بشـــنوید
برای شنیدن روی لینک بشنوید فوق کلیک کنید
با صدای بنان، مرتضی محجوبی
شنیدم که چون قوى زیبا بمیرد
The death of the swan
شنيدم که چون قوي زيبا بميرد
When dying,I have heard the beautiful swan
فريبنده زاد و فريبا بميرد
dies as beautifully as she's born
شب مرگ تنها نشنيد به موجي
On the night of her death, atop a swell seats she alone
رود گوشه اي و دور و تنها بميرد
In to remote corner retries she, in order to die alone
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شمع
In that same corner, sings she so many songs
که خود در ميان غزلها بميرد
Till amid the songs she dies
گروهي برآنن که مرغ شيدا
some do believe this amorous bird dies
کجا عاشقي کرد آنجا بميرد
Where she first made love
شب مرگ از بيم آنجا شتابد
On the night of her death, she, out of fright, harries there
کز مرگ غافل شود تا بميرد
Where she becomes unaware of the DEATH so to die
من اين نکته گيرم که باور نکردم
Disbelieve though I this point,
نديدم که قويي به صحرا بميرد
Never have I heard in the desert that swan dies
چو رودي ز آغوش دريا برآمد
One day merges she out of the sea
شبي هم در آغوش دريا بميرد
one night like wise in the lap of the sea she dies
تو درياي من بودي آغوش باز کن
You've been my sea , hold out your arms
که ميخواهد اين قوي زيبا بميرد
For this beautiful bird is going to die
شاعر: دکتر مهدی حمیدی شیرازی
embed> embed>> /> embed>> />> />> />
embed>> />> />> />> />> />> />> /> embed>> />> />> />> />> />> />> />> />> />> />> />> />> />> />> />
بشـــنوید
با صدای بنان، مرتضی محجوبی
شنیدم که چون قوى زیبا بمیرد
من آن آسمانی سروش خدایم
که فخری به حوا و آدم ندارم
مسیحای مریم شناسد به معجز
کمی از مسیحای مریم ندارم
سخندان شناسد که من اوستادم
که استادی کس مسلم ندارم
به سحر سخن راه اعجاز پویم
بسی گویم و ژاژ و درهم ندارم
به هر سبک و هر بحر و هر شیوه گفتم
که دانند همتا و همدم ندارم
همه شاهکار است گفتارهایم
به اندیشه و لفظ ماتم ندارم
سخن هر چه گفتم همه نغز گفتم
شکرهای آلوده باسم ندارم
"دکتر حمیدی"
اسم مهدی حمیدی شیرازی 3 بار بر سر زبان ها افتاد .اول وقتی که ماجرای عشق ناکام او با شاگردش معروف شد , دوم وقتی که به نیما و اشعارش بد گفت و سوم وقتی که شعر معروفش یعنی "مرگ قو" با صدا و سیتارعباس مهر پویا بارها و بارها از رادیو پخش شد و این شعر به زمزمه ی همگانی تبدیل شد.
شنیدیم که چون قوی زیبا بمیرد / فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ , تنها نشیند به موجی / رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
حمیدی شیرازی پسر ثقه الاسلام شیرازی بود , بازرگان سرشناس و نماینده شیراز در دوره های اول مجلس شورای ملی ...
وقتی حمیدی شیرازی بعد از گرفتن مدرک تدریس ادبیات فارسی از دانشسرای عالی تهران , به شیراز برگشت ... او سر کلاسهایش عاشق یکی از شاگردانش شد و خیلی زود خبرش پیچید . منیژه همان شاگرد را خانواده اش به حمیدی ندادند و حمیدی هم غزل معروفی را سرود با شروع " گر تو شاه دخترانی من خدای شاعرانم " و در شعرهایش به منیژه لقب " بروتوس " داد. قضیه از سطح شیراز هم گذشت و در تمام سال های 30 و 40 یکی از شایعات اصلی نشریات زرد بود.
این استاد ادبیات دانشگاه تهران , البته بر نشریات زرد مورد توجه نشریات ادبی هم بود .
ماجرا از این قرار بود که حمیدی خودش فقط به شیوه قدیمی شعر می گفت و به شعر نیما و پیروانش هیچ علاقه ای نداشت .او یک بار در جایی گفته بود در شعر نیما 3 چیز هست : وحشت و عجایب و حمق ....
پیروان نیما هم همین را مثابه اعلام جنگ تلقی کرده بودند.
کتابفروشی های جلوی انقلاب هنوز به خاطره دارند که کسی مثل شاملو بارها کتابهای حمیدی را می خرید و همان جلوی کتابفروسی , آنها رو داخل جوی آب می ریخت .به جز این واکنش های احساسی , کسی مثل اخوان ثالث هم بود که با ابزار نقد ادبی جواب حمیدی را می داد .اخوان چنان نقدهای جانانه ای بر اشعار حمیدی کرد که معروف است حمیدی این اواخر از ترس اخوان شعرهایش را منتشر نمی کرد.
حمیدی شیرازی در جایی در مقدمه " اشک معشوق " نوشته است یکی از دوستانش که اتفاقا خیلی هم شعر فهم است به او گفته : دیوان اشک معشوق تو اثر شگفت انگیزی است که از آثار هوگو در عظمت و از آثار بایرون در سوزو گداز پیشی گرفته ... اخوان هم که معتقد بود کلاسیک سرایی مثل حمیدی , جز تقلید از شاعران قدیم کاری نکرده , درباره او می گفت : این به اضافه شکسپیر , به اضافه ویکتور هوگو , به اضافه لامارتین و البته منهای شخص شخیص خودشان!
آثار مهدی حمیدی آثار منظوم: شکوفه ها- پس از یک سال- اشک معشوق- سالهای سیاه- زمزمه بهشت- طلسم شکسته- ده فرمان آثار منثور: سبکسریهای قلم- عشق دربدر(3 جلد)- شاعر در آسمان فرشتگان زمین- عروض حمیدی (درباره فن عروض و شامل عقاید شاعر درباره این فن) تألیفات: دریای گوهر(3 جلد)- بهشت سخن (2 جلد)- شاهکارهای فردوسی
زندگی نامه
دکتر مهدی حمیدی از شاعران بنام و چهره های درخشان ادبیات معاصر ایران است. وی در سال 1293 شمسی در شیراز پا به عرصه وجود گذاشت. پدرش مرحوم سید محمد حسن ثقة الاعلام از بازرگانان معروف شیراز بود که در دوره های اول مجلس شورای ملی، از آن شهر به نمایندگی مجلس انتخاب گردید.
مادرش بانو سکینه آغازی یکی از زنان دانشمند و تربیت شده و اصیل بودکه خود شاعره ای سخن سنج به شمار می رفت. وی در حدود چهل سال قبل که فرهنگ ایران و مخصوصاً تعلیم و تربیت دوشیزگان با مخالفتهای زیادی مواجه بود در شیراز به تأسیس مدرسه ای بنام "عفتیه "که در حقیقت مادر تمام مدارس دخترانه فارس محسوب می شود، همت گماشت.
دکتر حمیدی بیش از دو سال و نیم نداشت که پدرش درگذشت و تربیت او به مادرش محول شد. تحصیلات ابتدایی رادر مدرسه شعاعیه و دوره متوسطه در دبیرستان سلطانی شیراز به پایان رسید و در سال 1313 برای ادامه تحصیلات به تهران آمد به دانشسرای عالی داخل شد و به سال 1316 در
رشته ادبیات فارسی با رتبه اول به اخذ لیسانس نائل گردید.
حمیدی پس از اخذ لیسانس به کارمندی فرهنگ در آمد و برای انجام خدمت سربازی به تهران مراجعت کرد و به دانشکده افسری واردشد و یک سال بعد درجه ستوان دومی برای خدمت افسری به شیراز برگشت.
او در سال 1325 از دانشگاه تهران در رشته زبان و ادبیات فارسى موفق به اخذ دکترا و در رشته
الهیات به تدریس مشغول شد.
در دوران معلمى عاشق یکى از دانشآموزان خود شد و غزل معروف «گر تو شاه دخترانى من خداى شاعرانم» را سرود که نام حمیدى را بر سر زبانها انداخت.
این حادثه که منجر به ناکامی شد، کتابهای "عشق دربدر" و "اشک معشوق" را که محصول این عشق سوزان اوست به وجود آورد. کتابهای "پس از یکسال" و "سبکسریهای قلم"نیز در این مدت منتشر شد.
اولین مجموعه شعرش را در سال 1321 با عنوان «از یاد رفته» منتشر کرد که تماماً در قالب
غزل بود.
حمیدى شاعرى بود که در جبهه مخالف نیما یوشیج و نوگرایان ایستاد و در پایان سال 1321 دومین دفتر شعرش را به نام «عصیان» به دست چاپ سپرد.
حمیدى در سال 1324 قصیده «مصاحبه با نیما پیشواى نوپردازان» را منتشر کرده بود که در جبهه
شعرای کلاسیک و مخالفان
نیما یوشیجاو را در صف اول قرار داد. او بعد از شهریور 20 با قصاید حماسىوار پیرامون شرایط نابسامان سیاسى و اجتماعى ایران و در حمله به اشغالگران بیگانه و جدایى خواهان آذربایجان، مورد توجه خاص و عام واقع شد و به او لقب «شاعر ملى» داده بودند.
در همین سال مجموعه اشعاری به نام "شکوفه ها" را انتشار داد و عده ای از شعر شناسان با انتشار این دیوان ظهور شاعری بزرگ را مژده داده اند.
پس از آثار مزبور "شاعر در آسمان" و "فرشتگان زمین" و "عصیان" که در حقیقت متمم دیوان اشک معشوق است به وسیله دکتر حمیدی انتشار یافت.
مجموعه این آثار که نظم و نثر را به منتها درجه دلفریبی و زیبایی رسانده بود از عموم نقاط ایران چشمها را به شیراز مهد
سعدی و
حافظ متوجه ساخت .
«شکوفه ها و نغمه هاى جدید» و «سالهاى سیاه» شامل اشعار وطنى و سیاسى- انتقادى، «پس از یک سال» و «اشک معشوق» شامل اشعار عاشقانه که همچنان تجدید چاپ مىشود، «ده فرمان» و «طلسم شکسته» عناوین بخشى از آثار اوست.
حمیدى در حوزه ترجمه نیز گاه گاهى فعال مىشد و حاصل آن قطعه «زمزمه بهشت» مجموعه شعرى از کنستانتین دینالد و رمان «ما و شش پنى» از سامرست موام بود، این اثر بعدها با عنوان «ماه و شش پشیز» توسط پرویز داریوش به فارسى برگردانده و منتشر شد.
دکتر حمیدى بعد از انقلاب اسلامى نیز کتابهاى «شعر در عصر قاجار» و «فنون شعر و کالبدهاى پولادین آن» را منتشر کرد و کتاب «دریاى گوهر» سه مجلد از مجموعه بهترین شاعران و نویسندگان معاصر جهان را که در سالهاى قبل از انقلاب ترجمه و منتشر کرده بود، تجدید چاپ نمود
دکتر حمیدى در تیرماه سال 1365 چشم از جهان فرو بست و در حافظیه شیراز به خاک سپرده شد.
سیری در اشعار
بطور کلی آثار حمیدی از دو نوع شعر تشکیل شده است، یکی اشعار تقلیدی و دیگری ابتکاری.
اشعار تقلیدی حمیدی به سبک ترکستانی است و از شعرای متقدم پیروی می کند و در این میان به
فردوسی و
فرخی و
منوچهری و
مسعود سعد ارادت بیشتری دارد.
حمیدی حال و طراوتی را که در سخنان
فرخی است با سوز و گداز کلام مسعود می آمیز دو تار و پودشان را از دل خود می گیرد و بیانات خویش را چنان موثر و دلنشین ادا می کند که در موقع خواندن به قول نظامی عروضی: "وقت باشد که از اشعار او موی بر اندام بر پای خیز دو جای آن بود که آب از چشم برود."
روی هم رفته سخنان حمیدی پر طراوت، روان، جاندار، دلنشین و گوشنواز است و همه وقت یک آهنگ و موسیقی مخصوص با خویش دارد؛ و مثل این است که موسیقی آن نیز در خود شعر تعبیه شده و به همراه آن نواخته می شود.
او در تجسم مناظر و حالات مختلف بسیار تواناست، شبهای هجر، روزهای انتظار، دقایق وصل و لحظات وداع را با رموز عاشقی و جفاکاری به طوری وصف می کند، که خواننده به جزئیات مشاهدات و مقاصد او آشنا می شود و تمام مناظر را پیش چشم می بیند.
معرفی آثار
آثار منظوم: شکوفه ها- پس از یک سال- اشک معشوق- سالهای سیاه- زمزمه بهشت- طلسم شکسته- ده فرمان
آثار منثور: سبکسریهای قلم- عشق دربدر(3 جلد)- شاعر در آسمان فرشتگان زمین- عروض حمیدی (درباره فن عروض و شامل عقاید شاعر درباره این فن)
تألیفات: دریای گوهر(3 جلد)- بهشت سخن (2 جلد)- شاهکارهای فردوسی
ویژگی سخن
حمیدی از میان شعرای کهن بیشتر به سبک
ناصر خسرو متمایل است؛ با این فرق که شعر حمیدی از مشکلات و پیچیدگی های آن شاعر بزرگ دور است. زبان شعر این شاعر، بسیار ساده تر و لطیف تر و نیز مضمون شعر او نیز با شعر ناصر خسرو و بسیار متفاوت است. حمیدی از شعرای سبک موسوم به "
سبک عراقی" از جمله
نظامی گنجه ای نیز تاثیر بسیار پذیرفته است اما در کل باید او را بیشتر شاعری غنایی و بعد از آن موضوعات شعر او را بیشتر سیاسی، اجتماعی و وطنی دانست.
حمیدی هیچ علاقه ای به کار و سبک شعر نیما نداشت و با آن به شدت مخالف بود، چنانکه در زمان حیاتش سرزنش های بسیاری از طرفداران سبک نیمایی شنید.
مرحوم دکتر
غلامحسین یوسفی در "چشمه روشن" درباره حمیدی می گوید: "شاعری است سریع التأثیر و آتشین طبع و نستوه و با واکنشهای روحی شدید در برابر هر چه بر او می گذرد.از عشق و دوستی و محبت یا بی وفایی و مخالفت گرفته تا موضوعات اجتماعی.
این حالات و تجربه ها در شعرهای متنوع او جلوه گر است. به علاوه آنچه را نیز در بیان احوال درونی انسان و مسایل و مصائب بشری سروده و رنگ حکمت و اندیشه ورزی دارد باید بر این مجموعه افزود خاصه که آثاری است ژرف و پرمعنی در مجموعه آثار او برخی اشعار برجسته نظیر در امواج سند، بت شکن بابل، مرغ سقا، معنای عمر، جام شکسته و امثال آنها کم نیست".
www.roshd.ir
این هم یک مقاله دیگر در مورد دکتر حمیدی روی لینک زیر کلیک کنید
http://aftab.ir/articles/art_culture/literature_verse/c5c1218350864_literary_p1.php
همراه با بهترين درود
توران شهرياري (بهرامي)
بياد شادروان دكتر مهدي حميدي شيرازي (1)
|
سخن آفريني توانا برفت تو اگر هزاري خوش آوا برفت كهن باده مستي افزا برفت چو آن ساقي باده پيما برفت ز ملك سخن حكمفرما برفت دريغا ز بحر گهرزا برفت سبكبال بر چرخ مينا برفت سوي قاف معني چو عنقا برفت برِ دوست پروانه آسا برفت بديدار دادار يكتا برفت چو آئينه اي پاك و رخشا برفت گرانسنگ كوه گران پا برفت بدانسان كه مجنون بصحرا برفت شب و روز دنبال ليلا برفت همه عمر بي ترس و پروا برفت كه چون شعله اي سينه فرسا برفت بي شعر آگاه و بينا برفت سراينده شعر موسي(2) برفت زن و مرد بهر تماشا برفت خودش هم به آغوش دريا برفت فغانها ز چنگ نكيسا برفت دريغا و دردا به يكجا برفت چو شمع سحر مجلس آرا برفت سرانجام بر عرش اعلا برفت بر مهر و ماه و ثريا برفت چو از نزد آن مهر سيما برفت خداوند اشعار شيوا برفت بر افلاك پاك و مصفا برفت به خلوتگه گور تنها برفت سفر كرد و بهر مداوا برفت ز دل صبر و از كف مدارا برفت كه فرياد از سنگ خارا برفت دم جان فزاي مسيحا برفت پر از شوق و شور و تمنا برفت كه گنجي نهان، آشكارا برفت بزرگي سخن سنج و دانا برفت به سوي ديار مصلّا برفت همانند حافظ مبرا برفت سرانجام آن قوي زيبا برفت / |
|
دريغا حميدي ز دنيا برفت ز گلزار جانبخش شعر دري همه شعر او عشق و احساس بود چه پيمانه ها كز سخن شد تهي دهان را به مدح كسي وا نكرد گهر بود در بحر شعر دري روانش چو آهنگ مينو گرفت از اين خاكدان بال و پر تا گشود اگر چند چون شمع عمري گداخت چو شد خسته از گردش روزگار دلش گرچه بگرفت ز نگار غم ز هر باد لرزان نشد همچو كاه پي ليلي شعر شد بيقرار از اين عشق پرشور تا زنده بود چو پروانه بر گِرد شمع سخن چنان تفته شد در كف روزگار چو گوهر شناسان گوهر گزين ستايندهي عشق و آزادگي چو از كلك او بت شكن(3) جان گرفت ز طبعش خروشيد امواج سند(4) چو از مرگ شبديزش(5) آگه شدند جهاني پر از شعر و شور و سخن بيفزود بر جان و از تن بكاست ز سالش چو بگذشت هفتاد و اَند ز «ناهيد»(6) آزاده اش تا گسست سرانجام جانش به جانان رسيد خردمند مردي پر احساس و راد نهادش پر از نيكي و مهر بود كسي كاشنايان بسيار داشت چو از چاره درد شد نا اميد دريغا كه از مرگ آن نيكمرد بگرييد از رفتنش چشم دل دمش جان به تن ها دميد و كنون نه پيمود جز راه آزادگي جهان ادب سوگوارش بود كم آرد چو او مادر روزگار روانش به دادار پيوست و تن به شيراز در نزد حافظ غنود ز درياي توفنده زندگي / |
http://www.tooran.ir/soroodeha/divan/244.html