی ضعف‌ها.

به مردم خدمت کنید و به موازی‌کاری و بیکاری و کم‌کاری و سرگرم شدن به مسائل دیگر نپردازید.

در مورد مسائل اقتصادی و مسائلی که به معیشت مردم ارتباط پیدا می‌کند، بایستی خیلی جدّی‌تر عمل کنید.

منتظر تحوّلات بیرونی هم نباشید و کار موظّف خودتان را انجام بدهید.

در کارکرد خودتان، در حرف زدن خودتان، در پایبندی‌تان به وظایف، روحیه و انگیزه و یکپارچگی ملّت را تقویت کنید.

در کارها باید به اولویّت‌ها و زیرساختی بودن آن‌ها توجّه کنید.

نظام اسلامی اساساً برای تحقّق معارف و شرایع اسلامی تشکیل شد؛ هر کس حرف دیگری بزند، خلاف واقع گفته.

باید در بدنۀ دولت و مدیران میانی، پیگیری به وجود بیاید.

دستگاه‌هایی که وجود و عدمشان یکسان است باید کاسته شوند.

واحدهای تولیدی باید احیا شوند.

کالاهای اساسی باید به موقع تهیه شوند.(و کلی توضیح و راهنمایی در این زمینه)

مسئله‌ی معیشت مردم یکی از مهم‌ترین مسائل کشور است و تورم باید کنترل شود.

کالابرگ‌های الکترونیکی باید ادامه داشته باشد.

برای انضباط بازار یک فکری بکنید و این رهاشدگیِ بازار به روحیۀ مردم صدمه می‌زند.

حواستان به ذخیره‌ی گاز برای زمستان باشد.

در مورد تولید نفت، دنبال پیدا کردن و اجرای روش‌های جدید باشید.

هم در زمینۀ برق، هم گاز، هم آب و هم ساختمان و بنا و هم در زمینۀ سفر و غیره، دولت بیش از همه اسراف می‌کند. این اسراف‌ها را بایستی انجام نداد!

یکی از خطوط اصلی دیپلماسی ما باید قطع روابط اقتصادی و سیاسی دیگر کشورها با اسرائیل باشد. بیایید رئیسِ جمهورمان را حمایت کنیم؛ حمایتی عاقلانه و رهبرگونه! توجیه کردنِ اشتباهات و سرپوش گذاشتن به بی‌تدبیری، ضعف و کاستی‌ها، لگد زدن به منافع کشور و خیانتی بزرگ و غیرقابل جبران به مردم و رهبری و خون شهداست! دست در دست هم دهيم به مهر، ميهن خويش را کنيم آباد...

#علی_سلمان‌زاده

کانال حمید رسایی

━━━━━━━┓ Eitaa.com/rasaee

هفت افتخار بین‌المللی  نمایندگان ایران در مرداد و نیمه اول شهریور ماه ۱۴۰۴

هفت افتخار بین‌المللی که نمایندگان ایران فقط در مرداد و نیمه اول شهریور ماه ۱۴۰۴ یعنی کمتر از ۲ماه بعد از روزهای جنگ ثبت کردند

قهرمانی تیم ملی والیبال جوانان در جهان

قهرمانی تیم ملی نجوم و اخترفیزیک ایران در جهان

قهرمانی تیم ملی کشتی فرنگی جوانان ایران در جهان

قهرمانی سارا بهمنیار نماینده تیم ملی کاراته بانوان ایران در بازی‌های جهانی چین

قهرمانی سینا موحد استاد بزرگ شطرنج ایران در رقابت‌های آنلاین جهانی "تایتلد تیوزدی"

نایب قهرمانی تیم ملی تکواندو نوجوانان دختر و پسر ایران در آسیا

جایزه برنز پزشکی آسیا برای دکتر زینب حسین‌زاده فیزیوتراپیست تیم ملی فوتبال بانوان ایران

دو خبر  امنیتی و ژئوپلیتیک : خروج فوری دیپلمات‌های روس از تل‌آویو  و توقف کمک‌های نظامی به اوکراین

*جابه‌جایی معادله قدرت*

در روزهای گذشته دو خبر ظاهراً جداگانه اما به‌شدت مرتبط منتشر شده که برای ناظران امنیتی و ژئوپلیتیک معنایی عمیق دارد:

1.خروج فوری دیپلمات‌های روس از تل‌آویو

2.توقف کمک‌های نظامی به اوکراین و انتقال آن به اسرائیل

این دو رویداد، اگر در چارچوب جنگ ترکیبی و رقابت قدرت‌های بزرگ تحلیل شود، تصویری از ورود جهان به مرحله جدیدی از تقابل بلوک‌ها ارائه می‌دهد؛

مرحله‌ای که سرنوشت آن نه در شرق اروپا، بلکه در قلب غرب آسیا رقم خواهد خورد.

۱.تخلیه تل‌آویو؛ پیام امنیتی مسکو

مسکو به ندرت دست به تخلیه دیپلماتیک می‌زند مگر آنکه شاخص‌های اطلاعاتی آن از وقوع بحران غیرقابل‌کنترل خبر دهد. معنای اطلاعاتی: سرویس‌های امنیتی روسیه به این جمع‌بندی رسیده‌اند که امنیت فیزیکی و سیاسی سرزمین‌های اشغالی در آستانه فروپاشی است.

پیام پنهان به تهران و محور مقاومت:

روسیه قصد دارد در بحران قریب‌الوقوع، بی‌طرف بماند یا حتی از تضعیف اسرائیل منتفع شود.

پیام به واشنگتن: «ما از جنگ شما در خاورمیانه کنار می‌ایستیم، اما آماده بهره‌برداری راهبردی از شکستتان هستیم.»

۲.تغییر مسیر تسلیحات آمریکا؛ اولویت مطلق بقای اسرائیل تصمیم واشنگتن برای انتقال بخشی از کمک‌های نظامی اوکراین به اسرائیل تنها یک جابه‌جایی تاکتیکی نیست؛ نشانگر تغییر اولویت‌های راهبردی غرب است: دیگر «مهار روسیه» اولویت اول نیست، بلکه جلوگیری از سقوط اسرائیل است. پیامد برای اوکراین: جبهه شرق اروپا در حال از دست دادن عمق دفاعی است؛ مسکو در حال پیروزی خاموش است.

پیامد برای غرب آسیا: حجم ورود تسلیحات پیشرفته به تل‌آویو تأیید می‌کند که آمریکا و ناتو خطر فروپاشی امنیتی اسرائیل را قریب‌الوقوع می‌دانند.

۳.جابه‌جایی میدان اصلی نبرد جهانی ترکیب این دو روند، نشان‌دهنده انتقال میدان نبرد جهانی از مرزهای ناتو به قلب خاورمیانه است.

برای آمریکا: شکست در این جغرافیا نه‌تنها به معنای پایان پروژه صهیونیسم است، بلکه اعتبار بازدارندگی ایالات متحده را در سطح جهانی نابود می‌کند.

برای روسیه و چین: جنگ اسرائیل فرصتی بی‌نظیر برای تضعیف ساختار قدرت غرب و تثبیت نظم چندقطبی است.

برای ایران و محور مقاومت: شرایطی استثنایی برای تبدیل پیروزی‌های تاکتیکی به یک دستاورد راهبردی تاریخی.

۴.خروج روسیه از تل‌آویو یعنی کرملین سقوط امنیتی اسرائیل را قطعی می‌داند.

ارسال تسلیحات از اوکراین به تل‌آویو یعنی واشنگتن حاضر است یک جبهه را قربانی جبهه‌ای دیگر کند. این دو یعنی ورود به مرحله نهایی نبرد بر سر نظم جهانی؛ جایی که شکست آمریکا در غرب آسیا، به معنای شکست در اوکراین، تایوان و حتی داخل خاک خود خواهد بود.

جهان وارد لحظه‌ای تاریخی شده است؛ لحظه‌ای که در آن مفهوم بازدارندگی غرب فرو می‌ریزد، اسرائیل از یک متحد استراتژیک به یک بار اضافه تبدیل می‌شود و محور مقاومت از یک بازیگر منطقه‌ای به تعیین‌کننده نظم جهانی ارتقا می‌یابد.

تمام شاخص‌های اطلاعاتی می‌گویند: پایان اسرائیل نه یک احتمال، بلکه یک روند شتابان است.

تقاضای رفراندوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران 1404

پیرامون رفراندوم چه کسانی که موافق رفراندوم‌اند و چه کسانی که مخالف‌اند، یک چیز را نمی‌دانند و آن اشتراک لفظی رفراندوم است که اصولا بر سه موضوع اطلاق می‌شود؛

۱. تعیین نوع حکومت: اشاره شده در مقدمه قانون اساسی و ناظر به ۵۸/۱/۱۰ که این نوع رفراندوم را تاکنون هیچ حکومتی در دنیا به‌جز جمهوری اسلامی ایران انجام نداده است.

۲. تصویب یا اصلاحیه قانون اساسی: اصل ۱۷۷ قانون‌ کنونی و مشابه اقدامی که در انتخاب خبرگان قانون اساسی (۵۸/۵/۱۲)، تصویب قانون اساسی (۵۸/۹/۱۱) و اصلاحیه آن (۶۸/۵/۶) انجام شد و در بسیاری از کشورها نیز محقق گشته.

۳. تصویب قوانین عادی با ارجاع برخی مسائل مهم به آراء عمومی از جانب مجلس: ظرفیت اصل ۵۹ که تاکنون در هیچ مقطعی در جمهوری اسلامی استفاده نشده است.

کسانی که بر طبل رفراندوم می‌کوبند، عموما عامدانه مشخص نمی‌کنند که دقیقا منظورشان چه نوع رفراندومی است تا هم راه را برای تاویل باز بگذارند و هم نخواهند به این پرسش پاسخ دهند حال که ناگهان علاقه‌مند به همه‌پرسی شده‌اند، چرا در زمان دولت و مجلس اصلاحات، تصمیمات خود را به رأی مردم نگذاشتند؟

گرچه تناقض ادعا و عمل منادیان رفراندوم تردیدی در شیطنت و مأموریت آنان باقی نمی‌گذارد، اما در کل باید بدانیم ظرفیت‌های قانونی نظیر همه‌پرسی مسائل مهم (اصل ۵۹)، استیضاح رئیس‌جمهور (اصل ۸۹)، فرمان جنگ (اصل ۱۱۰)، عزل رهبری (اصل ۱۱۱) و اصلاح قانون اساسی (اصل ۱۷۷)، صرفا بستری است که عندالزوم «می‌تواند» بنابر صلاحدید و طی تشریفات قانونی مورد استفاده قرار گیرد، نه آنکه حتما «باید» استفاده شود و اگر نشود به منزله عدم اجرای قانون قلمداد گردد!

حربه رفراندوم یکبار برای همیشه؛

مشکل ما با رفراندوم چیست؟

۱. اولین و تنها کشوری هستیم که اصل حکومت‌مان را به رفراندوم گذاشته‌ایم و نظامی بر پایه «آری» ۹۸.۲٪ مردم بنا کرده‌ایم؛ فارغ از دو مرتبه رأی اکثریت به قانون اساسی و اصلاحیه آن.

نوبتی هم باشد نوبت آمریکا و انگلیس و عربستان است، نه دوباره ایران! ‏

۲. مگر آن موقع که سلطنت‌طلبان و منافقین و دیگران، بارها و بارها از این ملت سیلی خوردند، تسلیم شدند؟! خیر! ماندند، جنگیدند، خون ریختند و برای شکست حکومت و تسخیر کشور خیز برداشتند.

برای این انقلاب ۳۰۰ هزار شهید داده‌ایم؛ حداقل ۳۰۰ هزار کشته بدهند و آنچه را «می‌توانند» ببرند.

رفراندوم به‌توان رفراندوم

۱. قیام سراسری ملت ایران به رهبری امام خمینی در بهمن ۵۷

۲. رفراندوم تعیین جمهوری اسلامی در ۱۰ فروردین ۵۸

۳. انتخابات خبرگان قانون اساسی در ۱۲ مرداد ۵۸

۴. رفراندوم قانون اساسی در ۱۱ آذر ۵۸

۵. رفراندوم اصلاحیه قانون اساسی در ۶ مرداد ۶۸

احمد قدیری

شرط انجامِ مذاکره واقعی توصیه دکتر لاریجانی دبیر شورای عالی امنیّت ملّی

شرط انجامِ مذاکره واقعی

دبیر شورای عالی امنیّت ملّی: توصیه من همیشه این است که ایران هیچ وقت دیپلماسی را ترک نکند، چون دیپلماسی خودش یک ابزار است.

رهبری معظّم هم یک بار فرموده بودند همیشه پرچم مذاکره در دستتان باشد؛ این کاملاً درست است. در واقع، دیپلماسی یک بخشی از کار حکومت است و معنی ندارد که آن را ترک بکند؛ مهم این است که چه زمانی و چگونه از آن استفاده بکنیم.

اگر صحنه‌ی دیپلماسی را دشمن تبدیل بکند به یک صحنه‌ی تئاتر و نمایش، از این دیپلماسی چیزی درنمی‌آید. یا اگر مقصودش این باشد که از دیپلماسی برای توجیه یک کار دیگر استفاده کند، خب معلوم است که این دیپلماسی بماهو دیپلماسی مورد توجّه نبوده و در واقع نمی‌خواسته از آن استفاده کند.

امّا اگر دیپلماسی برای این باشد که ما از جنگ بهره‌ای نمی‌بریم، حالا می‌خواهیم صلح کنیم، اینجا جای دیپلماسی است و این دیپلماسی واقعی است.

من الان شرایط را این‌گونه نمی‌بینم؛ یعنی احساس می‌کنم دیپلماسی‌ای که این‌ها دارند، دیپلماسی برای بهانه ایجاد کردن است؛ ولی در‌عین‌حال نباید بگوییم ما دیپلماسی را قطع می‌کنیم.

اینکه شرایط مذاکره مثلاً چگونه باشد و چه وقتی ثمر می‌دهد، مذاکره وقتی ثمر می‌دهد که طرف مقابل بفهمد جنگ خاصیّتی ندارد و مثلاً بخواهد از راه مذاکره مسائل را حل بکند؛ امّا اگر بخواهد مذاکره را بهانه کند برای یک عملیّات دیگر، خب این یک مذاکره‌ی صحیحی نیست. بنابراین، در این زمینه شرط ما این است که مذاکره‌ی واقعی بکنیم. اگر دنبال جنگید، بروید کارهایتان را بکنید، هر وقت پشیمان شدید بیایید برای مذاکره؛

امّا اگر واقعاً به این نتیجه رسیدید که این ملّتِ نستوه و مقاوم را نمی‌توانید با جنگ تسلیم کنید ــ این حرف‌های چرندی که می‌زنند که ما حتماً باید فشار بیاوریم تا ایران تسلیم بشود، که رهبری هم پاسخشان را دادند و در این جنگ هم متوجّه شدند که «ایرانی‌ها تسلیم‌بشو نیستند»؛

شرط انجام مذاکره واقعی این است که این را درک کنید.»

ونزوئلا در آستانه جنگ!!! آمریکا به صورت رسمی می‌خواهد در ونزوئلا عملیات نظامی انجام دهد

#تحلیل_اختصاصی

آمریکا به صورت رسمی می‌خواهد در ونزوئلا عملیات نظامی انجام دهد تا دولت این کشور سرنگون شود و منابع نفتی مورد نیاز خود را بدست بیاورد. بهانه این حمله هم حضور گروه های مافیای مواد مخدر است که قبلا در دوران جنگ سرد و برای جنگ با کوبا از آن استفاده کرده است.

درواقع ایالات متحده در حال استقرار نیروهای هوایی و دریایی در جنوب کارائیب است تا به بهانه مبارزه با کارتل‌های مواد مخدر آمریکای لاتین در ونزوئلا یک کودتا براه بیاندازد. سیستم کاری همان چیزی است که پیش از این در ایران رقم زدند و قبل از آن در روسیه. با استفاده از پهپادهای انتحاری و موشک ها مقامات اصلی ونزوئلا را ترور می‌کنند (چون روسیه هسته ای بود جرات اینکار نداشتند اما در ایران اجرایی کردند) سپس حمله خارجی آغاز می شود و هم‌زمان در داخل معترضان از قبل آماده شده به همراه لیدرهای خائن وارد عمل می‌شوند.

اینبار دیگر خود آمریکا مستقیم وارد عمل شده است و اگر شکست بخورد آبروی نظامی وی برای همیشه از بین می‌رود به همین دلیل تمام سعی خود را می‌کند که حکومت ونزوئلا ساقط شود. فراموش نکنید چند ماه پیش دولت آمریکا با دولت ونزوئلا درباره برداشتن تحریم های نفتی و فروش نفت مذاکرات داشته است و به قول خودشان مذاکرات موفقیت آمیز بوده است.

گویا این یک سنت آمریکای است که سراغ هر کسی که در شرایط بحرانی پالس ضعف می‌فرستند و با آنها مذاکره می‌کنند می‌روند و به آنها حمله نظامی می‌کنند کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، گفت که کاخ سفید پس از استقرار ناوگانی در سواحل ونزوئلا، از «تمام قوا» علیه این کشور استفاده خواهد کرد. تا چند ساعت آینده، ناوشکن‌های کلاس آرلی برک، یو اس اس گریولی، یو اس اس جیسون دانهام و یو اس اس سمپسون، با موشک‌های کروز BGM-109 تاماهاوک ، به عنوان نیروی دریایی ایالات متحده برای پشتیبانی از نیروهای اعزامی خاکی ، و همچنین یک زیردریایی هسته‌ای ناشناخته، به سواحل ونزوئلا خواهند رسید و عملیاتی می‌شوند.

گزارش شده است که در حال حاضر بخش جنوبی کارائیب توسط هواپیماهای شناسایی و نظارتی آمریکایی P-8A Poseidon گشت‌زنی می‌شود و برای عملیات فرود، علاوه بر گروه دوزیست با تفنگداران دریایی، از بالگردهای UH-1Y Venom نیز استفاده خواهد شد که برای پشتیبانی آتش با استفاده از موشک‌های 70 میلی‌متری Hydra و پیاده‌نظام زمینی (تا 8 نفر) طراحی شده‌اند.

ایران در ونزوئلا پایگاه های نظامی و کشت فراسرزمینی دارد و باید با تمام توان موجود از ونزوئلا دفاع کند و روسیه و چین هم باید وارد عمل شوند. حالا در مورد رفتار روسیه و چین و ارتباط آن با ایران در تحلیل امروز صحبت میکنم اما این یک جبهه جنگ مشترک است که ایران باید به خوبی سعی در مهار دشمن کند. هرچند سخت است و آمریکایی ها بیش از یک سال برای چنین حمله ای آماده شده اند

اما کافی است ایران وارد عمل شود و مانند بقیه کشورهایی که حاکمیت آنها را نجات داده است کاری کند که آمریکا در ونزوئلا پیروز نشود آنگاه خواهید دید ترامپ چگونه بهای آن را می‌دهد و آمریکا وارد یک جبهه جنگ ویتنام مانند می‌شود. حالا بهتر متوجه خواهید شد که چرا برخی در جبهه اصلاحات سعی می‌کردند با تمام توان از تسلیم ایران صحبت کنند تا آمریکا در نقاط دیگر راحت باشد.

ونزوئلا یک آزمون سخت برای وزارت‌ امور خارجه دولت مسعود پزشکیان و شخص وزیر است. اگر بخواهد دنبال سیاست های ذلیلانه دوره جواد ظریف برود و از اقدام مستشاران نظامی ایران در ونزوئلا دفاع نکند آنگاه هزینه از دست دادن یک متحد دیگر را باید بپردازیم. همانگونه که در سوریه این اتفاق افتاد و در تهران هزینه دادیم.

یاعلی مرداد ١۴٠۴ میلاد رضایی

کتاب "آواز پر طرقه"  رمانی با محوریت عشق و حماسه در دوران حکومت مظفرالدین‌شاه قاجار،

آواز پر طرقه رمانی است با محوریت عشق و حماسه که در دوران حکومت مظفرالدین‌شاه قاجار، در خراسان شمالی شکل گرفته است. این رمان با تکیه بر اتفاقات تاریخی مثل ماجرای دختران دامغان، عشق بی‌پایان مردم ایران را به مهین‌شان نشان داده است که هر زمان پای دشمن خارجی در میان باشد، مردم ایران با درایت و عقلانیت خودشان به دفاع از وطن بر می‌خیزند.

رمان با قصه‌گوی قدرتمند خودش مخاطب را به دل تاریخ می‌برد و علاوه بر آشنایی او با فرهنگ اصیل مردم کرد آن خطه، از سلحشوری‌ها و غیرت ایرانی برایش روایت می‌کند. خواندن این رمان کاملا ایرانی عشق ما را به ایران بیشتر می‌کند. گفتگوی ما اگر چه قبل از دفاع مقدس ۱۲ روزه شکل گرفت، اما خواندنش در این روزهای پس از پیروزی هم مغتنم است.

خیزش عاشقانه یک دختر در دفاع از وطن!

«نازنین جاویدسخن» سال ۱۳۶۳ در تهران متولد شد و کارشناسی ارشد زبان و ادبیتا فارسی را از دانشگاه پیام نور گرفته اگر چه کارشناسی‌اش را دررشته فیزیولوژی ورزشی گرفت. به گفته خودش از بچگی عاشق ادبیات بوده و با این که وارد ورزش شده و در رشته آمادگی جسمانی درخشیده اما عشق به ادبیات باز هم او را پاگیر کرده و به نوشتن رمان رو آورده است. دخترانش که به دنیا آمدند، حضورش در ورزش را کمرنگ کرد و راه ادبیات را قوی‌تر پی گرفت. با او درباره اولین رمانش «آواز پر طرقه» که به همت انتشارات مهرستان به چاپ رسیده و نظر خوانندگانش را جلب کرده، گفتگو کردیم.

*آواز پر طرقه چطور شروع شد؟

همه چیز از شنیدن یک مرثیه از نواهای کردهای خراسان شمالی که کرمانج هستند به نام الله مزار شروع شد. پژوهشم شش ماه طول کشید و تصمیم گرفتم این پژوهش را به یک رمان تبدیل کنم.

*شما اصالتا برای‌ آن منطقه هستید؟ علاقه‌تان چطور شکل گرفت؟

من با یکی از پژوهشگران بزرگ کُرد به نام استاد کریم‌الله توحدی در ارتباط بودم که در خراسان شمالی زندگی می‌کنند. استاد شناخته‌شده ای هستند و عمرشان را در راه فرهنگ ایرانی و کرمانج گذاشته‌اند. ایشان هنوز هم باور نکرده‌اند که من کرد نیستم. به دفتر انتشارات تماشس گرفت هتا مطمئن شود من کرد هستم یا نه! آنقدر که من با علاقه این کار را دنبال کردم. من کلا به ایران و به فرهنگ ایران علاقه دارم. هر ایرانی وقتی که موسیقی، هنر و زبان‌های محلی مناطق ایران را می‌بیند و می‌شنود، حسش برانگیخته می‌شود. مادر من اردبیلی و پدرم باکویی هستند اما من بچه تهرانم و با آذری‌ها ارتباط چندانی ندارم.

شمال خراسان منطقه عجیبی است. در یک منطقه کوچک،‌ترکگ و کرد و تات و فارس و اقوام دیگر کنار هم زندگی می‌کنند و حتی از نظر عرفانی هم زبانزد هستند.

حددو شش ماه پژوهش کردم و به این نتیجه رسیدم که ظرفیت تبدیل شدن به رمان را دارد. من مجموعه داستانم را تازه دارم می‌نویسم و اولین کارمف‌رمان بود. بعد از شش ماه، پژوهشم همراه بود با نوشتن چون پیرنگ و طرحم کامل بود. البته در چهار سالی که مشغول نوشتن بودم، تغییرات زیادی کرد. من بعد از سه سال گمان کردم که کار تمام است اما نظرها این بود که روی رمانم باید بیشتر کار کنم. وقتی که به کارگاه استاد منایی رفتم، زبانم و دیدم به داستان تغییر کردو در این یک سال خیلی فشرده تر این رمان را جلو بردم. هم بازنویسی کردم و یک سوم هم حجم آن اضافه شد. آ«قدر خوب شد که به محض این که به انتشارات مهرستان فرستادم پذیرفته شد.

*چرا مهرستان؟

مهرستا ننشری است که جانبدار نیست و فقط دارد به ادبیتا خدمت می کند. حقیقات من مهرستان را اینگونه می بینم چون برای ادبیتا دغدغه دارد. لطف خدا بود و الان هم خیلی راضی ام که با این نشر کار کرده ام. نثر من نسبت به زمانی که این رمان را نوشتم تغییر کرده و الان تقریبا مجموعه داستانم آماده ایست و شاید اگر یک نفر مجموعه داستانم را بخواند بویی از این رمان در آن نباشد. این رمان زبان خاصی دارد که باید به طور خاصی نوشته می‌شد. فرهنگ این مردم کرمانج،‌ به شدت آنها را هنرمند کرده است.

رمان یک شخصیت دارد به نام امیرحسین‌خان شجاع‌الدوله که در راه وطن کشته می‌شود و کردها این شخصیت را خیلی زیاد دوست دارند. این شخصیت وقتی به فرمان شاه مجبور به کاری می‌شود که دلش نمی‌خواسته، به یک سید می‌گوید دعا کن من کشته بشود و من نتوانم این مأموریت را انجام بدهم. اگر کشته شدم، این آبادی را به تو می‌بخشم. اگر هم زنده ماندم، می‌آیم و گردن تو را می‌زنم. مثل این که دعا کارگر می‌افتد و در راه کشته می‌شود و قلعه فیروزه هم به دست شجاع‌الدوله به دست روس‌ها نمی‌افتد. مرثیه «وای وای رشیدخان؛ سردار کل قوچان» را برای ختم این شخصیت می‌خوانند و الان متاسفانه تبدیل شده به یک قطعه طربناک! هنر آن قوم، زیر سایه درد و غم ساخته شده.

*از چه منابعی در روند پژوهشتان استفاده کردید؟

من به غیر از منابع برخط، گفتگوهای زیادی با استاد توحدی داشتم. چهار جلد کتاب حرکت تاریخی کردها به خراسان را خواندم. کتاب خراسان دکتر شریعتی که راه‌های خراسان را تشریح کرده است. کتاب دختران قوچان نجم‌آبادی نیز جزو منابع من بود و چندین کتاب دیگر را هم خواندم. من به عنوان منبع به کتاب سووشون هم نظر داشتم. دو جلد کتاب افسانه هزار و یک شب کرمانج که نوشته استاد توحدی است هم از منابع اصلی من بود. این کتاب تاریخ شعر و موسیقی کرمانج است و خیلی به کار من آمد. از سفرنامه «ترکستان و ایران» هنری موزر هم استفاده کردم. موزر به شرقی‌ترین بخش ترکستان می‌رود و از آنجا تا سمنان می‌رود. مهمترین بخشش هم برای همان منطقه خراسان شمالی است.

چیزی که من می‌نوشتم برای صدو اندی سال پیش است و دیگر هیچ کسی از ‌آن دوران وجود ندارد. من سعی کردم به شکل زمان این مسائل را ثبت کنم چون نسل جدید سراغ کتاب‌های نظری نمی‌رود.

خیزش عاشقانه یک دختر در دفاع از وطن!

نازنین جاویدسخن، نویسنده داستان بلند «آواز پر طرقه»

*این انتخاب برای کار اولتان سخت نبود؟

می‌خواهم بگویم این رمان برای من مثل یک معلم بود. من در جریان نوشتن این رمان، «نویسنده» شدم. نوشتن این رمان خیلی زحمت داشت و گاهی به تنگنا می‌خوردم. این رفتن به دل تاریخ، نویسنده را بیچاره می‌کند چون منابع خیلی کم است. مثلا برای فهمیدم یک تاریخ باید موسیقی آن را واکاوی می‌کردم. در یکی از فصل‌های رمان، مرثیه «شاره‌جان» که آقای سهراب محمدی خوانده‌اند را محور قرار دادم و تاریخ و داستانش را پیدا کردم و یک فصل برای‌ آن نوشتم.

*قلعه‌ها در داستان شما نقش مهمی دارند...

کلا در شهرهای مرزی ایران، در قلعه‌ها زندگی می‌کردند و یکی از مناطقی که خیلی قلعه دارد، همین خراسان است. خیلی از قلعه‌ها از بین رفته و خیلی‌ها هم آنسوی مرز قرار گرفته. من اگر چه خود به آن مناطق نرفتیم اما خودشان می‌گویند که چقدر خوب جزئیات آن قلعه‌ها را فهمیده‌ام. من عکس‌های آن قلعه‌ها را در کتاب آقای توحدی دیده‌ام. قلعه‌هایی که حتی راه هم نداشته و با چهارپا به آنجا رفتند تا عکسی از آن قلعه‌ها باقی بماند. شاره‌جان قلعه‌ای است که ترکمن‌ها به آن حمله کردند و آنجا یک آقایی است که می‌خواهد برود و نامزدش را به نام «شاره» نجات بدهد که نمی‌تواند و او را می‌برد. حالا دارد به برادرش دردل می‌کند و می‌خواهد برود که برادرش نمی‌گذارد چون خطر دارد.

مرثیه سوزناکی است و من با شخصیت‌های خودم این ماجرا را در یک فصل نوشتم. کل رمان من همین است؛ یعنی دارد تاریخ را با شخصیت‌هایی که برساخته ذهن من بوده، روایت می‌کند. تنها شخصیت واقعی داستان من، امیرحسین‌خان شجاع‌الدوله است.

*این رمان چه آورده ای برای مخاطب امروزی دارد؟

برای مخاطب امروز، لذت خواندن یک رمان و درام عاشقانه و در پی آن، آشنا شدن با فرهنگ ایران. اگر مجموعه داستان من منتشر شود می‌بینید که داستانی نوشته‌ام که در شمال ایران اتفاق افتاده. این داستان در جشنواره سیمین دانشور مقام آورد. آنجا که رفته بودم، هر کدام از داورها نظر می‌دادند و خانم الهام فلاح هم که اصالتا شمالی است می‌گفت من مطمئن بودم تو شمالی هستی. فقط یک شمالی می‌فهمد تو چقدر برای نوشتن این داستان دقت کرده ای... باورش نمی شد کهم نشمالی نیست. در آن مجموعه، ود داستان برای جنوب دارم. کلا به ایران علاقه و عشق دارم.

*علاقه شما کی به خطه آذربایجان می‌رسد؟

ان‌شا الله دررمان بعدی. فکر می‌کنم برای رمانی که می‌خواهم برای آذربایجان بنویسم لااقل باید دو سال پژوهش کنم. رمان کلیدر، نام روستایی است که ساکنانش کرمانج هستند و شخصیت‌هایش همه کرد هستند و آقای دولت‌آبادی این رمان را به لهجه و گویش سبزواری نوشته است. کلیدر نام روستایی است که به قوچان نزدیک است و در خراسان شمالی قرار دارد اما نویسنده، رمان کلیدر را با لهجه‌ای نوشته که مربوط به آن منطقه نیست. سبزواری‌ها خراسانی هستند و کلیدری‌ها،‌ کُرد هستند.

من وسط نوشتن این رمان بودم که سراغ رمان کلیدر رفتم و تعجب کردم چرا نویسنده درباره کردها با گویش سبزواری نوشته. این موضوع را از آقای توحدی هم پرسیدم و گفت که من دو جلد کتاب با نام «کلیدر در اسناد و واقعیات» دارم و خواندن آن را به من توصیه کرد.

*اینطور که تعریف می‌کنید، استاد توحدی باید زندگی جالبی داشته باشد....

آقای توحدی در مناطق اطراف شیروان، در حال زندگی است و با این که می‌تواند در خارج از کشورزندگی کند، باز هم مانده تا فرهنگ کرمانج را حفظ کند و حتی موزه‌ای هم تاسیس کرده. آقای توحدی در کتابش گفته که مارال و گل‌محمد (شخصیت های اصلی رمان کلیدر) را در همان منطقه بوده‌اند و واقعا زندگی می‌کرده‌اند. برای من خیلی جالب بود که مارال در کوره‌پزخانه کارگردی می‌کرده و در همانجا می‌میرد.

*برخی معتقدند کتاب شما از منظر نثر خیلی مورد توجه است. موضوعتان تاریخی است اما نثر برای مخاطب امروز و ذائقه‌اش خیلی مناسب است. نه جملات سنگین دارد و نه کلمات کهن. این کارتان هوشمندانه بوده و به راحتی مخاطب را همراه می‌کند. چطوری به این زبان رسیدید.

این داستان این زبان را می‌طلبید. من اصلا سراغ ساختن زبان نمی‌روم و این را درست نمی‌دانم. این کار اگر چه تکنیکی است اما مورد پسند من نیست. برخی از این کتاب‌ها را فقط کتابخوان‌های حرفه‌ای می‌خوانند و می‌پسندند اما به درد مخاطب جوان امروزی نمی‌خورد. فکر می‌کردم برای یک درام تاریخی باید زبانم لطیف باشد و این مسیر را انتخاب کردم تا قدری شاعرانگی داشته باشد. من یک عاشقانه ساختم که باید روندش ساخته بشود برای همین برایش خیلی وقت گذاشتم.

* احساس می‌کنم زبان رمان شما خیلی امروزی شده. توقعی در مخاطب ایجاد کرده‌اید که اگر با رمان پیش برود، انگار به اتفاقاتی در زمان حال برمی‌گردد. البته این هوشمندی هم خوب است که خواسته‌اید مخاطب را جذب کنید.

من زبان ویژه آن دوران را نساختم چون مخاطبم محدود می‌شد. من فکر کردم بهتر است رابطه ها را بسازم و آدم ها را نشان بدهم بعد از آن داستانم را تعریف کنم. من به نحوی از براعت استهلال استفاده کرده‌ام و خواسته‌ام زوایای داستانم را نور بتابانم تا مخاطب، راحت‌تر با آن همراه شود.

*تا وقتی قصه طُرقه را تعریف نمی‌کنید، انگار رمانتان شروع نشده. کاش رمان را با همین قصه که ساده اما جذاب است شروع می‌کردید...

من اولین بار با حرکات موزون کرمانجی شروع کرده بودم اما بعدا به من گفتند این شروع ممکن است حساسیت‌هایی به دنبال داشته باشد برای همین در بازنویسی آخر فصل اول را جابجا کردم.

*برخی ویژگی داستان شما را در این می‌دانند که تفاوت‌های رمان و رمنس را در نظر گرفته‌اید و تلاش کرده‌اید که هر دو ساحت را در اثرتان مد نظر داشته باشید. شما اصرار داشتید که به شخصیت هایتان محدود باشید. شما اجازه کشف به مخاطبتان می‌دهید.

من یک کار حماسی و تاریخی نوشته‌ام. اثر من فقط در یک فضای واقعی وجود دارد و افرادش واقعی نیستند. تلاش کردم یک کار حماسی و تاریخی بنویسم و قهرمان بسازم؛ قهرمانی که کاملا سفید است. این از ویژگی رومنس است و سردار، قهرمان است که هیچ نقطه تاریکی در زندگی‌اش نیست. من در بستر تاریخ، عرض زیادی به رمانم دادم.

*داستان شما هم پیرنگ موقعیت دارد و هم پیرنگ شخصیت و قهرمان و این را هم می‌شود از نقاط قوت داستان شما بدانیم... حالا اگر قرار باشد در چند جمله، چیزی بگویید که مخاطب را به خواندن رمان‌تان تشویق کند، چه می‌گویید؟

من یک داستان تاریخی، درام، عاشقانه و حماسی نوشتم. این یک حماسه ‌است از شمال خراسان در صد و چند سال پیش. فضایش با این که یک فضای جنگی و حماسی است اما زنانه هم هست. این برای خودم هم جالب بوده. آخر رمان چهل نفر مرد هستند که با هم می‌روند تا دختران ربوده شده را برگردانند اما یک نفرشان زن است. عمه‌ای که یک زن پهلوان است. زنی کرد با شاخصه‌های زنانی که در عین زنانگی، مردانگی عجیبی دارند. در یک صحنه می‌آید تا قیقاج با اسب را به گلبوته یاد بدهد. گلبوته با این که دوست دارد پیش سردار بماند. در قشلاق و ییلاق، پیرها و ناتوان‌ها می‌مانند و نمی روند و سردار هم برای محافظت از حدود، پیش آنها می‌ماند. عمه خانم هم می‌ماند که از حد و مرز قلعه، محافظت کند.

*انتخاب شخصیت عمه در این ترکیب خیلی هوشمندانه است چون کردها و لرها از این زنان قوی و پهلوان، خیلی دارند و مردان هم به شکب یک اسطوره به آن نگاه می‌کنند. رد این شخصیت‌ها را حتی در سریال‌های تلویزیونی هم می‌شود گرفت. همه این جزئیات را کنار هم که می‌چینیم به این نتیجه می‌رسیم که رمان، از کار درآمده.

اگر خودم منتقد رمانم بودم به خوانندگان توصیه می‌کردم لطفا تحمل کنید و این رمان را تا آخر بخوانید. بعضی‌ةا عاشقانه را دوست ندارند و حتی آنها هم باید صبوری کنند. گاهی خوانندگان دوست دارند عاشقانه با خون و خونریزی همراه باشد در حالی که من در این رمان، یک واقعیت عاشقانه را بدون خشونت ارائه کرده‌ام. دختری بوده که فکر می‌کرده نامزدش زنده اشت در حالی که مرده بوده. به قبرستان که می‌رود تا آخر هم باور نمی‌کند که نامزدش از دنیا رفته. به قبرها دست می‌کشد و بو می‌کند و بالاخره مزار یارش را پیدا می‌کند.

*قفسه کتاب / روزنامه جام‌جم

«اسرائیل بزرگ» با اشغال کشورهای منطقه !

«اسرائیل بزرگ» یا اشغال کشورهای منطقه؟!

محمدرضا فرهادی فعال رسانه در تلگرام نوشت:

نتانیاهو اخیراً در یکی از سخنان خود به این گزاره اشاره کرد که به دنبال تشکیل «اسرائیل بزرگ» است. مطرح کردن این گزاره برای اولین بار به‌صورت علنی توسط مقامات این رژیم انجام شده و پیش‌تر صرفاً در سطح تئوریک مطرح بود.

این مسأله نشان می‌دهد که این رژیم با اقدامات هدفمند و آگاهانه، روندها و تحرکات خود را در سطح منطقه پیش می‌برد. در رابطه با طرح «اسرائیل بزرگ»، موارد زیر قابل بیان است:

۱. «اسرائیل بزرگ» شامل تمام فلسطین، لبنان، اردن، همچنین هفتاد درصد از سوریه، نیمی از عراق، یک‌سوم عربستان، یک‌چهارم مصر و بخشی از کویت است. البته بسیاری معتقدند که ترکیه فعلی و حتی بخش‌هایی از اروپا نیز در منظومه «اسرائیل بزرگ» صهیونیست‌ها وجود دارد و عدم اشاره به آن‌ها به دلایل سیاسی و جلوگیری از تحریک کشورهاست.

بنابراین، مطرح کردن مصر و اردن به‌صورت محدود صحیح نیست؛ شاید نتانیاهو به این کشورها اشاره کرده باشد، اما منظور او تنها مناطقی از این کشورها نیست و ابعاد «اسرائیل بزرگ» فراتر از چند کشور خاص است. حتی می‌توان آن را فراتر از محدوده «نیل تا فرات» تصور کرد، زیرا در اندیشه‌های صهیونی، ترکیه نیز جزئی از «اسرائیل بزرگ» است. به‌عبارت دیگر، قلمرو مکانی «اسرائیل بزرگ» فراتر از مرزهای کنونی است.

۲. اکنون این سؤال مطرح می‌شود که نتانیاهو در این مقطع زمانی چرا این بحث را مطرح کرده است؟

علت اول، وضعیت موجود در منطقه است. صهیونیست‌ها معتقدند شرایط کنونی و اقدامات آن‌ها طی دو سال گذشته منجر به برتری‌شان در سطح منطقه شده و اکنون بهترین زمان برای ابراز ایده‌هایشان است.

طرح‌هایی همچون «خاورمیانه نوین» یا «نظم منطقه‌ای جدید» نشان از مقدمه‌چینی این رژیم برای اجرای طرح‌های اشغال‌گرایانه دارد.

علت دوم، وضعیت موجود در آمریکا است. بارها نتانیاهو و اخیراً اسموتریچ تأکید کرده‌اند که ترامپ بهترین رئیس‌جمهور آمریکا در همراهی با این رژیم بوده است. این شرایط باعث می‌شود رژیم صهیونیستی بدون ملاحظه، اقدامات و ابتکارات خود را انجام دهد و حتی همراهی آمریکا را نیز داشته باشد، همان‌طور که در زمان ریاست‌جمهوری اول ترامپ، اقدامات وی مانند الحاق جولان، اعلام بیت‌المقدس به‌عنوان پایتخت رژیم صهیونی و طرح ابراهیم صورت گرفت.

در نتیجه، این مسائل نشان می‌دهد که طرح «اسرائیل بزرگ» یک پروژه آمریکایی-صهیونی برای اشغال کشورهای منطقه است که در چارچوب سیاست خارجی این رژیم تدوین شده و با توان و تلاش گسترده در حال پیگیری است.

mshrgh.ir/1741854

ترامپ نقاب از چهره برداشت همه نوکران و عاشقانش را افشا و رسوا کرد1404

سخنان عجیب و بی‌پرده ترامپ

ترامپ نقاب از چهره برداشت همه نوکران و عاشقانش را افشا و رسوا کرد

دونالد ترامپ سخن می‌گوید: با صراحتی که شاید بسیاری جرأت بیان آن را ندارند، با اینکه گفتارش آمیخته به وقاحت، رذالت و خصومت است، اما به دلیل شفافیتش قابل توجه است.

باید اذعان کرد که در این صحبت‌ها حقیقتی تلخ نهفته است.

خلاصه صحبت‌های ترامپ در یک گفتگوی مستقیم : آقایان، امروز تصمیم گرفته‌ام که هر آنچه در جریان است را به شما بگویم و اینکه جهان به کدام سمت حرکت می‌کند. از تغییراتی که طی ۴۰۰ سال گذشته رخ داده است، صحبت کنیم.

به یاد دارید سال ۱۷۱۷ که جهان جدید متولد شد؟ به یاد دارید اولین دلار در سال ۱۷۷۸ چاپ شد؟ و برای اینکه این دلار بتواند حکومت کند، دنیا نیاز به یک انقلاب داشت، که همان انقلاب فرانسه در سال ۱۷۸۹ بود. این انقلاب همه چیز را تغییر داد و جهانی که ۵۰۰۰ سال تحت تسلط ادیان و اساطیر بود، جای خود را به یک نظام جهانی جدید داد که در آن پول و رسانه حکمرانی می‌کنند. جهانی که در آن جایی برای خدا و ارزش‌های انسانی نیست.

تعجب نکنید که ما نمونه‌ای از این نظام جهانی جدید هستیم. سیستمی که ماهیت شغلی مانند من، بدون ارزش‌های انسانی و اخلاقی را ممکن می‌کند. برای من مهم نیست که یک کشتی‌گیر بمیرد، آنچه مهم است این است که کشتی‌گیری که روی آن شرط بسته‌ام، برنده شود. با این حال، این سیستم جهانی مرا به ریاست‌جمهوری رسانده است، من که اداره‌کننده مؤسساتی برای قمار هستم! اگر اخلاق دیگر معیار نیست، پس آنچه امروز جهان را اداره می‌کند، منافع است.

سیستم ما با صبر و بدون خستگی عمل کرده است، تا جایی که قدرت کلیسا از بین رفته است، دین از سیاست جدا شده و سکولاریسم برای مقابله با مسیحیت پدید آمد. همچنین، زمانی که چیزی به نام خلافت عثمانی سقوط کرد و حتی یهودیت نیز قربانی این سیستم شد، چون ما آن را در سیستم جهانی درگیر کردیم. امروز اکثریت جهان از یهودیان متنفر است، به همین دلیل ما قانونی برای محافظت از یهودیت وضع کردیم. بدون این قانون، یهودیان در همه جای جهان کشته می‌شدند. این نشان می‌دهد که در این نظام جهانی جدید جایی برای ادیان وجود ندارد.

شما امروز هرج و مرج گسترده‌ای را در سراسر جهان می‌بینید. این یک تولد جدید است، تولدی که هزینه آن خون‌های بسیاری است. ما، به عنوان بخشی از این سیستم جهانی، از این وضعیت ناراحت نیستیم، چون دیگر احساسات و عواطفی نداریم.

کار ما شبیه یک ماشین شده است. به عنوان مثال، ما تعداد زیادی از عرب‌ها و مسلمانان را می‌کشیم، پولشان را می‌گیریم، زمین‌هایشان را اشغال می‌کنیم و ثروت‌هایشان را مصادره می‌کنیم. شاید کسی بگوید این خلاف قوانین است، اما پاسخ ما ساده است: آنچه ما با عرب‌ها و مسلمانان می‌کنیم، بسیار کمتر از کاری است که خودشان با یکدیگر می‌کنند. آنها خائن و احمق هستند…

شایعه‌ای در جهان عرب وجود دارد که آمریکا میلیاردها دلار به اسرائیل می‌دهد، اما این یک دروغ است. این عرب‌ها هستند که میلیاردها دلار به آمریکا می‌دهند و آمریکا نیز این پول را به اسرائیل می‌دهد. عرب‌ها احمق هستند، چون به دلایل طایفه‌ای با یکدیگر می‌جنگند، در حالی که زبانشان یکی است و اکثراً از یک دین پیروی می‌کنند. بنابراین، منطقی است که این جوامع نباید بقا داشته باشند.

در مورد ایران، ما با این کشور نمی‌جنگیم چون به ما حمله کرده است، بلکه ما هستیم که تلاش می‌کنیم آن را نابود کنیم و نظامش را تغییر دهیم. ما این کار را با بسیاری از کشورها انجام داده‌ایم. اگر بخواهید قوی‌ترین کشور جهان باقی بمانید، باید دیگران را ضعیف کنید.

ما دیگر پشت بهانه‌هایی مانند «دموکراسی» پنهان نمی‌شویم. امروز آمریکا دیگر پلیس جهان نیست، بلکه یک شرکت است. شرکت‌ها می‌فروشند و می‌خرند و با کسی هستند که بیشتر پرداخت کند. و برای ساختن، باید تخریب کرد، و هیچ جایی برای تخریب بهتر از جهان عرب وجود ندارد....

چهل و شش سال است انقلاب اسلامی ماهیت کثیف آمریکا را فریاد می زند اما احمق های خائن در داخل کشور آمریکا و غرب را معبد و قبله و خدای خود قرار داده و ذات پلید غرب را سفید شویی و تبرئه کرده و حتی شکست و پاره شدن خفت بار برجام را تقصیر ایران جا می زنند

کانال تحلیلی بصیرتی ولایت آخرالزمان

@velayateakharazaman

تحلیل_اختصاصی | میلاد رضایی  از حمله سریع و شدیدارتش روسیه در شمال خط دونتسک-پوکروفسک

#تحلیل_اختصاصی | میلاد رضایی

ارتش روسیه در شمال خط دونتسک-پوکروفسک با یک حمله سریع و شدید،توانست شبکه‌ای از سنگرها، میدان‌های مین و خندق‌ها به طول ۲۰ کیلومتر را تصرف کند و خطوط دفاعی اوکراین را بشکند.

درواقع ارتش روسیه با حمله‌ای شدید در شرق دوبروپیلیا، ضعیف‌ترین نقطه خط دفاعی جدید دنیپرو در دونباس که بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری‌های اوکراین و ناتو در دو سال گذشته بوده را شکست و پاره کرد. ارتش روسیه همزمان به سمت غرب حمله کرده و با نیروهای شناسایی وارد شرق دوبروپیلیا شد.

نیروهای روسیه اکنون به دنیا نشان دادند که معنای واقعی جنگ فرسایشی حمله سنگین در زمان مناسب است. هژمون آمریکا و متحدانش در غرب با انتشار داستان های خیالی و تحت تبلیغات رسانه ای مبنی بر اینکه اوکراینی ها ناجی بشریت‌ هستند، ارتش اوکراین و میلیون‌ها نفر از نیروهایش را با توهم قدرت آتش برتر و تسلط بر نظارت هوایی و با تکنیک‌های پیشرفته حمله و دفاع ناتو در سنگرهای گل‌آلود به سوی مرگ فرستادند و در آتش شدید روسیه به کشتن دادند.

ببینید بحث دفاع مردم اوکراین از خاک خودشون نیست فریب این جملات را نخورید از ابتدا با ورود زلنسکی یهودی و غربگرا که کوچکترین اهمیتی به خاک اوکراین نمی‌داد این بحث خاک اوکراین کلا منتفی شد و هرکاری کردند در راستای جنگ نیابتی غرب با آمریکا بودند. اکنون مناطق متشکل از خطوط دفاعی متعدد ناگهان فرو می‌ریزند. ظرفیت پیاده‌نظام، خودروهای زرهی و توپخانه اوکراین به پایین‌ترین حد رسیده است.

وقتی روسیه از شاهد ایرانی استفاده کرد و ساختار جنگ جبهه ها در جنگ فرسایشی به سمت استفاده از پهپادها رفت، اوکراینی ها فکر می‌کردند همه چیز را با پهپادها حل کنند اما واقعیت این است که در یک جنگ فرسایشی، وقتی سنگرها از نیروهای آموزش دیده خالی می‌شوند، تکنیک‌های زیادی برای شناسایی تیم‌های پهپادی توسعه یافته و فقط با حرکت تیم‌های پهپادی در پشت جبهه، پیدا و نابود کردن آنها چندان دشوار نیست.

ارتش روسیه هم‌اکنون خطوط اسلاویانسک، کراماتورسک، کنستانتینوکا و پوکروفسک-میرنوگراد را به طور همزمان محاصره کرده و از آسیب‌پذیری و عدم آمادگی پشت جبهه اوکراین بهره‌برداری استراتژیک کرده است. نیروهای روسیه با پشتیبانی گسترده نیروی پهپادها ، هوایی و توپخانه، در منطقه وسیعی پاکسازی سنگر و استحکامات اوکراینی ها را تسریع کرده و به اهداف متعدد حمله می‌کنند.

حامیان اوکراین می‌گویند وضعیت فاجعه‌بار است و هرج و مرج شدیدی وجود دارد و فرماندهی هم دقیقاً نمی‌داند کدام مناطق سقوط کرده‌اند، که نشان‌دهنده وخامت اوضاع است.

صحبت اخیر ترامپ و پیشنهاد مذاکره دوباره وی برای صلح با پوتین دقیقا بعد از عملیات های موفق میدانی بوده است نه تحت توهمات ارتباط با هر قیمت مقامات روسیه با آمریکا و غرب. فرماندهان نظامی ناتو و مستشاران آمریکایی همه چیز را برای حفظ نقاط خاص و مبارزه تا آخرین نفر به جلو فرستادند؛

دیروز باخموت، آودییوکا، چاسیف یار و ووگلدار بود و امروز پوکروفسک و کنستانتینوکا، اما نتیجه واضح است: ارتش اوکراین به طور پیوسته در حال فروپاشی است و جنگ فرسایشی با شدت بالا که مدت‌ها منتظر نتایجش بودم، اکنون اولین موفقیت‌های بزرگ خود را نشان می‌دهد.

حال باید دید آیا پوتین می‌خواهد با مذاکره با آمریکا فرصت التیام زخم های اوکراین را به آنها بدهد یا نه؟ و اگر این اتفاق بیفتد این آخرین اشتباه پوتین برای وی گران تمام می شود و حلقه های قدرت #نئواستالینسی حکم بازنشستگی وی را امضا می‌کنند.

یاعلی مرداد ١۴٠۴ میلاد رضایی انتشار تحلیل یا استفاده از آن تنها با ذکر منبع بلامانع است.

خبرهای کوتاه از التهاب و تنش شدید در خلیج فارس

🔴خبرهای کوتاه تایید نشده از خلیج فارس

🔸التهاب و تنش ساعت به ساعت در خلیج فارس افزایش می‌یابد...


🔸 7 سوخت رسان ارتش آمریکا از اروپا به سمت امارات در حال حرکت است.

🔸 4 سوخت رسان ارتش آمریکا از سمت تایوان در حال حرکت به سمت عربستان است.

🔸پرواز گسترده و ناگهانی سوخت رسان های ارتش آمریکا به خاورمیانه از تمام نقاط دنیا.
دلیل این امر تا کنون نامشخص است.

🔸گزارش ها از یک اقدام غیر عادی در تنگه هرمز؛
250 قایق تهاجمی سپاه در این منطقه مستقر شدند

🔸چندین مقام ارشد نظامی و سیاسی اسرائیل برای گفت و گو های بسیار محرمانه و حساس در مورد جمهوری اسلامی وارد آمریکا شدند.

🔸با ورود این حجم از سوخت رسان و جت جنگنده و بمب افکن های آمریکا به منطقه؛ میتوان گفت روز های بسیار سخت و خطرناکی در انتظار کل منطقه و به خصوص جمهوری اسلامی خواهد بود.

🔸ساعت صفر خاورمیانه فعال شده است و لحظات تصمیمات سرنوشت ساز که می‌تواند آینده کشور را به طور کلی تغییر دهد فرا رسیده است.

🔸جمهوری اسلامی از طریق مجاری دیپلماتیک پیام رسمی می دهد: سپاه پاسداران تا نیمه شب امشب به آمریکا فرصت داده است از عملیات خود در تنگه هرمز عقب نشینی کند، در غیر این صورت با صدها موشک به کشتی ها حمله خواهیم کرد.

🔸همزمان ج.ا گزارش می دهد: شهرهای موشکی در سواحل خلیج فارس به حالت آماده باش درآمدند.
تنش در تنگه هرمز به اوج خود رسیده است.

🔸برخی تحلیل‌گران معتقدند که این اتفاقات حاصل گزارش وزارت نفت عراق در لو دادن اطلاعات نفتکش‌های ایرانی است.

🔸تشدید تقابل نظامی نیروی دریایی ایران و نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا در تنگه هرمز به مرز خطوط قرمز رسیده است.

🔸نیروی دریایی ارتش آمریکا در یک حرکت بی‌سابقه و بزرگ در حال توقیف نفتکش‌ها و کشتی‌های تجاری ایران در تنگه هرمز می‌باشند.

🔸ایران از مجاری امن دیپلماتیک تا نیمه شب امشب به امریکا مهلت داد از فعالیت خود در تنگه هرمز عقب نشینی کند.

🔸رادیو و تلویزیون ملی چین - CNR : تمامی نیروهای دریایی ایالات متحده آمریکا چه در منطقه تنگه تایوان، دریای چین، اقیانوس هند مستقر بودند به سمت شاهراه خاورمیانه جهان " #تنگه_هرمز ایران" حرکت کردند

🔸خبرگزاری رسمی دولت چین از برگزاری یک نشست تمام امنیتی و فوق العاده در شورای امنیت ملی در پکن خبر داد. احتمال تقابل جنگی ایران و آمریکا به شدت افزایش یافته است.

🔸تمامی نیروهای دریایی ایالات متحده آمریکا مستقر در پایگاه های دریایی کشورهای ژاپن، تایوان، هندوستان، کره جنوبی و اندونزی به سمت خاورمیانه درحرکت هستند.

🔸شبکه Phoenix TV چین : وزارت دفاع چین وضعیت نارنجی به تمامی ناوگان نیروی دریایی در خاورمیانه اعلام کرده است؛ درحال حاضر یک جلسه فوق العاده امنیتی درحال برگزاری است

🔸شبکه خبری بین‌المللی چین CGTN : این حجم عظیم از انتقال تسلیحات و جنگ افزارهای جنگی حتی در زمان حمله ایالات متحده آمریکا به کشور ویتنام بی سابقه بوده است.

🔸حرکت بیش از 15 ناوشکن‌های نیروی دریایی ارتش آمریکا از دریای چین، تنگه تایوان، اقیانوس آرام به سمت #خاورمیانه گزارش می‌شود.

🔸سپاه ۲۵۰ فروند قایق تندرو موشک‌انداز در تنگه هرمز مستقر کرد و به آب انداخت.

🔸هر لحظه وضعیت خلیج_فارس ملتهب‌تر می‌شود...اا


#بچه_حزب_اللهی_درخط_اتش
@DAR_KHATE_ATASH

عزل روسی

علی مزروعی، خبرنگار گروه سیاست: محمدحسین صفارهرندی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام سه‌شنبه در گفت‌و‌گو با صداوسیما گفت که اسرائیل حمله به ایران را ساعاتی پیش از وقوع از طریق یک کانال دیپلماتیک به روسیه اطلاع داده است.

او گفت که �در روسیه و از زبان برخی مقامات آن کشور، دو یا سه روز پیش از آغاز عملیات نظامی اسرائیل تماسی از محافل اسرائیلی با برخی سطوح دیپلماسی روسیه برقرار شده بود و طی آن به آن‌ها گفته بودند کار‌هایی را که با ایران داشتید متوقف کنید، چون ایران ظرف یکی ‌دو روز آینده کارش تمام است.�

این خبر علاوه بر اینکه دلیل دیگری بر درک ناقص اسرائیل از میزان قدرت ایران محسوب می‌شود، درکنار دیگر اخبار این روز‌های روسیه پیامی مهم در مورد موضع همسایه شمالی در جنگ تحمیلی به ایران را در خود گنجانده است؛ پیامی که برخی سعی دارند آن را نشنیده بگیرند و روایت معکوسی را علیه روابط دو کشور بازنشر دهند.

آیا بوگدانوف همان رابط اسرائیل است؟
خبری که صفارهرندی آن را بیان کرده در کنار این خبر که یک معاون وزیر خارجه روسیه به فاصله دوهفته بعد از آتش‌بس غیررسمی بین ایران و اسرائیل عزل شده است، این سؤال را به وجود می‌آورد که آیا آن کانال دیپلماتیک، همین فرد یعنی بوگدانوف، نماینده ویژه پوتین در امور خاورمیانه است یا خیر؟ 18 تیرماه ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه میخائیل بوگدانوف، معاون وزیر امور خارجه این کشور را از سمت خویش برکنار کرد. همچنین پوتین با امضای حکم دیگری، وی را از وظایف خود به‌عنوان نماینده ویژه رئیس‌جمهور روسیه در امور منطقه خاورمیانه و کشور‌های آفریقایی نیز برکنار کرد.

اگرچه بوگدانوف سعی در طبیعی جلوه‌دادن احکام برکناری خود داشته و گفته است: �دیگر وقتش رسیده بود و من به سن بازنشستگی رسیده‌ام.� اما اگر فرد مورد اشاره صفارهرندی همان بوگدانوف باشد، آن‌وقت می‌توان متصور بود نزدیکی او به اسرائیل و تکیه‌اش به گزاره‌های القایی تل‌آویو عامل مؤثرتری برای عزلش باشد تا ادعای بازنشستگی، آن‌ هم در کوران پرحادثه‌ترین مقطع زمانی غرب آسیا.

پوتین که در سال گذشته شاهد کنارگذاشتن بشار اسد، متحد خود از قدرت در سوریه بوده و دیگر متحدش نیز توسط اسرائیل مورد حمله قرار گرفته، برای اینکه قافیه را در غرب آسیا به طور کامل به آمریکا نبازد باید در مقابل اسرائیل محتاطانه قدم بردارد.

کنارگذاشتن بوگدانوف که اصالتی یهودی دارد و به اسرائیل نزدیک است از این جنبه اهمیت دارد که باعث می‌شود از اثر‌گذاری مطلق اسرائیل بر مشی سیاسی و امنیتی روسیه در مورد آینده پرتنش احتمالی غرب آسیا جلوگیری شود.

مهم‌ترین دستاویز حمله به روسیه چه بود؟
در شرایطی که برخی به دنبال این هستند تا روسیه را به‌عنوان یک شریک ناکارآمد در مباحث امنیتی علیه ایران جلوه دهند و این‌گونه تجویز کنند که روسیه از مناسبات امنیتی ایران به طور کامل کنار گذاشته شود، خبر برکناری فردی که احتمالاً رابط اسرائیل است به‌علاوه حمایت‌های علنی روسیه از مواضع ایران در محکومیت حمله به اماکن هسته‌ای، محکومیت تجاوز به ایران و تأکید بر لزوم جلب‌اعتماد ایران مبنی بر عدم حمله مجدد به‌عنوان پیش‌نیاز بازگشت به مذاکره، نشان می‌دهد روسیه علی‌رغم حضور بوگدانوف یهودی‌تبار به‌عنوان دستیار پوتین در امور خاورمیانه در بعد سیاسی همسو با ایران حرکت می‌کرد.

یکی از مهم‌ترین گزاره‌هایی که منتقدان تحکیم روابط روسیه با ایران مطرح می‌کنند پاسخ او به سؤال یک خبرنگار در مورد این بود که �آیا روسیه برنامه‌ای برای حمایت از ایران در جنگ تحمیلی اسرائیل دارد؟� برخی از این مصاحبه صرفاً اظهاراتی از پوتین را موردتوجه قرار می‌دهند که به دغدغه‌های روسیه در مورد اسرائیل اشاره می‌کند. پوتین در این مصاحبه ضمن اشاره به حمایت از موضع ایران در مورد تداوم فعالیت‌های هسته‌ای با این توجیه که تعداد زیادی از روس‌تباران در اسرائیل زندگی می‌کنند، جملاتی در این مورد گفته بود که می‌توان نگرانی امنیتی اسرائیل را بر‌طرف کرد.

برخی از یک پاسخ چنددقیقه‌ای که اغلب آن مواضع حمایتی از ایران است صرفاً همین جملات را دست گرفته و در مورد عدم حمایت روسیه از ایران در جنگ اخیر اغراق می‌کنند. حال آنکه پوتین چند گزاره مهم حمایتی از ایران را نیز مطرح کرد. علاوه بر جملات حمایتی از ایران، پوتین در جایی از این نشست در موردحمایت روسیه از ایران گفت: �با ایران در تماس هستیم، ایران هیچ‌درخواست حمایت دیگری از ما نداشته است.� این گزاره را تاکنون مقامات ایرانی نیز چندین‌بار مطرح کرده‌اند که ایران درخواست حمایتی از روسیه- به‌ویژه از این دریچه که روسیه به طور مستقیم وارد جنگ شود- نداشته است.

پیام انتقالی اسرائیل چه پاسخی از پوتین گرفت؟
رئیس‌جمهور روسیه در این نشست که در روز‌های پرالتهاب جنگ ایران برگزار می‌شد، متذکر شد که �متخصصان روس در نیروگاه هسته‌ای بوشهر در ایران فعالیت دارند، 250 نفرند و می‌توانند به 600 نفر هم برسند. ما جایی نمی‌رویم؟� این اقدام روسیه از دو جنبه اهمیت دارد؛ اولاً به طرف اسرائیلی پیام می‌دهد که در نیروگاه‌های هسته‌ای ایران نیرو‌های روسی نیز حضور دارند. چنین اطلاعی باعث می‌شد یک دلیل دیگر هم برای اینکه اسرائیل از حمله به نیروگاه‌های هسته‌ای ایران اجتناب کند به وجود بیاید.

اما پیام مهم‌تری که از این اظهارنظر برداشت می‌شد این بود که روسیه به پیامی که از کانال بوگدانوف مبنی بر نابودی ایران ارسال شده بود اعتنایی نداشته و حتی در جهت عکس آن نیز اقدام کرده است.

همه مناسبات امنیتی در مواضع رسانه‌ای تشریح نمی‌شوند
علاوه بر جملات حمایتی صریح رئیس‌جمهور روسیه آنچه باید به آن توجه داشت این است که مواضع اعلامی لزوماً بیانگر همه آنچه وجود دارد نیست و مناسبات سیاسی ایجاب می‌کند بخش زیادی از تعاملات فی‌مابین کشور‌ها در حوزه مباحث اقتصادی و امنیتی به‌ویژه در مورد دو کشور تحت تحریم علنی نشود. برای همین رئیس‌جمهور روسیه در این مصاحبه صرفاً به‌طورکلی اشاره کرد که �روسیه و ایران اعتماد متقابل در سطح بالایی دارند؛ ما به دوستان ایرانی خود سیگنال‌های خاصی داده‌ایم.�

در مورد چرایی عدم مواجهه علنی شدیدتر روسیه با اسرائیل علاوه بر گزاره حضور تعداد زیادی از روس‌تباران در سرزمین‌های اشغالی که پوتین مورد اشاره قرار داد باید به این نکته نیز توجه داشته باشیم که حضور نماینده‌ای یهودی‌تبار در مورد مسائل منطقه می‌توانست به پررنگ‌کردن گزاره‌های حمایتی از اسرائیل کمک کند اما با کنارگذاشتن بوگدانوف اثرات القایی بیش از اندازه نیز کمرنگ‌تر شده‌اند و این امر باعث می‌شود فضا از واقعیات میدانی دور نشود.

روسیه متذکر شده بود که اسرائیل روی دیوار محکمی راه نمی‌رود
محاسبه غلط طرف اسرائیلی که مدعی نابودی چندروزه ایران بود و این انگاره غلط را نیز به کانال روسی منتقل کرده، اثری کاملاً معکوس را در پی آورد. توانمندی واکنشی ایران و همبستگی ملی عوامل شکست این طراحی بود و اتفاقاً محدودیت‌های نظامی اسرائیل و متحدانش را آشکار کرد.

رئیس‌جمهور روسیه در ایام جنگ به وجود این همبستگی در بین ایرانیان اشاره کرده بود تا این پیام را غیرمستقیم داده باشد که تل‌آویو روی دیوار محکمی راه نمی‌رود. شکست طراحی براندازی ایران، روسیه را مطمئن‌تر کرده در تعامل با ایران رؤیاپردازی‌های سست طرف غربی را مبنا قرار ندهد و توجه خود را معطوف به واقعیاتی کند که مملو از مؤلفه‌های قدرت سخت و نرم ایران هستند. برکناری معاون وزیر خارجه روسیه را نیز در همین چهارچوب می‌توان تحلیل کرد.

ایران اکنون باید از درک به وجود آمده برای رونق هرچه بیشتر دستاوردها در تعاملات فی‌مابینی استفاده کند. توصیه‌های غیرواقع‌بینانه‌ای که مناسبات بین‌الملل را از دریچه احساسی تحلیل کرده و هرگونه کنش طرف مقابل را با چک‌لیستی مطلق‌انگارانه ارزیابی می‌کنند، بدون توجه به لزوم تأمین منافع حداکثری قهر دیپلماتیک را توصیه می‌کنند. چنین تجویزی باعث می‌شود ایران نتواند از درک به وجود آمده طرف مقابل برای تأمین حداکثری منافع سیاسی، اقتصادی و امنیتی بهره ببرد.

ادراک به وجود آمده نباید خراب شود
حفظ و توسعه منافع باعث می‌شود دلایل بیشتری برای پایبندی طرف مقابل به ادراک به وجود آمده از واقعیت‌های میدانی روی میز قرار بگیرد. این پایبندی در ادامه قطعاً در توسعه مناسبات امنیتی و دفاعی نیز بدون اثر نخواهد بود، همان‌طور که در تعاملات سیاسی این اثر کاملاً مشهود است. در یکی از مهم‌ترین مواضع سیاسی اخیر هم‌راستا با منافع ایران، روسیه چهارشنبه اعلام کرد که �نگران تهدید حملات جدید به تأسیسات هسته‌ای ایران است.�

ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه به خبرنگاران گفت: �تهدید‌های منظم علیه ایران مبنی بر انجام حملات موشکی و بمباران جدید تأسیسات هسته‌ای آن، بی‌شک نگرانی جدی ایجاد می‌کند. بدبینی به چنین اظهاراتی با این واقعیت که تحت پوشش نگرانی خیالی برای عدم اشاعه سلاح‌های هسته‌ای مطرح می‌شوند، تشدید می‌شود.� این اظهارات پاسخی به تهدیدهای صریح ترامپ مبنی بر حمله مجدد به تأسیسات هسته‌ای ایران محسوب می‌شود و می‌تواند هم از جهت ایجاد هماهنگی اطلاعاتی با ایران و هم از جهت فشار سیاسی برای مهار جنگ‌طلبی طرف مقابل کارایی داشته باشد.

چرا برکناری میخائیل بوگدانوف، معاون وزیر امور خارجه  توسط پوتین اتفاقی مهم است!

چرا برکناری بوگدانف اتفاقی مهم است!

امروز خبری منتشر شد که بعد از حدود دو دهه حضور پر خسارت، سرانجام ته‌مانده‌های جریان غربگرا در وزارت امور خارجه روسیه در حال جمع شدن هستند؛ همانگونه که جریان غربگرای حاضر در دستگاه دیپلماسی ایران در طول چند دهه گذشته اجازه تعطیلی سفارتخانه‌های بی خاصیت و بدون هیچ سودی را در اروپا نداده و بدون هیچ دلیلی بر هزینه‌های ده‌ها میلیون دلاری برای باز بودن این سفارتخانه‌ها تاکید می‌کنند در وزارت خارجه روسیه نیز چنین افرادی حضور دارند که سردسته آن‌ها همین میخائیل بودگدانف است.

خبر رسیده که بوگدانف نه با دست لاوروف وزیر امور خارجه، که با دستور مستقیم ولادیمیر پوتین رئیس جمهور این کشور برکنار شده است، خبری که در فضای رسانه‌ای ایران فقط در یکی دو رسانه به آن پرداخته شد و اهمیت آن مورد بررسی و کنکاش قرار گرفت. بوگدانف نه تنها یک عنصر غربگرا بود که همه سفرای روسیه در غرب آسیا را از دوستان نزدیکش انتخاب می‌کرد، که در جایگاه یک فرد یهودی در دستگاه سیاست خارجی روسیه در مهمترین بخش دنیا، به نظر بیش از آنکه منافع روسیه را در نظر داشته، منافع صهیونیست‌ها را دنبال می‌کرد.

نخستین بار که با بوگدانف بیشتر برخورد کردم، ماجرای سوریه بود. در جلسه‌ای دیپلماتیک در اواخر دولت محمود احمدی‌نژاد که آقای ولید المعلم به تهران سفر کرده بود، او به شدت از مواضع بوگدانف عصبانی و به هم ریخته بود چرا که می‌گفت بوگدانف در جلسه‌ای به او گفته که بهتر است به فکر جانشینی برای اسد باشید و حکومت را رها کنید و به دست مخالفان بدهید! این موضوع را مطمئن هستم که دستگاه امنیتی - دیپلماسی ما به گوش مقامات کرملین رساند (اگر اشتباه نکنم سعید جلیلی در زمانی که دبیر شورای امنیت ملی بود این مساله را به روس‌ها اعلام کرد)

با این حال، لابی یهودی‌ها در مسکو بسیار قوی بود و هنوز پوتین کلاه گشاد نتانیاهو بر سرش بود که مدام به او می‌گفت می‌تواند روابط روسیه و امریکا را از طریق لابی یهودی و روابط شخصی که با مقامات امریکایی دارد بهبود ببخشد!! با همین حربه، برای مدت نزدیک به دو دهه صهیونیست‌ها توانستند نفوذ خود در کرملین را حفظ و عملا روس‌ها را از پیگیری منافع راهبردی و مهم‌شان در منطقه دور کنند! همین نفوذ هم باعث شد تا بودگدانف در وزارت خارجه روسیه بماند چرا که نتانیاهو به پوتین گفته بود که او فردی است که «اسرائیل» به او اطمینان دارد!!

بوگدانف مسوول بسیاری از تصمیمات اشتباه روسیه در غرب آسیا و حتی افریقا هم بود و برکناری‌اش می‌تواند حامل پیام‌های بسیار مهمی باشد. با این حال، برکناری بودگدانف حاصل تحولات عمیق و پیچیده چند هفته اخیر منطقه نیست، بلکه سلسله عوامل متعددی پشت آن قرار دارد که رویدادهای دو سه ماه اخیر بهانه آن بوده‌اند. روس‌ها بعد از نبرد محور یهودی - صلیبی با ایران و ماجرای زنگه‌زور و کردیدور تورانی ناتو در قفقاز جنوبی شاید کمی به هوش آمده باشند که نیاز به تجدیدنظر اساسی در سیاست‌ورزی خود دارند.

اینکه قرار است چه اتفاقی روی دهد، معلوم نیست اما صرف نبود بوگدانف یک رویداد بسیار مهم است. در نبرد ملی‌گراها و غربگراها در روسیه، جنگ اوکراین کفه ترازو را به شکل بی‌سابقه‌ای به نفع ملی‌گراها سنگین‌تر کرده تا جایی که شاهد رویارویی‌ها و اظهارنظرهایی در عرصه نظامی – دیپلماتیک توسط روس‌ها هستیم که تا پیش از این عملا قفل بود. در هر صورت، رفتن میخائیل بوگدانف را باید به فال نیک گرفت و آن را تحولی مهم در دستور کار سیاست خارجی روسیه ارزیابی کرد؛ رویدادی که باعث خواهد شد تا روسیه نگاه تازه و جدیدی به جهان پیرامونی خودش داشته باشد و وضعیت را برای آینده نزدیک بازتعریف کند.

Eitaa.com/rasaee

کنارگذاشتن بوگدانوف که اصالتی یهودی دارد و به اسرائیل نزدیک است از این جنبه اهمیت دارد که باعث می‌شود از اثر‌گذاری مطلق اسرائیل بر مشی سیاسی و امنیتی روسیه در مورد آینده پرتنش احتمالی غرب آسیا جلوگیری شود.

وعده جذابی که پوتین را برای ادامه جنگ متقاعد کرد/به زودی ۴ استان اوکراین را فتح می‌کنیم

۳ شخص نزدیک به پوتین که وی را برای ادامه نبرد راضی کرده اند این افراد هستند:

- نیکولای پاتروشف، دستیار پوتین، دبیر سابق شورای امنیت و رئیس سابق سرویس امنیت فدرال روسیه
- سرگئی کیرینکو، معاون اول و رئیس دفتر ریاست جمهوری فدراسیون روسیه
- والری گراسیموف رئیس ستاد مشترک ارتش روسیه

احتمال نرمش جزئی کرملین در موضوع آتش بس

اگرچه بر اساس شواهد موجود بعید است روسیه با آتش بس کامل در تمام خطوط موافقت کند، اما ظاهرا مسکو به اوکراین پیشنهاد توقف چند روزه حملات موشکی و پهپادی به شهرهای یکدیگر را داده است.

این پیشنهاد احتمالا برای جلب رضایت واشنگتن به عدم اعمال تحریم و فشار علیه روسیه داده شده است اما باز هم بعید به نظر می رسد زلنسکی و رهبران اوکراین با آن موافقت کنند.

زلنسکی بارها اعلام کرده تنها با آتش بس کامل و بدون قید و شرط در زمین، هوا و دریا موافقت خواهد کرد و در غیر این صورت به حملات پهپادی خود به تاسیسات نظامی و پالایشگاه های روسیه ادامه خواهد داد.

همچنین امروز زلنسکی در دیدار با واسیل مالیوک رئیس سرویس امنیت و عملیات ویژه اوکراین مجوز انجام عملیات های بزرگ آینده پشت خطوط روسیه را صادر کرد.

در حالی که استیو ویتکاف دستیار ویژه دونالد ترامپ امروز وارد مسکو شده و برای آخرین مذاکره مستقیم با ولادیمیر پوتین پیش از پایان ضرب الاجل ۱۰ آگوست ترامپ در کرملین حضور دارد، مجموع شواهد نشان می دهد که توقف جنگ و برقراری آتش بس در مهلت تعیین شده توسط رئیس جمهور امریکا بسیار دور از ذهن خواهد بود.

پیش از این در روز ۲۹ جولای ترامپ که به شدت از افزایش حملات روسیه به اوکراین عصبانی بود مهلت ۵۰ روزه قبلی را به ۱۲ روز (تا روز ۱۰ آگوست) کاهش داده بود؛ ترامپ تهدید کرده است تحریم های سنگین علیه اقتصاد روسیه و تعرفه های ۱۰۰ درصدی علیه کشورهایی که نفت روسیه را خریداری کنند اعمال خواهد کرد.

همچنین احتمال ارسال تسلیحات راهبردی و موشک های دوربرد برای ارتش اوکراین به تلافی نادیده گرفتن ترامپ از سوی پوتین وجود دارد.

در هفته های گذشته ایالات متحده طرح فروش سلاح به اوکراین با تامین مالی کشورهای اروپایی را آغاز کرده است؛ طرحی که انتظار می رود تا پایان سال ۲۰۲۵ میلادی شدت و سرعت بیشتری به خود بگیرد.

وعده جذابی که پوتین را برای ادامه جنگ متقاعد کرد

خبرگزاری رویترز به نقل از چند منبع روسی و اوکراینی می گوید یک وعده مهم از سوی نزدیک ترین افراد به ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه موجب شده تا وی برای ادامه جنگ و نادیده گرفتن ضرب الاجل اعلام شده از سوی ترامپ برای آتش بس متقاعد شود.

نا بر اعلام این منابع، ۳ شخصیت نظامی و امنیتی نزدیک به پوتین بر اساس اطلاعات میدانی در جبهه های جنگ اوکراین و تحلیل فرماندهان رده بالا به وی وعده داده اند ظرف ۲ تا ۳ ماه آینده خطوط دفاعی ارتش اوکراین در جبهه شرقی و منطقه دونباس دچار فروپاشی شده و راه برای تصرف کامل هر ۴ استان الحاقی به روسیه (دونتسک، لوهانسک، زاپوروژیا و خرسون) تسهیل می شود؛ آنها به پوتین گفته اند پس از تصرف کامل ۴ استان نامبرده می توان به مذاکرات صلح واقعی با اوکراین با وساطت امریکا پیوسته و آتش بس را برقرار کند.

گفته می شود ۳ شخص نزدیک به پوتین که وی را برای ادامه نبرد راضی کرده اند این افراد هستند:

- نیکولای پاتروشف، دستیار پوتین، دبیر سابق شورای امنیت و رئیس سابق سرویس امنیت فدرال روسیه
- سرگئی کیرینکو، معاون اول و رئیس دفتر ریاست جمهوری فدراسیون روسیه
- والری گراسیموف رئیس ستاد مشترک ارتش روسیه

احتمال نرمش جزئی کرملین در موضوع آتش بس

اگرچه بر اساس شواهد موجود بعید است روسیه با آتش بس کامل در تمام خطوط موافقت کند، اما ظاهرا مسکو به اوکراین پیشنهاد توقف چند روزه حملات موشکی و پهپادی به شهرهای یکدیگر را داده است.

این پیشنهاد احتمالا برای جلب رضایت واشنگتن به عدم اعمال تحریم و فشار علیه روسیه داده شده است اما باز هم بعید به نظر می رسد زلنسکی و رهبران اوکراین با آن موافقت کنند.

زلنسکی بارها اعلام کرده تنها با آتش بس کامل و بدون قید و شرط در زمین، هوا و دریا موافقت خواهد کرد و در غیر این صورت به حملات پهپادی خود به تاسیسات نظامی و پالایشگاه های روسیه ادامه خواهد داد.

همچنین امروز زلنسکی در دیدار با واسیل مالیوک رئیس سرویس امنیت و عملیات ویژه اوکراین مجوز انجام عملیات های بزرگ آینده پشت خطوط روسیه را صادر کرد.

mshrgh.ir/1738794