نـظر من این است تو چه می اندیشی |
واکنش شدید مدیران شهری به رای دیوان عدالت اداری
بنابه گزارش رجانيوز، اين استعفا كه در نامهاي به استاندار فارس اعلام و در نشست روز يكشنبه شوراي اسلامي شيراز مطرح شد در اعتراض به 2 حكم صادره از سوي ديوان عدالت اداري انجام گرفته است.
بنا بر این گزارش حکم صادره از شعبه ۳۱ديوان عدالت اداري در خصوص صدور پروانه ساختماني براي يك پروژه تجاري-مسكوني - موسوم به پروژه "محمدپور" - یکی از دو حکم مورد اشاره بوده است که طی آن عوارض برج دوقلوي خيابان قصردشت شيراز که حدود چهار سال از آغاز عمليات اجرايي آن ميگذرد از 40میلیارد تومان به حساب سال 86 به 15 میلیارد تومان به حساب سال 84 تقلیل یافته است.
اين پروژه که در سال 83 به گونه ای مشکوک و پس از توافق مقدماتي ميان شهردار وقت و محمدپور آغاز گرديد ، فاقد هرگونه مجوز براي ساخت، خاكبرداري و ... است و تا كنون نیز هيچ عوارضي از سوي مالک به شهرداری پرداخته نشده است.
درس من خارج است و حاشيه نيست
............................................
آيتالله هاشمي رفسنجاني كه به گفته خودشان تحت تاثير صفاي آن پير روشن ضمير ـ استاد شهريار ـ قرار گرفته بودند شعر زير را در جواب شعر استاد و در همان وزن سرودهاند
شهريار اي عجوبه دوران
.................................
تعدادی از دبیران آموزشگاه فرهنگیان در زمان مدیریت آقای شیرازی
بنا به در خواست دانش آموزان سابق و احتمالا دانشجویان فعلی
خصوصا علی آقای ....گل

ایستاده از راست آقایان : شمشیری،انصاری،جمالی،حبیبیان،حدادی،شیرازی،رشیدی،صالحی
نشسته از راست آقایان:مداح علی،قادری،شهسواری،تحیری،یداللهی
وخودم که پشت دوربین دارم عکس می گیرم
روی این لینکهای زیرکلیک کنید تا تعداد دیگری از عکس ها راببینید
دانش آموزان مدرسه فرهنگیان امام موسی کاظم ع شیراز
من و همکارانم روز معلم سال گذشته در حافظیه شیراز ( پورابراهیم . باباجون شیرازی)
شهـريار يك عشق اولي آتـشين دارد كه خود آن را عشق مجاز ناميده. در اين كوره است كه شهـريار گـداخـته و تصـفيه مي شود. غالـب غـزل هـاي سوزناك او، كه به ذائـقـه عـمـوم خوش آيـنـد است، يادگـار اين دوره است. اين عـشـق مـجاز اسـت كـه در قـصـيـده ( زفاف شاعر ) كـه شب عـروسي معـشوقه هـم هـست، با يك قوس صعـودي اوج گـرفـتـه، به عـشق عـرفاني و الهـي تـبديل مي شود. ولي به قـول خودش مـدتي اين عـشق مجاز به حال سكـرات بوده و حسن طبـيـعـت هـم مـدتهـا به هـمان صورت اولي براي او تجـلي كرده و شهـريار هـم با زبان اولي با او صحـبت كرده است.

بعـد از عـشق اولي، شهـريار با هـمان دل سوخـته و دم آتـشين به تمام مظاهـر طبـيعـت عـشق مي ورزيده و مي توان گـفت كه در اين مراحل مثـل مولانا، كه شمس تـبريزي و صلاح الدين و حسام الدين را مظهـر حسن ازل قـرار داده، با دوستـان با ذوق و هـنرمـنـد خود نـرد عـشق مي بازد. بـيـشتر هـمين دوستان هـستـند كه مخاطب شعـر و انگـيزهًَ احساسات او واقع مي شوند. از دوستان شهـريار مي تـوان مرحوم شهـيار، مرحوم استاد صبا، استاد نـيما، فـيروزكوهـي، تـفـضـلي، سايه، و نگـارنده و چـند نـفر ديگـر را اسم بـرد.
شرح عـشق طولاني و آتـشين شهـريار در غـزل هـاي ماه سفر كرده، توشهً سفـر، پـروانه در آتـش، غـوغاي غـروب و بوي پـيراهـن مشـروح است و زمان سخـتي آن عـشق در قـصيده " پـرتـو پـايـنده " بـيان شده است و غـزل هـاي يار قـديم، خـمار شـباب، ناله ناكامي، شاهـد پـنداري، شكـرين پـسته خاموش، تـوبـمان و دگـران ، نالـه نوميـدي ، و غـروب نـيـشابور حالات شاعـر را در جـريان آن عـشق حكـايت مي كـند. شهـريار در ديوان خود از خاطرات آن عـشق غزل ها و اشعار ديگري دارد از قـبـيل حالا چـرا، دستم به دامانـت و ... كه مطالعـهً آنهـا به خوانندگـان عـزيز نـشاط مي دهـد.
عـشق هـاي عارفانه شهـريار را مي توان در خلال غـزل هـاي انتـظار، جمع و تـفريق، وحشي شكـار، يوسف گـمگـشته، مسافرهـمدان، حراج عـشق، ساز صبا، و ناي شـبان و اشگ مريم، دو مرغ بـهـشتي، و غـزل هـاي ملال محـبت، نسخه جادو، شاعـر افسانه و خيلي آثـار ديگـر مشاهـده كرد. براي آن كه سينماي عـشقي شهـريار را تـماشا كـنيد، كافي است كه فـيلمهاي عـشقي او را كه از دل پاك او تـراوش كرده ، در صفحات ديوان بـيابـيد و جلوي نور دقـيق چـشم و روشـني دل بگـذاريـد. هـرچـه ملاحـظه كرديد هـمان است كه شهـريار مي خواسته زبان شعـر شهـريار خـيلي ساده است.
نمایی از طرح بین الحرمین/شاهچراغ تا آستانه
.jpg)
برای دستیابی اطلاعات عمرانی به روز شیراز
و اطلاعات ازپروژه های عمرانی به روز شیراز وارد لینک زیر شوید
http://www.shirazsity.blogfa.com/

نقش روزه در تقويت اراده
حکومت غرايز و شهوات بر انسان خطرناکترين حکومتهاست و آدمي را اسير و بي اختيار ميسازد و به پستي و رذالت ميکشاند. مبارزه با سلطه شهوات نفس که در اسلام جهاد اکبر ناميده شده به پايمردي و اراده اي استوار نياز دارد. انسان با روزه داري که، امساک در خوردن و آشاميدن و خود داري از برخي چيزهاي ديگر است در واقع با خواهشهاي خويش ميجنگد و در برابر غرايز خود مقاومت ميکند، تمرين اين عمل اراده و تصميم را در انسان نيرومند ميسازد و جان را از قيد حکومت و سلطه هوسها و خواهشها ميرهاند. پيشوايان اسلام فرموده اند: «افضل الناس من جاهد هواه و اقوي الناس من غلب هواه»
بهترين مردم کسي است که با هواي نفس مبارزه کند و نيرومند ترين آنان کسي است که بر آن پيروز شود. پس روزه داران بهترين مردمند چرا که با خواسته هاي نفساني مبارزه ميکنند و اگر با مراقبت و کوشش از روزه خويش اين بهره را بگيرند که بر نفس خود مسلط شوند از نيرومند ترين مردم نيز خواهند بود.
گفت يعني چه كار كنم؟
گفتم يعني اشتباهم را نديده بگير.
گفت مثل اين است كه تو ديكته بنويسي، يك غلط داشته باشي و به معلمت بگويي مرا ببخش، يعني غلطم را نديده بگير و به جاي نوزده به من همان بيست را بده.
ودر ادامه گفت :عزيزم نديده گرفتن اشتباهت نه تو را اصلاح ميكند و نه مرا از نقص عمل تو مصون نگه ميدارد.
من به فكر فرو رفتم چيز زيادي نفهميدم ، حرفش را فهميدم ولي قدرت عمل نداشتم. نميدانستم بايد چه كار كنم.
در پایان گفت : با این وجود تورا می بخشم تنها به این امید که خود را اصلاح کنی و ...
|
چنان به موی تو آشفتهام به بوی تو مست |
|
که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست |
|
دگر به روی کسم دیده بر نمیباشد |
|
خلیل من همه بتهای آزری بشکست |
|
مجال خواب نمیباشدم ز دست خیال |
|
در سرای نشاید بر آشنایان بست |
|
در قفس طلبد هر کجا گرفتاریست |
|
من از کمند تو تا زندهام نخواهم جست |
|
غلام دولت آنم که پای بند یکیست |
|
به جانبی متعلق شد از هزار برست |
|
مطیع امر توام گر دلم بخواهی سوخت |
|
اسیر حکم توام گر تنم بخواهی خست |
|
نماز شام قیامت به هوش بازآید |
|
کسی که خورده بود می ز بامداد الست |
|
نگاه من به تو و دیگران به خود مشغول |
|
معاشران ز می و عارفان ز ساقی مست |
|
اگر تو سرو خرامان ز پای ننشینی |
|
چه فتنهها که بخیزد میان اهل نشست |
|
برادران و بزرگان نصیحتم مکنید |
|
که اختیار من از دست رفت و تیر از شست |
|
حذر کنید ز باران دیده سعدی |
|
که قطره سیل شود چون به یک دگر پیوست |
|
خوشست نام تو بردن ولی دریغ بود |
|
در این سخن که بخواهند برد دست به دست |

به گزارش خبرنگار عصرایران (asriran.com) شعر سروده شده اين مرد درباره اتفاقي بود كه براي خودش رخ داده بود كه اين اتفاق را به شكلي زيبا و در قالب شعر درآورده بود.
قضيه از اين قرار بوده كه اين پيرمرد در ابتداي تابستان قصد داشته است كولر منزل خود را بازسازي و براي تابستان آماده كند.
وقتي به پشت بام خانه خود مراجعه كرده و درپوش كولر را بر مي دارد مي بيند كه پرنده اي در آنجا لانه گذاشته و چند جوجه نيز دارد و در حال غذا دادن به آنهاست.
اين مرد پس از ديدن اين صحنه از راه اندازي كولر منزل خود صرف نظر مي كند تا به اين پرندگان آسيبي نرسد.
پس از آن اين واقعه را به صورت شعري مي سرايد كه سروده وي به عنوان بهترين شعر در زمينه مهرورزي مقام اول را كسب و اين مرد هديه اي را نيز دريافت مي كند.
رييس جمهوري در اين مراسم با تقدير از اين مرد تاكيد كرد كه مهرورزي مدنظر ما همين است اين نوع مهرورزي از وجود انسان برآيد و نسبت به همه مخلوقات خدا مهر بورزد.
مرغ سحر ناله سر کن
داغ مرا تازهتر کن
زآه شرربار این قفس را
برشکن و زیر و زبر کن
بلبل پربسته! ز کنج قفس درآ
نغمهی آزادی نوع بشر سرا
وز نفسی عرصهی این خاک توده را
پر شرر کن
ظلم ظالم، جور صیاد
آشیانم داده بر باد
ای خدا! ای فلک! ای طبیعت!
شام تاریک ما را سحر کن
نوبهار است، گل به بار است
ابر چشمم ژالهبار است
این قفس چون دلم تنگ و تار است
شعله فکن در قفس، ای آه آتشین!
دست طبیعت! گل عمر مرا مچین
جانب عاشق، نگه ای تازه گل! از این
بیشتر کن
مرغ بیدل! شرح هجران مختصر، مختصر، مختصر کن
عمر حقیقت به سر شد
عهد و وفا پیسپر شد
نالهی عاشق، ناز معشوق
هر دو دروغ و بیاثر شد
راستی و مهر و محبت فسانه شد
قول و شرافت همگی از میانه شد
از پی دزدی وطن و دین بهانه شد
دیده تر شد
ظلم مالک، جور ارباب
زارع از غم گشته بیتاب
ساغر اغنیا پر می ناب
جام ما پر ز خون جگر شد
ای دل تنگ! ناله سر کن
از قویدستان حذر کن
از مساوات صرفنظر کن
ساقی گلچهره! بده آب آتشین
پردهی دلکش بزن، ای یار دلنشین!
ناله برآر از قفس، ای بلبل حزین!
کز غم تو، سینهی من پرشرر شد
کز غم تو سینهی من پرشرر، پرشرر، پرشرر شد
...................
آنكه او به غمت دل بندد چون من كيست
دنیا این قدر بزرگه که هر کسی واسه خودش یه جایی داره پس سعی کنید به جای اینکه جای کسی رو بگیرید جای خودتون رو پیدا کنید "
**هر انسان غریزه ای دارد به نام "غریزه ی حب ذات".یعنی هر انسانی به طور غریزی خودش را دوست دارد.
از طرفی دیگر ،غریزه ی دیگری در انسان وجود دارد به نام "غریزه ی کمال طلبی".یعنی هر انسانی احساس نقصان دارد و به دنبال کمال مطلق می گردد و دوست دارد که به کامل ترین برسد.
همه ی ما می دانیم که کاملترین "خدا"است.پس انسان ها در تلاشند که به خدا برسند( کمال =لقاء الله).
در نتیجه باید نقص های خود را برطرف کنند.وقتی انسانی احساس کند که شخصی دیگر ،و یا چیزی دیگر و یا حرکتی دیگر می تواند نواقص او را برطرف کند و او را به کمال مطلق برساند،"غریزه ی حب ذات خود"را با آن شخص،چیز ویا حرکت به اشتراک می گذارد تا بتواند او را دوست داشته باشد.تا در نتیجه به کمال یرسد به آن عشق می ورزد چون موجب کمال اوست
در چنین موقعی گفته می شود که فرد "عاشق" شده است.به طور مثال این "عشق"می تواند نسبت به همسر،فرزند،کشور،شغل و... صادق باشد

اللهم عجل لولیک الفرج ( آمین
آقا سلام ٬ باز منم خاک پایتان
من ...دختری که گم شده در های هایتان
آقا دلم گرفته ٬ چرا دیر کرده اید ؟
مردم در انتظار شب جمعه هایتان
هر جمعه: انتظار ٬دعا٬ندبه٬ جانماز
هر شب دو چشم خیس و دلی در هوایتان
من جمعه ها عجیب دلم شور می زند
آقا خدا نکرده نیفتد برایتان
یک اتفاق بد که همه بی پدر شویم
باشد نصیب من همه درد و بلایتان
من سالهاست که خوابم نمی برد
در پای گاهواره ی بی لای لایتان
آقا زمان بدرقه تان هیچ کس نبود ؟
آبی نریخت مادرتان پشت پایتان ؟
من بعد غیبت تان ناموجه است
نزد من و قبیله و حتی خدایتان
آقا غریبگی نکن و زودتر بیا
اینجا گرفته ایم تولد برایتان
حرفی نمانده بین شما و من وخدا
جز اینکه باز می کنم امشب دعایتان
امضا : دو چشم خیس و دلی در هوایتان
دیوانه ای که لک زده قلبش برایتان...

این چند خیابون زیررا هم جناب آقای سبحان از وبلاگ سبحان زحمت کشیدن و ارسال کرده اند
سلام چند تا خیابون رو از قلم انداختی که من می گم
خیابان لطف علی خان زند (گود عربان) محله ای فقیر نشین و سطح پایین از نظر اقتصادی مثل خیابان پانزده خرداد تهران ( محله درخونگاه یا پامنار)
خیابان یا بولوار امیر کبیر پاتوق همه تعمیر گاه ها اتومبیل در شیراز البته من در تهران چنین خیابانی ندیدم شاید بشه گفت مثل جاده دماوند یا ابتدای یادگار امام در تهران که در شیراز هم به جاده بوشهر معروفه
خیابان ارم که دقیقا مثل خیابان امیر آباد در تهران به خوابگاه دانشگاه شیراز وصل می شه امیر آباد هم به خوابگاه دانشگاه تهران میرسه
خیابان ساحلی که جنب رودخانه خشک شیرازه و می تونیم در تهران خیابان کرمان یا اتوبان امام علی رو مثال بیاریم البته با این تفاوت که رودخانه تهران آب داره و از وسط اتوبان می گذره نه مثل شیراز از کنار اون
خوب البته شاید قیاس شیراز و تهران مع الفارق باشه اما در نوع خودش جالبه و میشه از جنبه های اجتماعی به اون پرداخت.با اجازه و خدانگهدار
بازار وکیل:
بازار وکیل از بازارهاي شهر شيراز است كه در مرکز این شهر ودر شرق میدان شهدای کنونی در مجاورت مسجد وكيل و حمام وکیل در زمان كريم خان زند (1172 - 1193 ه.ق)احداث شده است.
معماري اين بنا بر گرفته از بازار قيصريه لار و همچون بازارچه بلند اصفهان ساخته شاه عباس كبير است اما عرض بازار وكيل بيش از ساير بازارهاست. همچنين 74 دهانه طاق ضربي بازار با ارتفاع بيش از 11 متر مرتفع تر از طاق ساير بازارهاست كه البته هم اينك به علت خاكريزي كف بازار، ارتفاع طاق ها به ده متر تقليل يافته است.
اين بازار كه از نظرمعماري داراي سه فضاي عبور و مرور (فضايي براي گذر مشتريان)، حريم مغازه (به ارتفاع تقريبي 2 پله بالاتر از سطح زمين)، فضاي مغازه (محل فروش) است. داراي پنج در بزرگ است كه در چهار سوي آن قرار گرفته است. هم چنين شامل دو رشته شمالي - جنوبي و شرقي - غربي است كه چون صليبي يكديگر را قطع كرده اند. در تقاطع اين دو رشته چهار سوق قرار گرفته است كه بر روي يك هشتي قرار دارد. اين چهار سوق داراي طاق بزرگ ضربي محكمي است و در پاي طاق نيز چند ترنج آجركاري شده است.
در هشتي نيز مغازه هايي چهارگوش در دو طبقه وجود دارد.
سرای مشیر :
سرای مشیر یا سرای گلشن از آثار دوره قاجاریه در شیراز است که در انتهای جنوبی بازار وکیل در گوشه شرقی آن قرار گرفته است.این سرا که دارای طرح و نقشه ای دایره ای (هشت گوش) است، توسط میرزا ابوالحسن خان مشیرالملک احداث شده است.
سر در ورودی سرای مشیر، دارای دو طبقه کاشی کاری شده است ودر زیر آن کتیبه ای کاشی کاری شده با زمینه لاجوردی و خط نستعلیق عبارت سرای گلشن بنای مرحمت پناه حاجی میرزا ابوالحسن خان مشیرالملک شیرازی را نشان می دهد. حجره های طبقه یا اشکوب اول، تودرتو می باشد و به وسیله راهرویی به حیاط متصل می شوند. این حجره ها دارای درهای چوبی منبت و مشبکی هستند که از چوب ساج ساخته شده اند. در وسط حیاط حوض بزرگ هشت ضلعی ای قرار دارد که لبه و پاشویه آن از سنگ های مختلف یکپارچه ساخته شده است و در آن سه فواره وجود دارد. در چهار طرف این حوض، باغچه هایی وجود دارد . کف پوش سرای مشیر، قطعات کوچک سنگ است. در ضلع شرقی و غربی حیاط، مغازه ها و راهروهایی وجود دارد که در مغازه ها همگی ارسی های چوبی است که با شیشه های رنگی تزیین شده است.معماری این بنا، برگرفته از معماری کاروانسراهای صفوی است.
در زمان پهلوی به دستور فرح دیبا، کاشی های ریخته و درک های فرسوده و شکسته این بنا مرمت شد. این بنا با رنگ زرد و طرح های گلدانی معرف سبک اختلاط است که در زمان قاجاریه رایج شده بود. سازمان میراث فرهنگی، این بنا را در سال 1347 ه.ش . با شماره 424 به ثبت تاریخی رسانید.
برای دیدن عکس ها در اندازه واقعی بر روی آنها کلیک کنید







|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|