نـظر من این است تو چه می اندیشی |
عشق سعدی نه حدیثی است که پنهان ماند داســتانی ست که بر سر هر بازاری ست
استاد سخن : سعدی شیرازی در قرن هفتم هجری(سال 606ه.ق) در شهر شیراز به دنیا آمد. مقدمات علوم ادبی و شرعی را در شیراز آموخت و سپس در حدود سال 620 برای اتمام تحصیلات به بغداد رفت و در مدرسه نظامیه آن شهر به تحصیل پرداخت .او به مسافرت علاقه ی زیادی داشت و سالها به کشورهای مختلف سفر کرد و تجارب زیادی به دست آورد.او دو کتاب به نامهای گلستان و بوستان دارد و در این کتابها با زیباترین کلمات و جملات و در قالب حکایات شیرین به خواننده پند و اندرز می دهد. همچنین غزلیات ، قصاید ، قطعات ، رباعیات و مقالات و اشعار عربی هم دارد که همه ی آنها در کتابی به نام کلیات سعدی جمع آوری شده و به چاپ رسیده اند. سعدی پس از سالها سیر و سفر به زادگاهش ، شیراز بازگشت ودر سال 695 ه.ق، همانجا از دنیا رفت. آرامگاه او در شهر شیراز است. روانش شاد.
غزل زیبایی از استاد سخن سعدی شیرازی
یارا بهشت صحبت یاران همدم است
دیدار یار نامتناسب جهنم است
هر دم که در حضور عزیزی برآوری
دریاب کز حیات جهان حاصل آن دم است
نه هر که چشم و گوش و دهان دارد آدمیست
بس دیو را که صورت فرزند آدم است
آنست آدمی که در او حسن سیرتی
یا لطف صورتیست دگر حشو عالم است
هرگز حسد نبرده و حسرت نخوردهام
جز بر دو روی یار موافق که در هم است
آنان که در بهار به صحرا نمیروند
بوی خوش ربیع بر ایشان محرم است
وان سنگ دل که دیده بدوزد ز روی خوب
پندش مده که جهل در او نیک محکم است
آرام نیست در همه عالم به اتفاق
ور هست در مجاورت یار محرم است
گر خون تازه میرود از ریش اهل دل
دیدار دوستان که ببینند مرهم است
دنیا خوشست و مال عزیزست و تن شریف
لیکن رفیق بر همه چیزی مقدم است
ممسک برای مال همه ساله تنگ دل
سعدی به روی دوست همه روزه خرم است
گزارش مختصر روایت از همایش بزرگداشت سعدی در شیراز؛
سعدي بنيانگذارکاروان عرفان است
به مناسبت سالروز بزرگداشت سعدی ؛
گزارش تصویری از آرامگاه سعدی در شیراز
هفت هشت سال پیش تنها سرمایه مادی منقولم را دادم و یک قواره زمین سیصد متری در منطقه ۹ شهرداری شیراز خریدم و به عنوان مهریه به نام همسر عزیزم کردم که اگر تصمیم گرفت جانش را آزاد کند مجبور نباشد مهرش را حلال کند
تا اینکه امسال عیال محترمه پیشنهادی ارائه کرد مبنی بر اینکه پاداش آخر خدمتم که سیزده چهارده میلیون تومان میشود را روی زمین فوق بریزیم و یکی دو واحد نقلی برای پسران دم بختمان درست کنیم تا بلکه یاری کنیم و باری از دوش دولت جمهوری اسلامی و صندوق مهر مسکن سازی برداریم و صف طویل بی مسکن ها را به اندازه دوسه نفر کوتاه کنیم
من هم کفش و کلاه کردم و به دنبال مجوز رفتم ...
پس از نشان دادن مدارک و کارشناسی کردن زمین و پر کردن فرم و پول دادن برای میخکوبی زمین و به دنبال نقشه رفتن و تعیین مهندس ناظر و این میز و اون میز رفتن و غیره غیره ... گفتند که زمین شما شامل سهم خدمات شهرداری میشود
گفتیم یعنی چی؟؟؟ گفتند برو فلان میز تا به شما بگویند یعنی چی!!!
رفتیم فلان میز و یارو نگاهی به پرونده زمین کرد و چرتکه انداخت و گفت : یعنی اینکه علاوه بر حق نظارت و غیره غیره شما باید بیست هفت ملیون تومان به عنوان سهم خدمات به شهرداری بپردازید !!!
گفتیم یعنی اگر بیست هفت ملیون سهم خدمات بپردازیم دیگه نمیخواد حق انشعاب و برق و گاز و آب و فاضلاب بدهیم؟؟؟
گفتند اونها جای خودش را داره و ربطی به شهرداری نداره حق انشعاب برق را به اداره برق و گاز را به اداره گاز و آب را به اداره آب و ... باید بپردازید این پول برای جدول بندی و خیابان و کو چه و پارک و فضای سبز و غیره است
گفتیم اونجا که هنوز خیابان و کوچه ندارد !!! گفتند انشاءلله میکشیم !!!
گفتیم اونجا که هنوز جدول بندی نشده ؟؟؟ گفتند انشاءالله جدول بندی میشه !!!
گفتیم اونجا که هنوز پارک و فضای سبز وجود نداره ؟؟؟
گفتند بابا خیلی توقع شما زیاده !!! مشکل دیگری ندارید ؟؟؟
گفتیم آخرین مشکل ما این هست که ریاضی مان ضعیف است
گفتند لابد میخواهید کلاس خصوصی هم برایتان ایجاد کنیم ؟؟؟
گفتیم نه بابا !!! فقط لطف کنید با ماشین حساب برای ما حساب کنید اگر از این سیزده چهارده میلیون پاداش آخر خدمت بیست وهفت میلیونش را به شهرداری بپردازیم !!! چقدر دیگه توی دست و بالمون ببخشید توی حسابمون میماند تا ساختن ساختمان را شروع کنیم
لطفا اگر ماشین حساب دارید برای ما حساب کنید !!!!
پی نوشت :
مالک اصلی سالها قبل بر اساس قوانین موجود در آن زمان چند هکتار زمین را تحت نظارت سازمانهای مربوطه تفکیک نموده و فروخته و پول ها را کیسه کرده و برده است اکنون شهرداری یقه من نوعی خریدار را گرفته و سهم خدماتی میخواهد آن هم به قیمت گزاف سر گردنه !!!
گنه کرد در بلخ آهنگری
به شوشتر زدند گردن مسگری
نمیدانم چرا علاقه عجیبی به خوزستانی ها دارم ... علاقه و احساسی شبیه خویشاوندی ...
آخه توی شهر شیراز با خوزستانی های زیادی به عنوان همکار و همسایه و همسفر وغیره سر وکار داشته ام . نقطه اشتراک همگی آنان خونگرم بودنشان و تا حدودی برونگراییشان بوده .
بگذریم .....
مشغول مطالعه مطالب برگزیده پرشین بلاگرز بودم که تصمیم گرفتم سری به خبر خوان خوزستانی ها بزنم اتفاقا به مطلبی برخوردکردم از وبلاگ بدفرم که در مورد شیراز بود
سفرنامه شیراز ازخبرخوان خوزستانیهای پرشین بلاگرز
جالب بود اون را کپی و بایگانی کردم ... امیدوارم در یک موقعیت مناسب زمانی بتوانم به اهواز و دیگر شهرهای خوزستان مسافرت کنم و از استان گرم خیزستان خوزستان مطلب تهیه کنم
یکی از برنامه های علمی تلویریون که خیلی علاقه مند به دیدن آن هستم اما متاسفانه کمتر موفق به دیدن آن میشوم برنامه نجومی فضایی استاد شیرازی مهندس احمد دالکی است که خدمات شایانی به علم نجوم ایران خصوصا منجمین جوان ومبتدی ایرانی نموده
با وجودیکه از مطالب نجومی و فضایی ارائه شده توسط ایشان چیزی سر در نمی آورم اما لحن بیان ایشان به گونه ای روان و شیرین است که فکر نکنم کسی از پای برنامه ایشان دست خالی بلند شود
خوشبختانه امروز در خبرها خواندم که در همایشی از زحمات چندین ساله استاد احمد دالکی تقدیر شده است
|
احسان رعنائی در مصاحبه ای تلفنی با پدر نجوم آماتوری ایران از رابطه نوروز ایرانی با رویدادهای فلکی می پرسد. مهندس دالکی هم طبق معمول با بیان گرم و شیوای خود چنین پاسخ می دهد: |
| - |
استاد احمد دالکي متولد سال 1315 شهر شيراز است و فارغ التحصيل رشته هاي مهندسي کشاورزي و نقشه برداري هوايي و مهندسي تفسير عکسهاي هوايي از دانشگاه هاي ايران ، هلند وامريکا است.
وي سياره مورد علاقه خود را زحل و زهره عنوان مي کند و در باره و ضعيت ستاره شناسي اماتور کشورمان مي گويد : جوانان کشور فوق العاده از اين رشته استقبال مي کنند ولي متاسفانه وسايل وامکانات اين کار کم است.
مسافرت و سفر های نوروزی مکمل حلول هر سال جدید و سفره هفت سین و دید و بازدید نوروزی است
الحمد الله هرسال مسافرت جزو تقدیرات ماست .هرچند کوتاه مدت و کوتاه مسافت !!!
امسال هفته اول سال را به دید وبازدید اقوام در شیراز پرداختیم و طبق برنامه هرساله راهی سفر شدیم
سفر ما از فارس شروع و به خلیج فارس و حزیره قشم ختم شد
در آغاز سفر پس از پشت سر گذاشتن محدوده شهرستان شیراز وارد مناطق گرمسیر فارس شدیم
تقریبا یکساعت بعد از حرکت از شیراز به نخلستانها باغهای مرکبات خفر رسیدیم و باگذشت تقریبی یکساعت دیگر به نخلستانها و باغهای انبوه جهرم رسیدم
طی یک اقامت دو سه روزه در جهرم اسیر بارندگی بی سابقه و شدیدی شدیم که برای مردم جهرم هم بی سابقه و غافلگیرانه بود !!!! نزدیک به نود میلیمتر باران در عرض چند ساعت مختصر !!!
در همان محدوده اقامت ما برای جلوگیری از تخریب منازل ناچار شدند دیوار باغ و نخلستانی را خراب کنند تا جهت سیلاب تغییر کند !!!
بلافاصله کلیپ غرق شدن اتومبیل ها در درودخانه درون شهری جهرم به موبایل ها بلوتوث شد
کلیپی که از سیلاب جهرم دیدم عبارت بود از کشانده شدن یک اتومبیل پژو از سیلاب خیابان به طزف رودخانه و مسدود شدن چند ثانیه ای یکی از دهنه های پل بوسیله ماشین غرق شده و پرس شدن ماشین با فشارقدرتمند آب و خارج شدن قطعات اوراقی ماشین از طرف دیگر پل بود !!!
بعداز دید و بازدید آشنایان و استشمام بوی خوش بهار نارنج و بهار مرکبات وخوردن حلوای خرک و ماست ترکی کم نظیر منطقه و نوشیدن آب زلال و گوارای جهرم !!! مسافرت را ادامه دادیم و به طرف لارستان حرکت کردیم
در منطقه لارستان خشکسالی به خوبی نمایان بود و از طراوت و سرسبزی خبری نبود آنچه در منطقه لارستان جالب بود دیدن آب انبارهای متعدد و زیبایی بود که کیلومتر به کیلومتر دیده می شدند
پس از عبور از لارستان و خارج شدن از استان فارس وارد استان هرمزگان شدیم در این منطقه هم از سرسبزی و طراوت بهار خبری نبود تنها نشانه بهار نسیم خنکی بود که مشاممان را نوازش میداد
در قسمتی از بندر عباس (هرمزگان )منطقه ای بود به نام کهورستان که درختان گرمسیری زیبایی به وفور در آن دیده می شد شاخه های آن با برگ های ریز و موازی خود همچون چتر سایه بان خوبی برای عابران بود
با رسیدن به بندر پل که روی تابلو آن نوشته بو د بندر پهل ماشین های متعددی منتظر سوار شدن بر لند کرافت و یدک کش هایی بودند که ماشینها را به قشم منتقل میکردند .
ما هم به صف منتظران پیوستیم و در این فاصله از ماشین پیاده شدیم و کنار اسکله رفتیم و به تماشای امواج ملایم و باشکوه خلیج همیشه فارس و دورنمای جزیره قشم پرداختیم جزیره ای به طول تقریبی صد و ده کیلومتر که عینهو یک کشتی غول پیکر روبروی ما قرار گرفته بود
بالاخره نوبت ما فرا رسید .با ماشین وارد یدک کش شدیم چند تریلر و کامیون هم قبل از ما وارد یدک کش شده بودند با حرکت یدک کش در حین تماشای خلیج به بندر لافت قشم منتقل شدیم
پس از خروج از اسکله و بندر دوباره ما ماندیم و جاده آسفالته اما در جزیره قشم !!!
از بندر لافت تا شهر قشم تقریبا چهل پنجاه کیلومتری مسافت بود .بالاخره به شهر قشم رسیدیم
جمعي از دانشجويان دانشگاه شريف طي يك تحليل آماري ارائه كردند؛







|
برخی از آهنگ ها هستند که هیچگاه از شنیدن مکرر آن خسته نمیشویم از جمله همین سرود ملی ایران که در زمان ناصرالدین شاه ساخته و اجرای جدید آن در سال های اخیر توسط ارکستر ملل ایران انجام شده آنچنان دلنشین و دلنواز و شور انگیز هست که اکثرما ایرانیان را تحت تاثیر قرار می دهد سال گذشته بارها به این آهنگ گوش دل سپرده بودم و امروز که این سرود را به صورت صوتی تصویری در یکی از سایت ها دیدم حیفم اومد آن را توی وبلاگم بایگانی نکنم
| |||||
|
اولين سرود ملي ايران در زمان ناصرالدين شاه- صوتی-تصویری (فلش)
ساخته موسيو لومر فرانسوي و شعر بيژن بيهقي
اجراي جديد توسط اركستر ملل ايران | |||||
|
| |||||
|
برای دیدن و شنیدن روی لینک زیر کلیک کنید |
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|