تبليغاتX
باباجـــون شیـــرازی
 
نـظر من این است تو چه می اندیشی
 
 

عید قربان

          اولین معنایی كه از عید به ذهن میرسد، تغییراتی است كه انسان از ظاهر خود و یا در طبیعت میبیند . این آرایش ظاهری همچون پوشیدن   لباس نو و آمدن بهار طبیعت به یك معنا عید نامیده شده است.

در روایتی از امیر المومنین علی علیه السلام آمده است كه : هر روزی كه انسان در آن به زشتی آلوده نگردد آن روز عید است چرا كه زشتی مهمترین بستر ظهور نزاع میان آدمیان است وباعث برهم خوردن آرامش درونی و بیرونی انسانها میگردد و این همان چیزی است كه با عید یعنی آرامش و شادمانی منافات دارد .


ادامه مطلب اینجا
  ...  پنجشنبه 29 آذر1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 

 

 شب یلدا و معرفی آن به نسل جدید توسط مادر بزرگ ها و پدر بزرگ ها

ميوه جشن شب يلدا


ادامه مطلب اینجا
  ...  چهارشنبه 28 آذر1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
اظهارات عجيب و غريب پدر حضرت آدم!
من پدر ابوالبشر صفی ا... پدر تمام انسان‌های روی زمین هستم و نشانی های مرا پیغمبران پیشین داده اند، من نشانی ها را می دهم شما ببینید اگر نشانی ها یکی است به سوی من بیایید.
به گزارش «جهان»، يكي از مدعيان پيامبري در سخناني كه اخيرا گفته است خود را اين گونه معرفي مي‌كند؛
 فامیلی من فعلا پناه است، قبل از آن لطفعلی، قبل از آن لطفعلی خان و قبل از آن هم الحسنی الحسینی طباطبائی اصل،
 ستون رشته وراثت خلیفه‌الهی را طی کردم تا به اینجا رسیدم. در زمان فتحعلی خان قاجار جد چهارم لطفعلی خان که در تاریخ به نام خلیل ا..ثانی (آقا خان دوم ) در شب جمعه ای در یزد به دست طایفه ملا حسین به شهادت رسید،
 جد من سید قطب بود و من هم که نوه او هستم، سید قطب هستم و در سال 1326متولد شده ام و دارای تحصیلات پنجم ابتدایی هستم. تا کنون هیچ شغلی نداشته ام، چرا كه در کار خدا نباید دخالت کرد.
 
او ادعا كرد:‌ من هفتمین فرستاده خدا هستم و شجره ای که من دارم هيچ یک از پیامبران ندارند. خدا به من فرمود تو آخرین فرستاده من هستی و وظیفه ات بسیار سخت است، نشان تمام انسان های روی زمین در تو وجود دارد. همه انسان‌های روی زمین منتظر یک نفرند، همه منتظر حضرت آدم هستند.
 
اين شخص همچنين مي‌گويد؛ من پدر ابوالبشر صفی ا... پدر تمام انسان‌های روی زمین هستم و نشانی های مرا پیغمبران پیشین داده اند، من نشانی ها را می دهم شما ببینید اگر نشانی ها یکی است به سوی من بیایید، من کتاب ندارم هر چه هست در وجودم است ...
 
 در سال 74 نامه ای نوشتم و خود را معرفی کردم و نوشتم سادات دنیا و پولدارها اگر متوجه حضور من شوند، سیل پول به طرفمان می آید و تحریم آمریکا هیچ اثری ندارد و جبران آنچه که شاه هم برده می‌شود، بعد از چند روز ماهواره‌های 110هم آمدند و ما را با احترام به مقرشان بردند، چند ماهی ما را دادگاهی می بردند.
وی اظهار داشت: روزنامه مطالعه نمی‌کنم به اینترنت دسترسی و ماهواره هم دارم و شبکه هایی که مربوط به تبلیغ مسیحیت است را نگاه می کنم .
اين مدعي پيامبري در اظهاراتي عجيب‌تر گفت: من به خدا گفتم خدا من حال اینکارها را ندارم،
 خدا هم گفت من خودم منتظر حکومت عادلانه تو هستم و مردم دیر با زود تو را پیدا می‌کنند،
خدا در سال 74 به من گفت تو به مقام کشف رسیده ای حالا باید نطق کنی،
من هم مرتب گفتم و تمام علمایی که آمدند این حرف ها را باور نمی کردند.
  ...  سه شنبه 27 آذر1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

کتب درسی و قهرمانان ملی ایران   دهقان فداکار - معلم ایثارگر- پدر شهید حسین فهمیده

قهرمانان ملی

                               http://mahmoodsaremi.blogfa.com/

  ...  دوشنبه 26 آذر1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 

مردی با خود زمزمه کرد: خدایا با من حرف بزن

 سار شروع به خواندن کرد اما مرد نشنید

فریاد براورد خدایا با من حرف بزن......آذرخش در اسمان غرید اما مرد اعتنایی نکرد

مرد به اطراف خود نگاه کرد و گفت:خدایا پس تو کجایی؟؟؟؟ بگذار تو را ببینم.......

 ستاره ای درخشید اما مرد ندید

مرد فریاد کشید"خدایا یک معجزه به من نشان بده"......کودکی متولد شد و اما مرد باز توجهی نکرد

مرد در نهایت یاس فریاد زد: خدایا خودت را به من نشان بده

و بگذار تو را ببینم.........از تو خواهش میکنم...

پروانه ای روی شاخه گلی نشست و او باز هم خدا را ندید   و به راهش ادامه داد...

  ...  یکشنبه 25 آذر1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
بزرگترين مزرعه پرورش درخت کريسمس

 

اينجا يکي از بزرگترين مزارع پرورش درخت کريسمس در Oregon's Willamette Valley است. اين مزرعه در سال 1955 توسط يک کشاورز که دنبال کسب درآمد بود، توسعه يافت


ادامه مطلب اینجا
  ...  شنبه 24 آذر1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
حکایت مست و هشیار پروین اعتصامی  شاعره فقید زن ایران معاصر .تقدیم با عشق به شیرزنان فقید ایران زمین :

محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت

مست گفت ای دوست  این پیراهن است افسار نیست

گفتی مستی   زان سبب افتان و خیزان میروی

گفت جرم راه رفتن نیست   ره هموار نیست

گفت می باید  تو را تا خانه قاضی برم

گفت رو  صبح آی  قاضی  نیمه شب بیدار نیست

گفت نزدیک است والی را سرای  آنجا شویم

گفت والی از کجا در خانه خمار نیست

گفت تا داروغه را گوییم در مسجد بخواب

گفت مسجد خوابگاه مردم بد کار نیست

گفت دیناری بده پنهان و خود را وارهان

گفت کار شرع   کار درهم و دینار نیست

گفت از بهر غرامت جامه ات بیرون کنم

گفت پوسیده است جزء نقشی ز پود و تار نیست

گفت می  بسیار خوردی  زان چنین بیخود شدی

گفت ای بیهوده گو  حرف کم و بسیار نیست

گفت آگه نیستی  کز سر  درافتادت کلاه

گفت در سر عقل باید   بی کلاهی  عار نیست

گفت باید  حد زند  هشیار  مردم مست را

گفت هشیاری بیار اینجا کسی هشیار نیست

  ...  شنبه 24 آذر1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 

سعدی در شیراز متولد شد. پدرش در دستگاه دیوانی اتابک سعد بن زنگی، فرمانروای فارس شاغل بود[نیاز به ذکر منبع].

پس از درگذشت پدر، سعدی در حدود ۶۲۰ یا ۶۲۳ قمری از شیراز برای تحصیل به مدرسهٔ نظامیهٔ بغداد رفت و در آنجا از آموزه‌های امام محمد غزالی بیشترین تأثیر را پذیرفت (سعدی در گلستان غزالی را «امام مرشد» می‌نامد). غیر از نظامیه، سعدی در مجلس درس استادان دیگری از قبیل شهاب‌الدین سهروردی نیز حضور یافت و در عرفان از او تأثیر گرفت. معلم احتمالی دیگر وی در بغداد ابوالفرج بن جوزی بوده‌است که در هویت اصلی وی بین پژوهندگان (از جمله بین محمد قزوینی و محیط طباطبایی) اختلاف وجود دارد.

آرامگاه سعدی در شیراز

پس از پایان تحصیل در بغداد ......


ادامه مطلب اینجا
  ...  شنبه 24 آذر1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 










 

Мать-героиня родила сразу шестерых!

 

Мать-героиня родила сразу шестерых!

 

http://crazy-picsblog.blogspot.com/2009/01/woman-gives-birth-to-6-babies.html

  ...  دوشنبه 12 آذر1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

سر انجام شیطان در مقابل آدمیان سر تعظیم فرو آورد

ابلیس پس از نگــــاه کردن به چهره تک تک انسانهای زمین... مکثی کرد وسپس در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود به خاک افتاد و درمقابل آدمیان به سجده افتاد.....

 وقتی بر خا ست ...سر به اسمان بلند کرد وفریاد زد : خدایا! ...

ای کاش ان روز که فرمودی سجده کن ...تسلیم امرت می شدم ...اگر در ان روز سجده می کردم سجده ام برعظمت خلقت تو بود... اما سجده امروز من بر مکر و حیله ایست که در وجود این موجودات می بینم ...

وای بر من...زیرا که این جماعت در فریب و نیرنگ ...گوی سبقت از من ربوده اند ....

خدایا... دیگر نه تو را دارم نه کسی را برای گمراه کردن!!اینان از من گمراه ترند

 

  ...  یکشنبه 11 آذر1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
پس از خواندن متن زیر آن را بالعکس از پایین به بالا بخوانید

خواندن از بالا به پایین برای قبل از ازدواج

زن : راست میگی؟

مرد: آره، ديگه نمی‌‌تونم بيش از اين منتظر بمونم.
زن: می‌‌خواهى من از پيشت برم؟
مرد: نه! فکرش را هم نکن.
زن: منو دوست داری؟
مرد: البته!
زن: آيا تا حالا به من خيانت کردی؟
مرد: نه! چرا چنين سوالى می‌‌کنی؟
زن: منو مسافرت می‌‌بری؟
مرد: مرتب!
زن: آيا منو می‌‌زنی؟
مرد: به هيچوجه! من از اين آدما نيستم !
زن: می‌‌تونم بهت اعتماد کنم؟

خواندن از پایین به بالا برای بعد از ازدواج
.

  ...  پنجشنبه 8 آذر1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  

Search Engine Optimization and SEO Tools
- ...