تبليغاتX
باباجـــون شیـــرازی
 
نـظر من این است تو چه می اندیشی
 
 

بالاخره سال موش باهمه موذی گریهایش دمش را روی کولش گذاشت و بساطش را جمع کرد و  رفت

حیوونی این دل بیچاره من که هر سال باید کالبد عوض کنه و دچار تناسخ ارواح بشه امسال باید گاو بشه !!!

حقیقت اینکه  سالهاست که  گاو هستیم و ما را میدوشند امسال که سال گاویه جای خودش را دارد !!!

شیرم گوشتم پوستم دلم  قلبم همه و همه بر شما مبارک !!! برهمه شما مبارک !!!

سالی که گذشت  دلم موش شده بود !!!  تقاضای بازنشستگی پیش از موعد دادم  و خوشبختانه مورد موافقت قرار گرفت

دل موشی من  موذیانه تار و پود افکارم را میجوید ۳۶۵ روز دندان روی جگر گذاشتم و صبر کردم تا نوبتش تمام شود و برود و نوبت آقا گاوه برسد

یادمه چند سال پیش که سال سگ بود این دلم را مثل سگ ترسانده بودم  همچین قلاده به گردنش انداخته و تربیتش کرده بودم که عاشق هرچی موش و گربه شده بود !!!  عقلم باورش نمیشد !!!

وای وای وای!!! از  اون سالی که سال مار بود از بس  این و اون نیشم زدند !!! فکر نکنید منهم بیکار نشستما ... سال مار همه مار میشن   ...ای... وای !!!  عیال داره ماع !!! ماع !!! میکنه بروم ببینم چه خبره ؟؟؟ چه کارم داره !!!!!!!

نمیدونم چرا همه را گاو میبینم !!!

حرف از سال خروس و بقیه حیوونا  بمونه برای بعد ...فعلا  شعر زیبای (آیا دوباره مثل همان سالهای پيش

امسال هم بدون تو تحويل می شود؟  ) را از  ( زهرا بيدکی )داشته باشید

........................................

عشق از من و نگاه تو تشکيل می شود

گاهی تمام من به تو تبديل می شود.

وقتی به داستان نگاه تو ميرسم

 يکباره شعر وارد تمثيل می شود

ای عابر بزرگ که با گام های تو

از انتظار پنجره تجليل می شود

 تا کی سکوت و خلوت اين کوچه های سرد 

 بر چشم های پنجره تحميل می شود؟

ايا دوباره مثل همان سالهای پيش

امسال هم بدون تو تحويل می شود؟

 بی شک شبی به پاس غزلهای چشم تو

 بازار وزن و قافيه تعطيل ميشود

 آن روز هفت سين اهورايی بهار

موعود ! با سلام تو تکميل می شود...

( زهرا بيدکی )

.............................................

یا مقلّب القلوب و الابصار
یا مدبّر اللّیل و النّهار
یا محوّل الحول و الاحوال
حوّل حالنا الی احسن الحال

........................................

شاید فردا روز دیگری باشد...

شاید فردا روز دیگری باشد...


ادامه مطلب اینجا
  ...  جمعه 30 اسفند1387 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

این ترقه بازهای بی فرهنگ دیگه شورش را در آورده اند  !!!!!!! وآبروی این رسم زیبا را برده اند و آن را به چهارشنبه وحشت!!!! تبدیل کرده اند

هرچی بهشون میگیم باباجون ترقه بازی هم حساب و کتاب و فرهنگ خاص خودشو داره  و این رسمش نیست که با بی رحمی کنار زن و بچه و پیر مرد و پیر زن  غافلگیرانه ترقه بمبی!!!! پرتاب کنی !!!توی گوش دراز تر از خرشون که فرو نمیرود هیچ!!!!!بلکه باید مواظب باشی ناغافل یکی از همین ترقه ها توی یقه یا توی جیب پیراهنت نیندازند !!!!

دیگه از هرچی چهارشنبه سوریه حالمون به هم میخوره نه تنها نظر من همینه بلکه اکثرا همین را میگویند

 بعد از ظهر که من و عیال برای خرید به خیابون رفته بودیم ناگاه چندتا از اون ترقه های وحشتناک ناغافل بین ماشین هایی که پشت چراغ قرمز توقف کرده بودند منفجر شد آنچنان همه را ناراحت کرد که تعدادی از راننده ها از ماشین بیرون آمدند و به جستجوی طرفی که ترقه را پرتاب کرده بود پرداختند و هرچه بد و بیراه بود نثار خواهر و مادر طرف کردند

طرف شانس آورد که به دست رانندگان نیفتاد وگرنه تکه تکه اش میکردند به طوری که  بزرگترین تکه ای که از بدنش باقی میماند شاید گوشش بود

سال گذشته اکثر همکارانم میگفتند با خانواده هماهنگ کرده ایم که در چهارشنبه سوری که همان سه شنبه شب باشه حتی برای خرید هم  از خانه پا بیرون نگذاریم

یاد اون سالها به خیر که از غروب به بعد مردم دسته دسته به کوچه و خیابون میامدند و قسمت به قسمت آتش روشن میکردند و با ساز و آواز میگفتند و میخواندند و از روی آتش می پریدند و با خاطره ای خوش چهارشنبه سوری را سپری میکردند  

 

  ...  سه شنبه 27 اسفند1387 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

امروز در حالیکه  روز میلاد پیامبرامین  رحمت للعالمین است و مردم به یکدیگر تبریک میگویند در حال خونه تکونی و خود تکونی جیب تکونی نیز هستند خلاصه تکون تکونه

خیابونا که خدا بده برکت از مشتری!!!  انواع مغازه ها پر از مشتری اصلا جا نیست داخل مغازه بشی

توی پیاده روها هم که بساط ماهی گلی و مخلفات سفره هفت سین غوغا میکنه . توی کوچه و خیابون روی دست زن و مرد و دختر و پسر کاسه سمنی هست که می برند و می آورند منهم که عاشق و خوره سمنی

هی میخوام بهشون یگم اجازه می دهید یک انگشت توی  سمنی شما بزنم و بلیسم !!!!

از طرفی دیگر تداخل رنگارنگ رنگهای گل و ماهی و سبزه و سمنو  در بساط فروشی ها و دوبار پهن شدن لباس های رنگارنگ بهاره و ورچیده شدن لباس های تیره و کدر زمستانه و رفت و آمد پدران و مادران همراه با بچه هایشان برای خرید نوروز جلوه زیبایی به خیابونها بخشیده !!!! جلوه ای که کمتر از زیبایی عید و بهار نیست !!!!!

اصلا همین مقدمات قبل از عید مکمل زیبایی عید و سال تحویله !!!!

 حافظ شیرین سخن می فرماید :

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد /  عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد

یعنی بهار میاد و باد خوش نفس بهشتی عطر افشانی خواهد کرد و طبیعت حالت زمستونیش را از دست میده و بهاری و سرسبز میشه

ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد / چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد

همون بهار بیت قبلی   گلبرگهای ارغوانی رنگ زیبایی همانند جام شراب به گل یاسمن می بخشه

و چشمان خوشکل و قشنگ یار عزیز که اینجا این چشم زیبا به گل نرگس تشبیه شده  عاشقانه به گل شقایق نگران میشه  یعنی مینگره و نظاره گر میشه به گل شقایقی که کم کم توی این ایام توی دشت و صحرا پخش و پرا میشن

البته این معنی و تفسیر ظاهریه این اشعاره وگرنه معنی عرفانی اون خیلی باحال تره

در چند خط زیر نیز  منظور من از نگران همان نگریستن است

در ازداحام جمعیت انبوهی که برای خرید توی خیابونا ریخته اند نکات زیر به خوبی نمایان هست 

۱- پدران و مادران نگران قیمتها!!!! ( البته اینجا نگران در هردو معنی )

۲- دختر کوچولوها و پسرکوچولوها نگران ماهیها و اسباب بازی ها و رنگها و خوردنی ها!!!!!

۳- دختران و پسران جوان نگران یکدیگر (آی که چقدر هم عاشقانه وبی تابانه !!!!! )

۴- و وووو !!!!!!!!!!!!!!!!

۵- من هم نگران همه !!!!!!!!!!!

  ...  یکشنبه 25 اسفند1387 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

خبرنگاران بعضی از رسانه ها  یا غرض دارند و یا بیسوادند ( بی سواد از اون لحاظ )و یا هردو

اگر کارخانه ای نیروهایش را تعدیل و تخریج کنه ( منظورم همون اخراجه )  معترضانه بر علیه کارفرما خبر ارسال میکنند و  اخراج و بدبخت شدن عده ای مظلوم و رنجدیده را اعلام میکنند

و اگر کارخانه ای با وجود رکود بازار کارگران خودش را نگهداره و اخراج نکنه تیتر میزنند که :

ترحم بزرگترين توليدكننده نيكل جهان به كارگران روسي خود!

شما روی لینک بالا کلیک کنید و خبر را بخونید و به من بگید بالاخره ترحم خوبه یا بد

......................................

شنیدم که بیوه‌زنی دردمند همی گفت و رخ بر زمین می‌نهاد

هر آن کدخدا را که بر بیوه‌زن ترحم نباشد زنش بیوه

................................

  ...  جمعه 23 اسفند1387 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

................................

بنشین بر سر بالین وفات دل ما 

 این گذاریست که یک فرصت تجدید ندارد

بعد از اینکه دیروز خبردار شدیم دوست و همکار سابقم  حمید در آغاز پنجاهمین سال عمرش از دار فنا به دار بقا پیوسته  امروز هم خبرمان دادند که تنها داییمان بعد از مدتها بیماری و بستر نشینی جان به جان آفرین تسلیم و به رحمت ایزدی پیوسته

........................................

محسنان مردند و احسانها بماند

ای خنک آن را که این مرکب براند

..........................................

داستان مفصلیست داستان دایی

بگذریم از دوران جوانی اش که به علت تک پسر بودن مورد لطف و مرحمت بیش از حد پدر قرار داشته و هر آنچه که امکان داشته به تفریح و تفرج و سیاحت و جهانگردی پرداخته و...

گر میان مشک تن را جا شود

روز مردن گند او پیدا شود

..........................................

و اما آنچه از گذشته اش  به روزهای رنج آور و درد آور آخر عمرش مرتبط است قضیه ازدواج های متوالی او و به جا ماندن تک فرزند او از اولین ازدواجش است فرزندی که نقش ممتدش در زندگی همسرانش نمایان و حزن انگیز است

شاید در آینده پاره ای از این قضایا را مکتوب نمایم  فعلا به اشعار زیبایی از مولانا جلال الدین محمد بلخی که گویا در آخرین روز های حیاتش سروده اکتفا میکنم

رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن
ترک من خراب شب گرد مبتلا کن

ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن

از من گریز تا تو   هم در بلا نیفتی
بگزین ره سلامت ترک ره بلا کن

ماییم و آب دیده در کنج غم خزیده
بر آب دیده ما صد جای آسیا کن

خیره کشی است ما را دارد دلی چو خارا
کشت و  کسش نگوید تدبیر خونبها کن

بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد
ای زردروی عاشق تو صبر کن وفا کن

دردی است غیر مردن آن را دوا نباشد
پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن

 

  ...  چهارشنبه 21 اسفند1387 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
.  «انك لعلى خلق عظيم‏»; اى پيامبر تو بر اخلاقى عظيم استوار هستى.

پيامبر اعظم يك وجود كهكشان‏وار است و در او هزاران نقطه‏ى درخشنده‏ى فضيلت وجود دارد.

در پيامبر اعظم، علم همراه اخلاق ؛ حكومت همراه حكمت ؛ عبادت خدا همراه با خدمت به خلق ؛ جهاد همراه با رحمت ؛ عشق به خدا همراه با عشق به مخلوقات خدا ؛ عزت همراه با فروتنى و خاكسارى ؛ روزآمدى همراه با دورانديشى ؛ صداقت و راستى با مردم همراه با پيچيدگى سياسى ؛ غرقه بودن جان در ياد خدا همراه با پرداختن به صلح و سلامت جسم هست؛

ماه فروماند از جمال محمد

سرو نباشد به اعتدال محمد

قدر فلک را کمال و منزلتی نیست

در نظر قدر با کمال محمد

وعده‌ی دیدار هر کسی به قیامت

لیله‌ی اسری شب وصال محمد

آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی

آمده مجموع در ظلال محمد

عرصه‌ی گیتی مجال همت او نیست

روز قیامت نگر مجال محمد

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

عشق محمد بس است و آل محمد

امام صادق(ع) فرمود: ده نام از نام‏هاى پيامبر اكرم در قرآن‏آمده است: محمد، احمد، عبدالله، طه، يس، نون، مزمل، مدثر، رسول ‏و ذكر.

  عدالت‏ خواهى

عدالت ‏خواهى يكى از مهمترين اهداف بعثت پيامبران الهى است . خداوند متعال در سوره حديد مى‏فرمايد: « لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب والميزان ليقوم الناس بالقسط‏ ...»(حديد/ 25) ؛ ما فرستادگان خود را با دلايل روشن فرستاديم و با آنان كتاب آسمانى و ميزان نازل كرديم تا مردم به عدالت قيام كنند

همچنين خداوند متعال از زبان پيامبر گرامى اسلام در سوره شورى مى‏فرمايد: « ... وامرت لاعدل بينكم‏ ...»( شورى/15) ؛ من براى اجراى عدالت در ميان شما مامور شده‏ام

و در آيات متعددى قرآن از عدالت‏ خواهى پيامبر اكرم ‏صلى الله عليه وآله كه يكى از اهداف بعثت آن حضرت نيز مى‏باشد سخن گفته و مردم را به تبعيت از آن بزرگوار ترغيب و تشويق مى‏كند

عدالت ‏طلبى در تمام زواياى زندگى انسان نقش دارد و گستره آن به گفتار و رفتار و روابط انسان، معاملات، خانواده، دوستان، فرزندان، همكاران و حتى ساير ملل نيز كشيده مى‏شود . قرآن كريم مى‏فرمايد: « واذا قلتم فاعدلوا» ( انعام/152) ؛ و هنگامى كه سخنى مى‏گوييد، عدالت را رعايت نماييد . پيامبر اكرم ‏صلى الله عليه وآله آنچنان به اين مسئله حياتى اهميت مى‏داد كه حتى در نگاه كردن به ديگران عدالت را رعايت مى‏نمود . امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: «كان رسول الله يقسم لحظاته بين اصحابه فينظر الى ذا و ينظر الى ذا بالسوية (9) ؛ رسول خدا صلى الله عليه وآله نگاه خود را در ميان اصحاب به طور مساوى تقسيم مى‏كرد، گاهى به اين و گاهى به آن ديگرى به طور مساوى نگاه مى‏كرد

پيامبر اكرم ‏صلى الله عليه و آله در يك منشور جهانى، عدالت‏ خواهى و تساوى حقوق انسان ها را در جوامع اعلام كرد و ملاك احترام به حقوق بشر را معين نمود . آن منادى راستين عدالت و آزادى هنگامى كه مشاهده كرد يكى از اصحاب عرب وى، سلمان فارسى را به خاطر غير عرب بودن تحقير مى‏كند، در كلمات حكيمانه و معروفى فرمود: « ان الناس من عهد آدم الى يومنا هذا مثل اسنان المشط، لا فضل للعربى على العجمى ولا للاحمر على الاسود الا بالتقوى (10) ؛ همه مردم از زمان حضرت آدم تا به امروز همانند دانه‏هاى شانه [مساوى و برابر] هستند . عرب بر عجم و سرخ بر سياه برترى ندارد مگر به تقوى

پيامبر اسلام در اجراى قانون عادلانه الهى اهتمام خاصى داشت و اگر كسى از آن حضرت تقاضاى غيرقانونى و غيراصولى مى‏كرد، شديدا ناراحت مى‏شد . هنگامى كه بعضى از همسران آن حضرت بعد از جنگ احزاب در مورد تقسيم غنايم جنگى از آن بزرگوار تقاضاى غيرمعقول و خلاف عادت كردند، آن بزرگوار ناراحت‏ شد و 29 روز تمام از آنان فاصله گرفت . خداوند متعال نيز به اين مناسبت آياتى را بر آن حضرت نازل كرد و خطاب به پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: « يا ايها النبى قل لازواجك ان كنتن تردن الحيوة الدنيا و زينتها فتعالين امتعكن واسرحكن سراحا جميلا»( احزاب/ 28) ؛ اى پيامبر! به همسرانت ‏بگو: اگر شما زندگى دنيا و زرق و برق آن را مى‏خواهيد، بياييد [با هديه‏اى] شما را بهره ‏مند سازم و شما را به طرز نيكويى رها سازم (11)

و به اين ترتيب پيامبر اكرم ‏صلى الله عليه وآله حتى به نزديكترين افراد خانواده‏اش نيز اجازه نداد از قانون الهى تخطى كنند و عدالت اجتماعى را در حكومت اسلامى آن حضرت خدشه‏ دار سازند


ادامه مطلب اینجا
  ...  چهارشنبه 21 اسفند1387 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

عيال نازنين اينجانب هر سال در آخرين ماه سال قبل از فرا رسيدن عيد نوروز  اختصاصا بنده را دربست در اختيار خودش قرار ميدهد تا براي خريد کفش و لباس و اقلام مورد نياز شب عيد همراهش باشم

قبل از هر گونه شبهه اي عرض کنم که همسر بنده بهترين و کم خرج ترين همسر دنياست و اگر در دنيا يک همسر خوب وجود داشته باشد کسي نيست جز همسر بنده

اصلا بزرگترين موفقيت اينجانب و بزرگترين هنر اينجانب اين بوده که توانسته ام همسري به اين خوبي  پيدا کنم و مخ بزنم و به تور بیندازم 

خريد کردن عيال محترمه اينجور نيست که ليست برداریم و به بازار برويم همه را يکجا خريد کنيم و برگرديم خير بلکه اقلام مورد نياز را طوري دسته بندي کرده که تقريبا هر يکي دو روز به يک دسته خاص اختصاص پیدا میکنه که مجموعا دو سه هفته آخر سال را در بر ميگيره با يکي دو روز فاصله و استراحت به شکل زير :

1- خريد کيف و کفش

يکي دو روز براي خريد کفش و کيف  خودش ودر ضمن خريد کفش بنده که معمولا از سر دزک همان خيابان احمدي شروع میکنیم و در ادامه به خيابان داريوش (توحيد فعلي ) و چهار راه خيرات واقع در خيابان لطفعلي خان زند و خيابان مشير فاطمي میرسیم  نهايتا به چهار راه سينما سعدي ختم میکنیم

2- خريد پارچه و  لباس در دو فاز 

در فاز اول همراه بچه ها به بازار ميرود و به بچه ها مشاوره خريد ميدهد اينکه ميگويم بچه ها  اونها همچين هم بچه نيستند زيرا اولين پسرمان  کارشناسي اش تمام شده و به اصطلاح براي خودش مهندس شده

اون دوتای دیگه هم یکیش سال آینده مهندسیش را میگیره ویکی دیگرش نیز یکسال بعد از او تحصیلات دانشگاهیش تموم میشه  

در فاز دوم  مرا به بازار ميبرد و براي خودش پارچه و لباس ميخرد اگر زورش برسد براي من پيراهن و شلوار و غيره مي خرد  ناگفته نماند  خوشبختانه همسر بنده هميشه هواي جيب مرا داشته و الحمد لله کمترين خسارت را به جيب بنده وارد میاورد

براي خريد پارچه و لباس معمولا  از سه راه احمدي واقع در خيابان لطفعليخان زند خريد شروع میکنیم در ادامه به پارامونت و سينما سعدي میرویم و نهايتا به خيابان ملاصدرا ختم ميکنیم

3- خريد لوازم سفره هفت سين

 براي خريد هفت سين اقلام مورد نياز  سفره عيد نوروز  به اکثر خيابانها ميتوان رفت ما  معمولا به دروازه کازرون و شاهچراغ و سه راه احمدي ميرويم  خوشبختانه هر سال مقداري از اقلام هفتگانه  سفره هفت سين و لوازمات جانبي  در خانه موجود است

 4 خريد آجيل وشيريني و خوراکي هاي مخصوص اين ايام که خوشبختانه اين مورد خيلي راحت و ساده به انجام ميرسد

 5- خريد ميوه شب عيد

در بعضي سالها همريشان عزيز مرکبات را  از باغداران به صورت عمده خريد ميکنند و يکي دو کارتن هم براي ما ميگذراند براي خريد ميوه هاي ديگري مانند سيب و غيره به سراغ  وانت بارهاي مستقر در خيا بان هاي اطراف ونهايتا از بازارچه ميوه فروشان دروازه کازرون خريد ميکنيم


 
  ...  یکشنبه 18 اسفند1387 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

 

 

در سایت نخستین نیوز مشغول مطالعه سر فصل اخبار بودم که این لینک مولانا , كيمياي مراقبه !

توجهم را جلب کرد وارد لینک مولانا , كيمياي مراقبه ! شدم  با مطالعه چند جمله ابتدایی آن که نوشته بود :"در جهان تنها يك فضيلت وجود دارد:و آن آگاهي است و تنها يك گناه: وآن جهل است "  علاقه مند شدم آن را تا آخر مطالعه کنم

 دربخشی از آن نوشته شده بودكه "بودا" درست در نخستين شب ازدواجش، در حالي كه هنوز آفتاب اولين صبح زندگي مشتركش طلوع نكرده بود، قصر پدر را در جست و جوي حقيقت ترك مي كند.

 اين سفر ساليان سال به درازا مي كشد و زماني كه به خانه باز مي گردد فرزندش سيزده ساله بوده است!

همسرش بعد از اين همه انتظار چشم در چشمان "بودا" مي دوزد،و می پرسد :
آيا آن چه را كه دنبالش بودي در همين جا و در كنار خانواده ات يافت نمي شد؟!
و بودا مي گويد: "حق با توست! اما من پس از سيزده سال تلاش و تكاپو اين نكته را فهميدم كه
جز بي كران درون انسان نه جايي براي رفتن هست و نه چيزي براي جستن!"
حقيقت بي هيچ پوششي كاملا عريان و آشكار در كنار ماست

با خواندن این مطلب به یاد غزل زیبای لسان الغیب خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی افتادم که می فرماید :

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد

وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد

گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است

طلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد


ادامه مطلب اینجا
  ...  جمعه 16 اسفند1387 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 

سیرک بازان ایتالیا در حوالی مجتمع خلیج فارس شیراز

حدود یکماه پیش خبردار شدیم که سیرک بازان ایتالیایی قرار است در شیراز اطراق کنند و به نمایش بپردازند تا اینکه دیروز پسر بزرگ یکی از همریشانم (همان باجناق) خبر داد که سیرک بازان کارشان را شروع کرده اند من و خاله اش را  دعوت کرد تا با هم به دیدن سیرک برویم  چهار نفری همراه  بچه شش ماهه کوچولو موچولویشان راهی سیرک شدیم  

آنچه بیشتر از سیرک برای من و خانمم جالب بود وجود یک خانم یا شاید هم دختر خانمی بود که در تجدد تحجر پیدا کرده بود (تحجر از ریشه حجر به معنای سنگ گرفته شده ) واقعا سنگ شده بود

 گویا به جز خود نمایی و نمایش هیچ چیز دیگری حالیش نبود علاوه بر اینکه زنان  و مردان به نوعی اورا زیر نظر داشتند رفتارش برای تعدادی از جوانان خنده دار تر از نمایش کوتوله های سیرک شده بود

 مانکن گونه گام بر میداشت و  رقاص مابانه دست تکان میداد و می خرامید و عشوه می پراکند

هنگام برگشتن وقتی که  توی ماشین نشسته بودیم علی پسر همریشم با اشاره به یکی دیگر از این دختر خانم ها به همسر جوانش گفت  اگر این دختره را سوار کنم چه کار  میکنی ؟

همسر جوانش نیز بلافاصله جواب داد : پر و پیتش میکنم (یعنی همان بلایی سرش میاورم که مرغ هنگام کندن بال وپر بر سرش میاورند )

من هم بلافاصله گفتم :خواهشا اجازه بده موقع پر و پیت کردنش ما هم به تماشا بایستیم

اصلا ما ایرانیان در افراط و تفریط نظیر نداریم  ضزب المثلی هست که میگه : نه به اون شوری شور نه به این بی نمکی

 

  ...  سه شنبه 13 اسفند1387 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

یک سایت جالب ! اگر می خواهید به آمار لحظه به لحظه جهان / آمار جمعیت تولد مرگ  آمار اقتصاد رسانه انرژ ی  محیط زیست و...دسترسی داشته باشید به سایتی که لینکش را این زیر گذاشته ام وارد شوید

حتما روی لینک زیر کلیک کنید

   http://www.worldometers.info/fa/

 

  ...  شنبه 10 اسفند1387 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

خیلی دوست دارم اگر کسی کادو یا هدیه یا سوغاتی برام میاره حتما خوراکی و خوردنی باشه

از سوغاتی های شهرمون نون یوخه و نون شیرینی و پالوده را خیلی دوست دارم

نون یوخه:

نون یوخه درحقیقت همان نون تنک یا نون تیری خودمونه به جای اینکه نمک به خمیر آن بزنند با شکر و مقداری روغن حیوانی آن را شیرین میکنند  بعد از اینکه روی تاوه مقداری تفتش دادند مثل تاقه پارچه می پیچوننش (می پیچند ) سپس با کارد تیز اون را به قطعات کوچکی تقسیمش میکنند

نون شیرین:

نون شیرین در حقیقت همان نون چای هست که آرد و روغن وشکر را مخلوط میکنند و موقع تنور پز کردنش حسابی کنجد روی اون میریزند

نمیدانم چی قاطیش میکنند که ترد ترد میشه

پالوده شیراز :

فقط این را میدانم که از  رشته های نشاسته ای ظریف به اضافه شکر را در دمای زیر صفر به طریقی که من نمیدانم مخلوط میکنند بعد از آماده شدن توی ظرف می ریزند و با اضافه کردن آبلیمو یا آب آلبالو و یا عرقیاتی مانند عرق نسترن بیدمشک و... در هوای گرم نوش جان میکنند و دل را صفا میدهند

تابستون وقتی هوا گرمه  پالوده میخریم و به خونه میاریم و  آبلیموی تازه و یا آبلیمویی که خودمون

تهیه کرده ایم  وک ولم  ( یعنی فراوون تا دلت بخواد )میریزیم روی پالوده و میخوریم  .

 جای شما خالی

چند مدت پیش که  به باغ ارم رفته بودم  بساط پالوده فروشی  اون اطراف دیدم

چون مقداری  هوا گرم بود  هوس کردم فالوده بخورم . وقتی نزدیک شدم  از سلیقه پالوده فروش

خوشم نیامد  پالوده ای را به معرض فروش گذاشته بود که آبروی پالوده شیراز را برده بود چون یارو پالوده ای با رشته های کلفت و خشن آورده بود و دست مردم می داد اون هم با قیمت  دولا و پهنا

به نظر من بهترین پالوده  پالوده ای هست که رشته هایش ریز و ظریف باشه اون هم با ابلیموی تازه

واما اینکه در این پست از پالوده نوشته ام علتش اینه که امروز  توی گردشم در رسانه ها ی اینترنتی به مطلبی روبرو شدم که در روایتی از یک توریست  انگلیسی نوشته بود :فالوده شیراز فوق العاده است

 چند خطش را براتون اینجا میگذارم اگر مایل باشید اون را کاملتر بخونید وارد لینک  زیر شوید

 کلیک کنید    روایت یک توریست انگلیسی از شیراز / فالوده شیراز

وی در ادامه به سفرش به شیراز اشاره می کند و می نویسد: در شیراز ما را به مقبره‌ی سعدی و حافظ، شعرای کلاسیک ایران رفتیم که برای ایرانی‌ها همان‌قدر ارزشمند هستند که شکسپیر برای ما ارزشمند است. سپس سراغ بهترین جایی را که فالوده می‌فروختند گرفت. فالوده نوعی دسر یخی فوق‌العاده است که به آن شربت می‌زنند.

نویسنده انگلیسی مطلب در ادامه با اشاره به مرقد شاه چراغ در شیراز می نویسد: صحن اصلی پر از زائرینی بود که به آرامگاه سید میر احمد که در سال 835 پس از میلاد در این شهر فوت کرده بود، ادای احترام می‌کردند. خادم پرسید که «اهل کجا هستیم، انگلستان؟» و با لبخند اضافه کرد: «به ایران خوش آمدید». و گفت که آیا می‌تواند چند سئوال از ما بپرسد؟ اینکه تفاوت انگلیس و بریتانیا در چیست؟ و چارلز دیکنز کجا دفن شده است؟

     کلیک کنید     شیراز / از زبان یک جوان به شیوه خودش

  ...  جمعه 9 اسفند1387 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

بعضی از داستانها و افسانه ها  جزء لاینفک تاریخ خاطرات من است از جمله همین داستان ضامن آهو

خصوصا از این جهت لذت میبردم که نشان دهنده نوعی احساس و شعور در حیوانات بود همانطور که در زمان کودکی از دیدن  فیلمهایی که در آن حیوانات حرف میزدند لذت میبردم

حتی مثل امروزه که بچه ها یک فیلم کارتونی را چند مرتبه تماشا میکنند ما هم از بزرگترها درخواست میکردیم مجددا داستان ضامن آهو را برامون تعریف کنند

 شما هم اگر دوست دارید این داستان را مجددا بخوانید روی این لینک داستان ضامن آهو کلیک کنید

 

چشمه های خروشان ترا می شناسند
موجهای پریشان ترا می شناسند

پرسش تشنگی را تو آبی جوابی
ریگ های بیابان ترا می شناسند

نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران ترا می شناسند

هم تو گلهای این باغ را می شناسی
هم تمام شهیدان ترا می شناسند

از نشابور با موجی از لا گذشتی
ای که امواج طوفان ترا می شناسند

بوی توحید مشروط بر بودن توست
ای که آیات قرآن ترا می شناسند

گر چه روی از همه خلق پوشیده داری
آی پیدای پنهان ترا می شناسند

اینک ای خوب فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبان ترا می شناسند

کاش من هم عبور ترا دیده بودم
کوچه های خراسان ترا می شناسند

قیصر امین پور

خاطره‌اي از شعرخواني قيصر امين‌پور روي ديوار لانه جاسوسي

سيد حسن حسيني كه از او به عنوان يكي از استوانه هاي شعر انقلاب ياد مي شود، در ساليان حيات، درمصاحبه اي به بيان خاطراتي از مبارزات دوران انقلاب پرداخته است كه در بخشي از اين خاطرات، از حضور قيصر امين پور درجمع تسخير كنندگان لانه جاسوسي وشعرخواني وي روي ديوار سفارت مي گويد.
رجانيوز با توجه به تقارن اولين سالگرد پرواز قيصر امين پور و سالروز تسخير لانه جاسوسي، اقدام به انتشار اين خاطره مي كند. اين نوشته برگفته از مطلبي است كه در ويژه نامه نشريه "راه" به مناسبت در گذشت قيصر منتشر شد.
سيد حسن حسيني درباره قيصر مي گويد: "...قیصر جزو بچه‌های به اصطلاح لانه است؛ از طلایه‌دارانی که لانه جاسوسی را فتح کردند.

اگرچه این روزها از این چیزها صحبت کردن خیلی ارزش نیست و ممکن است پرونده بشود. حالا من می‌دانم که در دو سه هفته اولی که لانه جاسوسی را گرفته بودند، قیصر بیانیه دانشجویان پیرو خط امام را ویرایش ادبی می‌کرد. خودش هم پرشور و حال بر روی دیوار لانه جاسوسی شعر میخواند. یادم هست که با بلوز یقه اسکی سفید روی دیوار لانه جاسوسی در حال خواندن شعر یا بیانیه بود..."

اما به نظر مي رسد اين روحيه در قيصر امين پور تا ساليان پاياني حيات وي زنده بوده است، چنانكه با مراجعه به اشعار قيصر، به راحتي روحيه استقلال طلبي و استكبار ستيزي قيصر امين پور را مي توان دريافت. او در يكي از آخرين سروده هايش كه گويي براي اين روزهاي ايران اسلامي سروده است خطاب به دوستان هنرمندش اينگونه مي سرايد:


سرمایه دل (به دوستان هنرمند)

این حنجره این باغ صدا را نفروشید
این پنجره این خاطره‌ها را نفروشید

در شهر شما باری اگر عشق فروشی است
هم غیرت آبادی ما را نفروشید

تنها، به‌خدا، دلخوشی ما به دل ماست
صندوقچه راز خدا را نفروشید

سرمایه دل نیست بجز آه و بجز اشک
پس دست‌کم این آب و هوا را نفروشید

در دست خدا آیینه ای جز دل ما نیست
آیینه شمایید شما را نفروشید

در پله پرواز بجز کرم نلولد
پروانه پرواز رها را نفروشید

یک عمر دویدیم و لب چشمه رسیدیم
این هروله سعی و صفا را نفروشید

دور از نظر ماست اگر منزل این راه
این منظره دورنما را نفروشید

 
 
 
 
 
  ...  چهارشنبه 7 اسفند1387 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

قطعه​ای از سعدی شیرازی علیه​الرحمه: درحق رسول مکرم محمد بن عبد الله (ص )

بلغ العلی بکماله
کشف الدجی بجماله
حسنت جمیع خصاله
صلوا علیه و آله


به سبب کمالش به بلندی رسید،
با روی نکوی خود تیرگی​ها را برطرف ساخت،
همه​ی روشهایش نکوست،
بر او و خویشانش درود باد.


His perfection procured exaltation
His beauty dispelled the darkness
All his attributes were good ones
Pray for him, and for his family


همه عمر برندارم سر از این خمار مستی

که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد

دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی


ادامه مطلب اینجا
  ...  سه شنبه 6 اسفند1387 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

لیلی من شنیدم یا علی گفت
به مجنون چون رسیدم یا علی گفت

مگر این وادی دارالجنون است
 که هر دیوانه دیدم یا علی گفت

نسیمی غنچه ای را باز میکرد
به گوش غنچه دیدم یا علی گفت

چمن با ریزش باران رحمت
دعایی کرد و او هم یا علی گفت

خمیر خاک آدم را سرشتند
چو برمیخواست آدم یا علی گفت

مسیحا گر دم از اعجاز میزد
ز بس بیچاره مریم یا علی گفت

به فرقش کی اثر می کرد شمشیر
 یقینم ابن ملجم یا علی گفت

مگر خیبر ز جایش کنده می شد
 یقین آنجا علی هم یا علی گفت

دلا باید که هردم یا علی گفت

نه هر دم بل دمادم یا علی گفت


به صدق دل همیشه یاد او کرد

به هرپیچ و به هر خم یا علی گفت


دمی که روح در آدم دمیدند

زجا برخاست آدم یا علی گفت


چونوح از موج طوفان ایمنی خواست

 توکل کرد و هردم یاعلی گفت


عصا در دست موسی اژدها شد

 کلیم آنجا مسلم یا علی گفت


نمی شد زنده جان مرده , هرگز

یقینا" عیسی بن مریم یا علی گفت


رسول اله شنید از پرده غیب

 ندایی آمد, آن هم یا علی گفت


نزول وحی چون فرمود سبحان

ملک در اولین دم یا علی گفت


علی در کعبه بر دوش پیمبر

قدم بنهاد اول یا علی گفت

به فرقش کی اثر می کرد شمشیر

گمانم ابن ملجم هم یا علی گفت؟؟

 

  ...  دوشنبه 5 اسفند1387 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 

 

 فایل فلش فلسفی

ف .ف.ف

یک داستان رمانتیک

 یک نکته ظریف فلسفی در این فلش هست .

 هر کس به فراخور افکارش میتواند  اون را تفسیر کنه

 روی این فلش کلیک کنید

 خیلی وقت نمیگیره.


اگر وقت داشتید این را هم نگاه کنید

فراموش نشه اسپیکر روشن باشه

در ضمن  سایت www.persiancartoon.com ((پرشین کارتون)) هم سایت جالبیه

این دو فلش را از همون سایت گرفتم

 

  ...  یکشنبه 4 اسفند1387 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  

Search Engine Optimization and SEO Tools
- ...