تبليغاتX
باباجـــون شیـــرازی
 
نـظر من این است تو چه می اندیشی
 

  ...  شنبه 31 شهریور1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

حقوق که آمد خیلی چیزها را با خود آورد و ......خیلی چیزها را نیز با خود برد.......
حقوق که آمد تازه یاد گرفتم که چطور می توان آن بالا نشست و به ریش همه خندید. اما نفهمیدم که نباید بلند بخندم. همه را بیدار کنم حتی خودم را 
                  
                                                               فارغ التحصیل حقوق
  ...  چهارشنبه 28 شهریور1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
ای خدا این وصل را هجران مکنباغ جان را تازه و سرسبز دارچون خزان بر شاخ و برگ دل مزنبر درختی کآشیان مرغ توستجمع و شمع خویش را برهم مزنگر چه دزدان خصم روز روشنندکعبه اقبال این حلقه است و بساین طناب خیمه را برهم مزننیست در عالم ز هجران تلخ تر سرخوشان عشق را نالان مکنقصد این مستان و این بستان مکنخلق را مسکین و سرگردان مکنشاخ مشکن مرغ را پران مکندشمنان را کور کن شادان مکنآنچ می​خواهد دل ایشان مکنکعبه اومید را ویران مکنخیمه توست آخر ای سلطان مکنهرچ خواهی کن ولیکن آن مکن
  ...  چهارشنبه 28 شهریور1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 

واکنش شدید مدیران شهری به رای دیوان عدالت اداری

بنابه گزارش رجانيوز، اين استعفا كه در نامه‌اي به استاندار فارس اعلام و در نشست روز يكشنبه شوراي اسلامي شيراز مطرح شد در اعتراض به 2 حكم صادره از سوي ديوان عدالت اداري انجام گرفته است.

 

بنا بر این گزارش حکم صادره از شعبه ‪ ۳۱‬ديوان عدالت اداري در خصوص صدور پروانه ساختماني براي يك پروژه تجاري-مسكوني - موسوم به پروژه "محمدپور" - یکی از دو حکم مورد اشاره بوده است که طی آن عوارض برج دوقلوي خيابان قصردشت شيراز که حدود چهار سال از آغاز عمليات اجرايي آن مي‌گذرد از 40میلیارد تومان به حساب سال 86 به 15 میلیارد تومان به حساب سال 84 تقلیل یافته است.

 

 اين پروژه که در سال 83 به گونه ای مشکوک و پس از توافق مقدماتي ميان شهردار وقت و محمدپور آغاز گرديد ، فاقد هرگونه مجوز براي ساخت، خاكبرداري و ... است و تا كنون نیز هيچ عوارضي از سوي مالک به شهرداری پرداخته نشده است.


ادامه مطلب اینجا
  ...  چهارشنبه 28 شهریور1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
در پاي خطبه حجت الاسلام رفسنجاني
استاد شهريار اين شعر را كه با صداي خودش روي نوار كاست ضبط كرده بود به آيت‌الله‌ هاشمي رفسنجاني هديه كرد.

استاد در اين شعر استواري و زيبايي خطبه‌هاي نماز جمعه ايشان را ستوده است. 
                 

                 درس من خارج است و حاشيه نيست

              ............................................

آيت‌الله‌ هاشمي رفسنجاني كه به گفته خودشان تحت تاثير صفاي آن پير روشن ضمير ـ استاد شهريار ـ قرار گرفته بودند شعر زير را در جواب شعر استاد و در همان وزن سروده‌اند

                      شهريار اي عجوبه دوران

                 .................................


ادامه مطلب اینجا
  ...  سه شنبه 27 شهریور1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 

 

 تعدادی از دبیران  آموزشگاه فرهنگیان در زمان مدیریت آقای شیرازی

بنا به در خواست دانش آموزان سابق و احتمالا دانشجویان فعلی

خصوصا علی آقای ....گل

ایستاده از راست آقایان : شمشیری،انصاری،جمالی،حبیبیان،حدادی،شیرازی،رشیدی،صالحی

نشسته از راست آقایان:مداح علی،قادری،شهسواری،تحیری،یداللهی

وخودم که پشت دوربین دارم عکس می گیرم

روی این  لینکهای  زیرکلیک کنید تا تعداد دیگری از عکس ها راببینید

   دانش آموزان مدرسه فرهنگیان امام موسی کاظم ع شیراز

    عکس مدرسه فرهنگیان

  من و همکارانم روز معلم سال گذشته در حافظیه شیراز ( پورابراهیم . باباجون شیرازی)

 عکس مدرسه فرهنگیان

  ...  سه شنبه 27 شهریور1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

شهـريار يك عشق اولي آتـشين دارد كه خود آن را عشق مجاز ناميده. در اين كوره است كه شهـريار گـداخـته و تصـفيه مي شود. غالـب غـزل هـاي سوزناك او، كه به ذائـقـه عـمـوم خوش آيـنـد است، يادگـار اين دوره است. اين عـشـق مـجاز اسـت كـه در قـصـيـده ( زفاف شاعر ) كـه شب عـروسي معـشوقه هـم هـست، با يك قوس صعـودي اوج گـرفـتـه، به عـشق عـرفاني و الهـي تـبديل مي شود. ولي به قـول خودش مـدتي اين عـشق مجاز به حال سكـرات بوده و حسن طبـيـعـت هـم مـدتهـا به هـمان صورت اولي براي او تجـلي كرده و شهـريار هـم با زبان اولي با او صحـبت كرده است. 

بعـد از عـشق اولي، شهـريار با هـمان دل سوخـته و دم آتـشين به تمام مظاهـر طبـيعـت عـشق مي ورزيده و مي توان گـفت كه در اين مراحل مثـل مولانا، كه شمس تـبريزي و صلاح الدين و حسام الدين را مظهـر حسن ازل قـرار داده، با دوستـان با ذوق و هـنرمـنـد خود نـرد عـشق مي بازد. بـيـشتر هـمين دوستان هـستـند كه مخاطب شعـر و انگـيزهًَ احساسات او واقع مي شوند. از دوستان شهـريار مي تـوان مرحوم شهـيار، مرحوم استاد صبا، استاد نـيما، فـيروزكوهـي، تـفـضـلي، سايه، و نگـارنده و چـند نـفر ديگـر را اسم بـرد. 

شرح عـشق طولاني و آتـشين شهـريار در غـزل هـاي   ماه سفر كرده، توشهً سفـر، پـروانه در آتـش، غـوغاي غـروب و بوي پـيراهـن  مشـروح است و زمان سخـتي آن عـشق در قـصيده " پـرتـو پـايـنده "  بـيان شده است و غـزل هـاي يار قـديم، خـمار شـباب، ناله ناكامي، شاهـد پـنداري، شكـرين پـسته خاموش، تـوبـمان و دگـران ، نالـه نوميـدي ، و غـروب نـيـشابور حالات شاعـر را در جـريان آن عـشق حكـايت مي كـند.  شهـريار در ديوان خود از خاطرات آن عـشق غزل ها و اشعار ديگري دارد از قـبـيل  حالا چـرا، دستم به دامانـت و ...  كه مطالعـهً آنهـا به خوانندگـان عـزيز نـشاط مي دهـد.

عـشق هـاي عارفانه شهـريار را مي توان در خلال غـزل هـاي انتـظار، جمع و تـفريق، وحشي شكـار، يوسف گـمگـشته، مسافرهـمدان، حراج عـشق، ساز صبا، و ناي شـبان و اشگ مريم، دو مرغ بـهـشتي، و غـزل هـاي ملال محـبت، نسخه جادو، شاعـر افسانه و خيلي آثـار ديگـر مشاهـده كرد.  براي آن كه سينماي عـشقي شهـريار را تـماشا كـنيد، كافي است كه فـيلمهاي عـشقي او را كه از دل پاك او تـراوش كرده ، در صفحات ديوان بـيابـيد و جلوي نور دقـيق چـشم و روشـني دل بگـذاريـد. هـرچـه ملاحـظه كرديد هـمان است كه شهـريار مي خواسته  زبان شعـر شهـريار خـيلي ساده است. 


ادامه مطلب اینجا
  ...  سه شنبه 27 شهریور1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 

 

نمایی از طرح بین الحرمین/شاهچراغ تا آستانه

برای دستیابی اطلاعات عمرانی به روز شیراز

            و اطلاعات ازپروژه های عمرانی به روز شیراز وارد لینک زیر شوید 

                                               http://www.shirazsity.blogfa.com/


ادامه مطلب اینجا
  ...  دوشنبه 26 شهریور1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 

 نقش روزه در تقويت اراده

حکومت غرايز و شهوات بر انسان خطرناکترين حکومتهاست و آدمي را اسير و بي اختيار ميسازد و به پستي و رذالت ميکشاند. مبارزه با سلطه شهوات نفس که در اسلام جهاد اکبر ناميده شده به پايمردي و اراده اي استوار نياز دارد.  انسان با روزه داري که، امساک در خوردن و آشاميدن و خود داري از برخي چيزهاي ديگر است در واقع با خواهشهاي خويش ميجنگد و در برابر غرايز خود مقاومت ميکند، تمرين اين عمل اراده و تصميم را در انسان نيرومند ميسازد و جان را از قيد حکومت و سلطه هوسها و خواهشها ميرهاند. پيشوايان اسلام فرموده اند: «افضل الناس من جاهد هواه و اقوي الناس من غلب هواه» 

بهترين مردم کسي است که با هواي نفس مبارزه کند و نيرومند ترين آنان کسي است که بر آن پيروز شود. پس روزه داران بهترين مردمند چرا که با خواسته هاي نفساني مبارزه ميکنند و اگر با مراقبت و کوشش از روزه خويش اين بهره را بگيرند که بر نفس خود مسلط شوند از نيرومند ترين مردم نيز خواهند بود.


ادامه مطلب اینجا
  ...  جمعه 23 شهریور1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
گفتم مرا ببخش.

گفت يعني چه كار كنم؟

 گفتم يعني اشتباهم را نديده بگير.

گفت مثل اين است كه تو ديكته بنويسي، يك غلط داشته باشي و به معلمت بگويي مرا ببخش، يعني غلطم را نديده بگير و به جاي نوزده به من همان بيست را بده.

ودر ادامه گفت :عزيزم نديده گرفتن اشتباهت نه تو را اصلاح مي‌كند و نه مرا از نقص عمل تو مصون نگه مي‌دارد.

من به فكر فرو رفتم چيز زيادي نفهميدم ، حرفش را فهميدم ولي قدرت عمل نداشتم. نمي‌د‌انستم بايد چه كار كنم.

 در پایان گفت : با این وجود تورا می بخشم تنها به این امید که خود را اصلاح کنی و ...

  ...  جمعه 23 شهریور1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 

 

چنان به موی تو آشفته‌ام به بوی تو مست

 

که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست

دگر به روی کسم دیده بر نمی‌باشد

 

خلیل من همه بت‌های آزری بشکست

مجال خواب نمی‌باشدم ز دست خیال

 

در سرای نشاید بر آشنایان بست

در قفس طلبد هر کجا گرفتاریست

 

من از کمند تو تا زنده‌ام نخواهم جست

غلام دولت آنم که پای بند یکیست

 

به جانبی متعلق شد از هزار برست

مطیع امر توام گر دلم بخواهی سوخت

 

اسیر حکم توام گر تنم بخواهی خست

نماز شام قیامت به هوش بازآید

 

کسی که خورده بود می ز بامداد الست

نگاه من به تو و دیگران به خود مشغول

 

معاشران ز می و عارفان ز ساقی مست

اگر تو سرو خرامان ز پای ننشینی

 

چه فتنه‌ها که بخیزد میان اهل نشست

برادران و بزرگان نصیحتم مکنید

 

که اختیار من از دست رفت و تیر از شست

حذر کنید ز باران دیده سعدی

 

که قطره سیل شود چون به یک دگر پیوست

خوشست نام تو بردن ولی دریغ بود

 

در این سخن که بخواهند برد دست به دست

 


ادامه مطلب اینجا
  ...  سه شنبه 20 شهریور1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
عصرایران - در جريان برگزاري همايش پرسش مهر با حضور رييس جمهوري يك پيرمرد كه بازنشسته وزارت آموزش و پرورش نيز بود با سرودن شعري همه حضار در اين نشست به ويژه رييس جمهوري را به تشويق واداشت و جايزه بهترين شعر در خصوص مهرورزي را نيز دريافت كرد.

به گزارش خبرنگار عصرایران (asriran.com) شعر سروده شده اين مرد درباره اتفاقي بود كه براي خودش رخ داده بود كه اين اتفاق را به شكلي زيبا و در قالب شعر درآورده بود.

قضيه از اين قرار بوده كه اين پيرمرد در ابتداي تابستان قصد داشته است كولر منزل خود را بازسازي و براي تابستان آماده كند.

وقتي به پشت بام خانه خود مراجعه كرده و درپوش كولر را بر مي دارد مي بيند كه پرنده اي در آنجا لانه گذاشته و چند جوجه نيز دارد و در حال غذا دادن به آنهاست.
اين مرد پس از ديدن اين صحنه از راه اندازي كولر منزل خود صرف نظر مي كند تا به اين پرندگان آسيبي نرسد.

 پس از آن اين واقعه را به صورت شعري مي سرايد كه سروده وي به عنوان بهترين شعر در زمينه مهرورزي مقام اول را كسب  و اين مرد هديه اي را نيز دريافت مي كند.
رييس جمهوري در اين مراسم با تقدير از اين مرد تاكيد كرد كه مهرورزي مدنظر ما همين است اين نوع مهرورزي از وجود انسان برآيد و نسبت به همه مخلوقات خدا مهر بورزد.

  ...  سه شنبه 20 شهریور1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
حکومت ایرانی  شيرازي‌ها در آفريقا

در فوريه 2001 برابر با بهمن ماه 1379 هجري خورشيدي همايشي با عنوان "نخستين کنفرانس بررسي نقش شيرازيها در دولت و تمدن شرق افريقا" در نايروبي پايتخت كشور آفريقايي كنيا برگزار شد. اين همايش به همت رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در كنيا وبا همكاري موزه ملي كنيا برپا شده بود.
 
 سرآغازدولت و تمدن شيرازي در شرق آفريقا به هزار سال پيش برمي‌گردد. در اواخر قرن چهارم هجري (10 ميلادي) درپي تحولاتي كه مربوط به نواحي جنوبي ايران بوده است تعداد قابل توجهي از بازرگانان و دريانوردان ايراني نخست از بندر سيراف (طاهري) و سپس از جزاير کيش و هرمز به سواحل شرقي افريقا کوچ نمودند.و ...

ادامه مطلب اینجا
  ...  دوشنبه 19 شهریور1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 

TinyPic image

  ...  یکشنبه 18 شهریور1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 

مرغ سحر ناله سر کن

داغ مرا تازه‌تر کن

زآه شرربار این قفس را

برشکن و زیر و زبر کن

بلبل پربسته! ز کنج قفس درآ

نغمه‌ی آزادی نوع بشر سرا

وز نفسی عرصه‌ی این خاک توده را

پر شرر کن

ظلم ظالم، جور صیاد

آشیانم داده بر باد

ای خدا! ای فلک! ای طبیعت!

شام تاریک ما را سحر کن

نوبهار است، گل به بار است

ابر چشمم ژاله‌بار است

این قفس چون دلم تنگ و تار است

شعله فکن در قفس، ای آه آتشین!

دست طبیعت! گل عمر مرا مچین

جانب عاشق، نگه ای تازه گل! از این

بیشتر کن

مرغ بیدل! شرح هجران مختصر، مختصر، مختصر کن

عمر حقیقت به سر شد

عهد و وفا پی‌سپر شد

ناله‌ی عاشق، ناز معشوق

هر دو دروغ و بی‌اثر شد

راستی و مهر و محبت فسانه شد

قول و شرافت همگی از میانه شد

از پی دزدی وطن و دین بهانه شد

دیده تر شد

ظلم مالک، جور ارباب

زارع از غم گشته بی‌تاب

ساغر اغنیا پر می ناب

جام ما پر ز خون جگر شد

ای دل تنگ! ناله سر کن

از قویدستان حذر کن

از مساوات صرفنظر کن

ساقی گلچهره! بده آب آتشین

پرده‌ی دلکش بزن، ای یار دلنشین!

ناله برآر از قفس، ای بلبل حزین!

کز غم تو، سینه‌ی من پرشرر شد

کز غم تو سینه‌ی من پرشرر، پرشرر، پرشرر شد

...................

بــــاز اي الهه ناز
با دل من بســـاز
كين غم جانگداز
برود ز برم
گــــــردل من نياسود
از گناه تو بود
بيا تا ز سر
گنهت گذرم
بــــاز ميكنم دست ياري بسويت دراز
بيا تا غم خود را با راز و نياز
زخاطر ببرم
گــــر نكند تيرخشمت دلم را هدف
بخدا همچون مرغ پرشور و شعف
بسويت بپرم ...

آنكه او به غمت دل بندد چون من كيست

ناز تو بيش از اين بهر چيست
تو الهه نازي، در بزمم بنشين
من تورا وفادارم، بيا كه جز اين
نباشد هنرم
اين همه بي وفايي ندارد ثمر
بخدا اگر از من نگيري خبر
نيابي اثرم
  ...  یکشنبه 18 شهریور1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

دنیا این قدر بزرگه که هر کسی واسه خودش یه جایی داره پس سعی کنید به جای اینکه جای کسی رو بگیرید جای خودتون رو پیدا کنید "

  ...  شنبه 17 شهریور1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
روزی در کلاس درس ، معلم ،عشق را اینگونه برایمان تعریف کرد:

**هر انسان غریزه ای دارد به نام "غریزه ی حب ذات".یعنی هر انسانی به طور غریزی خودش را دوست دارد.

از طرفی دیگر ،غریزه ی دیگری در انسان وجود دارد به نام "غریزه ی کمال طلبی".یعنی هر انسانی احساس نقصان دارد و به دنبال کمال مطلق می گردد و دوست دارد که به کامل ترین برسد.

همه ی ما می دانیم که کاملترین "خدا"است.پس انسان ها در تلاشند که به خدا برسند( کمال =لقاء الله).

در نتیجه باید نقص های خود را برطرف کنند.وقتی انسانی احساس کند که شخصی دیگر ،و یا چیزی دیگر و یا حرکتی  دیگر می تواند نواقص او را برطرف کند و او را به کمال مطلق برساند،"غریزه ی حب ذات خود"را با آن شخص،چیز ویا حرکت به اشتراک می گذارد تا بتواند او را دوست داشته باشد.تا در نتیجه به کمال یرسد به آن عشق می ورزد چون موجب کمال اوست

در چنین موقعی گفته می شود که فرد "عاشق" شده است.به طور مثال این "عشق"می تواند نسبت به همسر،فرزند،کشور،شغل و... صادق باشد

  ...  دوشنبه 5 شهریور1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 

اللهم عجل لولیک الفرج ( آمین

آقا سلام ٬ باز منم خاک پایتان

من ...دختری که گم شده در های هایتان

آقا دلم گرفته ٬ چرا دیر کرده اید ؟

مردم در انتظار شب جمعه هایتان

هر جمعه: انتظار ٬دعا٬ندبه٬ جانماز

هر شب دو چشم خیس و دلی در هوایتان

من جمعه ها عجیب دلم شور می زند

آقا خدا نکرده نیفتد برایتان

یک اتفاق بد که همه بی پدر شویم

باشد نصیب من همه درد و بلایتان

من سالهاست که خوابم نمی برد

در پای گاهواره ی بی لای لایتان

آقا زمان بدرقه تان هیچ کس نبود ؟

آبی نریخت مادرتان پشت پایتان ؟

من بعد غیبت تان ناموجه است

نزد من و قبیله و حتی خدایتان

آقا غریبگی نکن و زودتر بیا

اینجا گرفته ایم تولد برایتان

حرفی نمانده بین شما و من وخدا

جز اینکه باز می کنم امشب دعایتان

امضا : دو چشم خیس و دلی در هوایتان

دیوانه ای که لک زده قلبش برایتان...

                      

                        شاعر : دختری گم شده     

 

 


ادامه مطلب اینجا
  ...  دوشنبه 5 شهریور1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
شیراز
Darvazeh Ghoran
 با تشکر بسیار از آقای مهدی اچ ای http://www.irantop10.com/

بازار وکیل
اولین چیزی که به ذهن آدم میرسه، حافظ و سعدی و شهر «گل و بلبل» هست، تقریباً هم درسته، اما تقریباً! شیراز از نظر جغرافیایی مرکز استان فارس و در ناحیه گرم و خشک قرار داره. از نظر تاریخی هم فقط زمان زندیه مرکز حکومت بوده، اما اهمیتش به خاطر آرامش و «صفا» ی شهره، و به همین دلیل در تمامی عصرها شهر شیراز به عنوان حداقل یکی از جاهای خوش آب و هوا و تفرجگاه محسوب میشده. در ادامه ی متن سعی می کنم به سه مورد بپردازم: اخلاق و فرهنگ مردم شیراز، جاهای دیدنی و معروف شیراز و نهایتاً ذکر موارد که دونستنش شاید بتونه کمکی باشه.

شهری فرهنگی و علمی
شیراز از دیرباز شهر دانشجویی و سربازی بوده، بیشتر جمعیتش رُ جوون ها تشکیل میدن و در مقایسه با شهری مثل اصفهان میشه گفت جوون ها بیشتر وقت خودشون رُ در خیابون ها می گذرونن و خیلی تو چشم هست. البته به طور کلی شیراز شهر دانشجویی بوده و هست، به همین دلیل فرهنگ غالب شهر جوونانه و اکثر آدم هایی که تو خیابون می بینین، جوون هستن.

شهر دانشگاهی
شیراز از نظر دانشگاهی یکی از شهرهای برتر ایران محسوب میشه. در چندین رشته قطب علمی کشور محسوب میشه (یعنی حتا بالاتر از تهران) و به طور کلی هنوز در سرتاسر دنیا مدرک تحصیلی دانشگاه شیراز رُ شدیداً قبول دارن و اون رُ دانشگاه پهلوی سابق میدونن. نظام آموزشی دانشگاه هم خیلی جدی هست و اکثر درس ها و امتحانات به زبان انگلیسی ارائه میشه.

مردمی خوش گذران
Shiraz
بلوار ارم
مردم شیراز از دیرباز معروف بودن به خوش گذرون و نمونه ی عینی «دم را غنیمت شمار» بودن و هستن.. روزهای جمعه شهر کاملاً مرده هست (از نظر مغازه ها و بازارچه ها) اونایی که باغ دارن، همه، هر پنجشنبه شب میرن باغ و تا جمعه شب باغ هستن و در کل این یه رسم برای آخر هفته تو شیراز هست. اونایی هم که باغ ندارن، کنار خیابون و بین چمن های بلوارها یا حتا تو پیاده رو ها میشینن.. اتفاقاً این یکی از نکات جالب برای توریست ها محسوب میشه که جمعه شب های شیراز، شبیه سیزده به در تهران هست و هر چند متر تو پارک ها و مکان های دیگه مردم نشستن تو چمن، بعضی ها ساندویچ تو خونه درست کردن و بعضی های دیگه چراغ گازی و وسایل دیگه رُ آوردن تا همون جا شامی درست کنن و تا آخر شب با فامیل دور هم باشن. البته بیشتر این رو در تابستان و بهار (قبل از سرد شدن هوا) می بینین.

از کافی شاپها و رستورانهای شیراز
بر همین اساس، یکی از شغل هایی که تو شیراز شدیدا میگیره داشتن رستوران یا کافی شاپ هست. در کل تو شیراز مُده زمانی که رستورانی تازه افتتاح بشه، همه ی ملت هجوم میبرن به سمت اون مغازه یا رستوران و تا افتتاح مغازه ی جدید بعدی، این روال ادامه داره.. در کل رقابت اونقدر معنی نداره، هر چند خیلی جاها برای موندگار شدنشون یکی دو تا ویژگی دارن و هنوز هستن آدمایی که مشتری جنس خوب باشن. مثلاً فلان فست فود فقط پیتزاش خوبه و فلان مغازه چیزبرگر ش!

امنیت اجتماعی
دانشجویی بودن شهر، کل فرهنگ شهر رُ تحت تأثیر قرار داده، به طوری که واژه ها و رفتارهای مربوط به جوونا تو کل شهر رایجه، از نظر طرز برخورد و رفتار دختر و پسر، به تجربه میگم شیراز آزادترین شهر ایران هست و مسأله ی دوست دختر یا دوست پسر برای اکثر مردم شهر حل شده هست. در تمام شهر می تونین شاهد صحنه های جالبی باشین که در هیچ جای دیگه نخواهید دید. پلیس در اکثر مواقع به طور خیلی خوب و قوی به امنیت شهر می پردازه، هر چند اتفاق های بد هم خیلی مواقع میفته و پلیس در اون مواقع اصلا وجود نداشته یا نداره! در کل آزادی ای که به مردم داده شده، خُب برای عده ای حتا کثیری تعریف نشده ست. واسه همین برخلاف شهری مثل اصفهان یا مشهد، علافی جوونا و رفتارهایی مثل مزاحمت یا حداقل ش متلک و غیره، هنوز به وفور وجود داره که خب درصد بالایی از اون به دلیل نوع طرز فکر و آزادی طرفین هست.

اتوبوس ها
Shiraz
دروازه قرآن
اتوبوس های شهر به سه قسمت تقسیم میشه : قسمت جلو مخصوص آقایون، قسمتِ عقب مخصوص خانوم ها و قسمت وسط که بسته به شلوغی اتوبوس از چند ردیف تا راهروی مشترک دو قسمتِ جلو و عقب می تونه تغییر کنه و مخصوص «دو تایی ها» هست. که یا زن و شوهر هستن (یا مادر و فرزند و..) و یا به هر حال با هم نامزد کردن و یا هنوز نه. البته از محدوده ی سنی و طرز رفتار میشه خیلی راحت گفت اکثراً در گروه آخر قرار می گیرن (فقط با هم دوست هستن) ..آهان! داشت یادم می رفت! فرق ش با تهران اینه که همه ی اتوبوس ها خصوصی شده و پولی هست، بسته به مسیر از مثلاً سی تومن تا صد تومن. و بر خلاف تهران باید کرایه رُ وقتی خواستین پیاده شین بدین. آقایون که چه بخوان چه نخوان، موقع پیاده شدن از جلو آقای راننده رد میشن، خانوما هم میتونن از در وسط پیده شن و اگه راهرو شلوغ نباشه، از در جلو.

مردمی شاد و خوش رو
در کل شیرازی جماعت معروفه به شادی و خوشی. یک فرد شیرازی اگه یک ملیون تومن سرمایه گذاری کنه و اون رو تبدیل کنه به دو ملیون، چند ماه دست از کار می کشه و میره مسافرت (عموماً دوبی، کیش، آنتالیا) و پس از خرج کردنِ اون یک ملیون، دوباره کار می کنه تا پول به دست بیاره (برعکس اصفهان و حتا تهران) واسه همین بازارچه ها و مغازه ها تعدادشون محدوده(شدیداً برعکس اصفهان یا حتا مشهد).

بازارچه های خرید محل رفت و آمد جوانان
البته اکثر بازارچه ها محل پاتوق دخترها و پسرها هست و به همین دلیل شلوغه، اما خرید نه خیلی.. نظارت اقتصادی به طور کلی نیست، واسه همین خیلی راحت میشه مثلاً رو یه کفش سی هزار تومنی، بیشتر از ده هزار تومن تخفیف گرفت! و همین باعث میشه اکثراً خریدهاشون رُ از تهران بکنن و اگه وضع مالی خوبی داشته باشن از جاهای دیگه (مثل کیش و دوبی). و همین چرخه ادامه داره که باعث میشه فروشنده جنس ش رُ به هر قیمتی بده. فکر کنم گفتم که تو شیراز برای اکثریت مردم (خصوصاً طبقه ی مرفه) منطق کاملاً بی ربطه و وقتی فلان پاساژ یا بازارچه در بورس قرار می گیره، هر چه قدر هم قیمت هاش غیرمنطقی باشه، مشتری های خاص خودش رُ داره!

مغازه ها دیر باز می شود
برخی از شیرازی ها آدمای تنبلی هستن، اکثراً مغازه ها دیر باز میشه (نه صبح، یا ده حتا) چون صبح مشتری ها هم خوابن ! و البته عصرها که شلوغ تره، بیشتر مشتری میاد و معمولاً از پنج، شش عصر مغازه ها باز هستن تا نه، ده شب.

آب و هوا
Shiraz
ارگ کریمخانی
اگر چه شیراز از نظر وضع هوا یکی از شهرهای آلوده ی ایران محسوب میشه (بین رتبه ی دوم تا چهارم متغیره؛ تهران، شیراز، مشهد و اصفهان چهار شهر آلوده ی ایران شناخته شدن) اما هوای خوبی داره، در اکثر مواقع هوا ملایم و همه جا سبزه. حتا یکی از کارهای جذب توریست که هر سال انجام میشه نورافشانی کوه های اطراف شیراز در تعطیلات نوروز هست. (شیراز عملاً یک دره ی خیلی بزرگه! دو تا دور شیراز کوه قرار داره و البته این یکی از عواملی بود که باعث شد در زمان جنگ خیلی آسیب نبینه) راستی اضافه کنم که اگه می خواین بیاین شیراز بهترین زمان حدود ماه اردی بهشته که همه جا سبز و پر از گل و قشنگه! تو عید شدیداً شیراز شلوغ میشه، اگرچه معمولاً خود شیرازی ها عید رُ به مسافرت می گذرونن.

آنها اهل تعارف هستند
همونطور که گفتم، فرهنگ غالب شهر رُ جوونا تشکیل میدن واسه همین طرز لباس یا آرایش شیرازی ها معروفه. نکته ی دیگه زبون بازی و تعارف ها هست که هنوز هم جایگاه ویژه ای داره تو زندگی یه شیرازی، البته اگه کسی رُ بشناسین می تونین بفهمین دقیقاً منظورش چیه، اما مطمئن باشین به طور کلی نود درصدِ حرف ها و تعارف ها فقط جنبه ی «تعارف شیرازی» داره و حتا استقبال شما باعث ناراحتی مخاطب شاید بشه! شاید ترکیب تعارف ها و راحت بودنِ مردم هست که اونا رُ خونگرم نشون میده؛ خیلی راحت می تونن از یه غریبه پذیرایی کنن و خاطره ی خوبی رُ واسه ش به وجود بیارن.

مردمی ساده و بدون ریا
هر چند یکی از شهرهای بزرگ ایران محسوب میشه، اما همچنان اکثر برخوردها بر اساس روابط هست و شدیداً این گفته در شهر شیراز صادقه که شما اگه دو نفر شیرازی رُ بشناسین؛ همه ی آدم هایی که تو شیراز هستن (چه شیرازی، چه غیر شیرازی و چه حتا مهمان!) ها رُ می تونین از طریق این دو نفر بشناسین.. (ادامه دارد ...)

شیراز ، قسمت دوم
Shiraz
دروازه قرآن
همون طور که گفته بودم تو اين قسمت از جاهاي ديدني شيراز مي خوام بگم و قسمت بعد واسه هر چيزي که باقي مونده باشه و رفع اشکال ها ... فقط قبل ش يه توضيح : واسه معرفي «جاهاي ديدني شيراز» چندين کتاب و سايت هست که مي تونين به عنوان راهنما استفاده کنين. اما من مي خوام از يه جنبه ي ديگه به معرفي فقط جاهاي مهم بپردازم.

جاهايي که اگه به شيراز اومدين، بايد در موردش بدونين ... و اطلاعات ش هم در حد اطلاعات عمومي! واسه تمکيل کردن اطلاعات تون از اين سايت "اطلاعات و عکس راجع به شیراز" استفاده کنين که خيلي کامله تو توضيح هاي تاريخي و عکس! نقشه ي شهر شيراز رُ هم اينجا "نقشه شهر" مي تونين ببينين.

دروازه قرآن
اولين چيزي که زمان ورود به شيراز مي بينين. قبلاً دروازه شهر بوده و يه قرآن هم توش بوده واسه کساني که از زيرش رد ميشدن، البته قرآن ش الآن تو موزه ي پارس هست، و خيابون اصلي هم از کنارش مي گذره، اما به عنوان يه بناي تاريخي حفظ شده ...

آرامگاه خواجوي کرماني
دقيقاً سمت راستِ دروازه قرآن، اين آرامگاه هست. خواجوي کرماني عارف و شاعر بوده و الآن آرامگاه ش (که تقريباً تو کوه هست) يه جاي ديدني محصوب ميشه.

سمت چپ دروازه قرآن جايي هست به اسم کوهپايه و يه کوه هست که همه ش رُ پله گذاشتن ... حدود هفتصد تا پله ! و اون بالا به «گهواره ي ديد»، يه سازه که خيلي قبل يه جا بوده واسه ديده باني، مي رسه. البته اگه تو نوروز بياين شيراز، يکي از کارهايي که هر سال انجا ميشه نورپردازي کوه ها هست (کل شيراز تو يه دره واقع شده، دور تا دورش کوه هست) و عصرها و شب ها، خصوصاً طرف هاي دروازه قرآن واقعاً قشنگ ميشه.

حافظيه
ميشه گفت معروف ترين جاي شيراز! هميشه ميشه دوستدارن و مرديدان حافظ رُ ديد که کتاب حافظ دستشونه و دارن تفأل ميزنن ... و البته يه جاي خيلي قشنگ و شيک، با يه جو آروم واسه صبت هاي عاشقونه ...

Shiraz
تخت جمشید - تالار آپادانا
يه زماني بيست و چهار ساعته باز بود، اما بعد منهل شد ... شب هاي حافظيه خيلي قشنگه. خيلي ها به گرفتن مراد از حافظيه اعتقاد دارن و حوض هايي هست که بعد از بستن عهد، سکه اي رُ توش ميندازن ... معمولاً کسي که مراد مي گيره، به جز عهدي که با هم دارن، يه ديدار مجدد از حافظيه رُ هم واسه خودش در نظر مي گيره ...

از نظر يه ايرانگردی شايد حافظيه و سعديه مثل هم باشه، اما «حافظيه» از نظر هر شيرازي، يه جاي آروم و دنج و همون طور که رو سربليت ورودي نوشته «ميعادگاه عشاق» هست. اما سعديه يه جاي عادي حساب ميشه ... شايد به اين دليل باشه که حافظيه نزديک چهارتا از دانشگاه هاي شيراز هست و سمت راستش تالار حافظ (يزرگ ترين تالار شهر) قرار داره، اما سعديه، با وجود فاصله ي خيلي کم، تقريباً در منطقه ي پايين شهر قرار داره.

سعديه
آرمگاه سعدي! از دو سال پيش که «روز سعدي» به رسميت شناخته شد، ظاهر سعديه خيلي عوض شد، زمين هاي اطراف رُ شهرداري خريد و الآن قبل از ورود به آرامگاهِ سعدي، يه بنا هست و آب رکني شيراز از اونجا رد ميشه ... باز هم شب سعديه خيلي قشنگ تر هست.

شاه چراغ
آرامگاه احمدبن موسي برادر امام رضا ... دقيقاً مثل امام رضا، شديداً عقيده دارن که مراد ميده و نظر مردم رُ جواب ميده. از نظر معماري و غيره هم جاي قشنگيه.

ارگ کريمخاني
يه ارگ قديمي که به عنوان يه اثر باستاني نگه داشته ميشه، جنبه ي ايرانگردي داره.. البته پارسال (فقط همون يک بار!) رسيتال جاز و پيانو رُ اون تو برگزار کردن.

باغ گياهشناسي ارم
جزو املاک دانشگاه شيراز محسوب ميشه، يه باغ خيلي قشنگ خصوصاً تو اردي بهشت ماه.. با انواع گل ها.. البته به نظر من «باغ گل ها» ي اصفهان از بعضي جنبه ها مهم تر از «باغ ارم» هست. به جز محوطه ي تقريباً بزرگ باغ، يه ساختمان هم هست که زماني دانشکده ي حقوق بود، اما بعد به عنوان اثر باستاني نگه ش داشتن ... اگه در حال تعمير نباشه (که معمولاً هست) ميشه ازش بازديد کرد.

Shiraz
حمام وکیل
نارنجستان قوام
«قوام» يه آدم مهم حکومتي (مثلِ خان مثلاً) بوده زمان قاجاريه و البته خيلي ثروتمند. نارنجستان دو تا ويژگي داره: اول يه باغ بزرگ که همه ي درخت هاش نارنج هست (البته تو بهار که «بهار نارنج» درمياد و قشنگ ميشه، واسه برداشتنِ «بهار»، اجازه ي بازديد ندارين. دوم هم ساختمانِ نارنجستان هست که ديوارها (و حتا سقف ش) نقاشي / آينه کاري شده و در نوع خودش بي نظيره.

باغ عفيف آباد
يه باغ قديمي بزرگ ديگه ... از نظر شيرازي ها يه جاي خلوت و خوب واسه قرار ملاقات ها هست. واسه توريست هم يه موزه وسط باغ هست (موزه ي اسلحه).

باغ جهان نما
اين هم جزو باغ هاي قديمي شيراز بوده، اما تازه يک ساله که بازسازي و قابل استفاده شده ... جاي قشنگيه، خصوصاً اگه شب برين ... بازار وکيل
بازار معروف شيراز ..! يکي از قسمت هاي معروف ش «سرای مشير» هست که چه از نظر معماري چه مغازه هاش، اون قسمت رُ از بقيه ي بازار جدا مي دونن.

حمام وکيل
از نظر معماري جاي مهميه و همين طور تاريخي ... البته چند ساله شده رستوران سنتي ... در عين حال که حمام وکيل هم هست!

تخت جمشيد
البته جزو شيراز نيست ... در اصل نزديک مرودشت (از شهر هاي اطراف شيراز) هست.

مناطق ديدني ديگه اي که اطراف شيراز هست، آبشار مارگون و بهشت گمشده عروف ترين شون هستن.

البته شيراز جاهاي ديدني زياد داره، اما مهم ترين هاش اينا بودن ... براي مسافرت به شيراز و ديدن اکثر جاهاش، پنج روز رُ حداقل در نظر بگيرين (جمعه اصلاً حساب نميشه) و چون بيشتر زيباي شيراز به سرسبزي و گل و درخت هاش هست؛ بهار (خصوصاً ارديبهشت) بهترين زمان هست براي مسافرت و ديدن شيرازي که تماماً سبزپوش شده (حتا کوه ها) ...!
دیدنیهای شیراز ، قسمت سوم
Saraye Moshir
از مغازه های سرای مشیر
تو قسمتِ اول گفته بودم شیراز قطب های علمی کشور هست، اما اگر دقیق تر بخوام بگم که در چهارده رشته، شیراز قطب علمی کشور هست و با تمام شدن کار ساختِ شهرک الکترونیک، قطب الکترونیک بزودی کشور هم میشه. شهرک الکترونیک که با معماری تخت جمشید، در اطراف شیراز داره ساخته میشه، معتبرترین مرجع الکترونیک کشور هست و قراره تمام شرکت های الکترونیک معتبر خارجی نمایندگی شون اونجا باشه.

اتمسفر حاکم بر شهر یه جو آزاد و راحت هست و در دو مورد فکر می کنم هر سرمایه گذاری که بشه جواب میده، اول اینترنت، دوم موسیقی. «موسیقی» به طور کامل تو زندگی هر شیرازی تعریف شده هست؛ چه به صورت آهنگ ها و اجراهای مختلف که تقریباً پا به پای تهران هست و اکثر کنسرت های تهران، شیراز هم برگزار میشه. چه به صورت آکادمیک که چندین آموزشگاه معتبر تو شیراز هست که آبنوس معروف ترین ش هست و همین طور صبا، ملودی و..

اما جاهای دیگه که «مکان دیدنی» محسوب نمیشه، اما بد نیست یه تعریف ازش داشته باشیم و شما اگه آمدید شیراز یک سری اینجاها بزنید :

خیابون های معروف :
خیابون ملاصدرا : یه جا واسه خط زدن (پیاده) ... خیابونی که تقریباً همه فقط «واسه دیده شدن» میرن و البته شلوغ و پر از جوون !!
خیابون ستارخان : بازم واسه خط زدن، اما با ماشین !
خیابون عفیف آباد : قبلاً که «ستارخان» یه خیابون عادی بود، «عفیف آباد» خیلی تو بورس بود (با ماشین) ... الآن میشه گفت شده بعد از ستارخان ...!
معالی آباد : خیابون و در اصل محله ای که اگه از شیراز فاصله داشت میشد شهرک! تقریباً مثل شهرک غرب یا محله گیشا (نصر) در تهران. در عین حال که یه شهر کامله، جای ارزون شهر (از نظر خونه) محسوب میشه ... البته خونه که نه، اکثرش آپارتمان سازی شده و حتا میشه گفت : یه شهرک آپارتمانی! تقریباً تا حدودی فرهنگ خاص خودش رُ داره، البته نه خیلی متفاوت، فقط یه کم !
خیابون چمران : یه خیابون نسبتاً بلند که به عنوان جای تفریحی ساخته شده، در طول خیابون پنج، شش رستوران و کافی شاپ هست و معمولاً پنج شنبه شب ها، جمعه صبح ها، و جمعه عصرها برای قدم زدن / پیک نیک کردن استفاده میشه. و البته خودِ خیابون واسه کورس گذاشتن!
خیابون قصردشت : مثل ولی عصر تهران ... یه خیابون خیلی طولانی که تقریباً از این ور شهر به اون ورش ادامه داره!
خیابون زند : مرکز شهر قدیم شیراز. بیشتر مغازه ها و غیره اونجاست، مثل خیابون اطراف بازار تهران. البته بیشتر لباس فروشی هست.
خیابون داریوش : یکی از فرعی های خیابون زند هست و مرکز لوازم صوتی و تصویری و هر چیز الکتریکی! محسوب میشه.. مثل جمهوری تهران!

تالارهای معروف شیراز :
Arge Karimkhani
نمای ارگ کریمخانی و خیابانهای اطراف از بالا
تالار حافظ : بزرگترین و مهمترین تالار شیراز، در دو طبقه. بزرگترین کنسرت های سربسته و سخنرانی های مهم تو تالار حافظ برگزار میشه. این تالار با کمک یونسکو ساخته شده.
تالار احسان : «احسان» یه مدرسه ی بزرگ تو شیراز هست که همه چیز واسه خودش داره؛ حتا شعبه ی بانک و مخابرات و غیره! تالار احسان با این که تالار کوچکی هست، اما واسه کنسرت ها (مثلاً رسیتل ها و ...) استفاده میشه. البته فضای آزادِ احسان، برای کنسرت های بزرگ استفاده میشه و همه ی کنسرت های پاپ اونجا برگزار میشه.
تالار صدرا و سینا : تالار دانشکده پزشکی که در اصل دو تا تالار به اسم صدرا و سینا داره. خیلی بزرگ و معروف نیست و بیشتر واسه برگزاری همایش ها و سمینارها استفاده میشه.
تالار دستغیب : جزو مجموعه ی فرهنگی تفریحی باشگاه دانشگاه هست. یه تالار بزرگ و ساده. بیشتر همایش ها و سمینارهای دولتی و رسمی اونجا برگزار میشه.
تالار آبفا : تالار شرکت آب، از نظر کیفیت تالار خوبی نیست، اما با این حال بعضی از نمایش ها اونجا برگزار میشه.
تالار فجر : تالار دانشکده شیراز که به جز فعالیت های فوق برنامه ی دانشگاه، واسه کنسرت های کوچک یا سمینارها و نشست ها استفاده میشه.

رستوران ها، فست فود و پیتزا فروشی و کافی شاپ های معروف :
هتل هما : سه قسمت شامل لابی (با اجرای پیانو) و قهوه خونه و رستوران (اجرای موسیقی سنتی)
هتل پارس : چهار قسمت، لابی (اجرای پیانو)، کافی شاپ، رستورانی برای ناهارها (اجرای پیانو و گیتار) و رستوران بام شیراز (اجرای موسیقی سنتی)
رستوران شاندیز : شعبه ای از شاندیز مشهد که در یکی از بالاترین قسمت های شیراز (بالای شهربازی) واقع شده و منظره ی فوق العاده داره.
رستوران سنتی صوفی : یکی از معروف ترین و قدیمی ترین رستوران های شیراز، قبلاً پنج شعبه در کل شهر داشت، اما الآن دو شعبه سنتی و یک شعبه پیتزا فروشی داره. با اجرای زنده موسیقی سنتی.
تین : تقریباً مثل صوفی (اجرای پیانو و فولت)
جاهای دیگه مثل : شرزه، حمام وکیل و غیره ...

Darvazeh Ghoran
نمایی از دروازه قرآن
سامر : به جز غذای عالی، سالاد خیلی خوبی داره!
پامچال : هات داگ ش خیلی معروفه با سس خردل!
تا به تا : فقط پیتزاش خوبه. البته اصلاً به مکان ش نرسیدن و مثل مخروبه میمونه!
سفیر : با دو تا شعبه در شیراز - غذا و خودِ رستوران و همه چیز در حد عالی ! یه پاتوق خیلی خوب و همیشه شلوغ ؛)
هایدا : ساندویچ کالباس! با دو تا شعبه در شیراز
صد و ده : از قدیم معروف بوده و هست - انواع ساندویچ - غذاش خوبه اما جاش باکلاس نیست!
شب چره : فقط همبرگر دوبل (یعنی با سس دوبل) و البته سس فلفل ش که معروفه! شدیداً اصلاً جای باکلاس محسوب نمیشه ولی پاتوق مجرد ها هست!
شاندیز : ساندویچ کالباس تنوری ش معروفه.
پیتزا پیتزا : شعبه ی شیراز پیتزا پیتزا !
زیتون : ساندویچ کالباس و قارچ ش خوبه
گپ : یه جای کوچیک و دنج، مثل هایدا ساندویچ سرد هم داره که شدیداً طرفدار داره!
و همین طور : تالیا، هایدان، کاج، پات و ...

کافی شاپ سارا : خیلی بزرگ و شیک و البته تابلو ! (اجرای پیانو)
کافی شاپ هتل پارس : باز هم خیلی تابلو و البته شیک و خوب.
کافی شاپ کویر.
و ده ها کافی شاپ دیگه که وجود داره ...

بازارچه های معروف : بازارچه ی سینا : اگه شیراز اومدین یکی از جاهای دیدنی (و پاتوق) محسوب میشه و حتماً ببینین.. مثل «میلاد» تهران. هم فال هست هم تماشا!
بازارچه ی حافظ : یه درجه پایین تر از بازارچه ی سینا !! اما همچنان در صدر
«مرکز خرید» و «شهر شب» هم در رتبه های بعد قرار دارن ...
پاساژ ملاصدرا : فقط کامپیوتر !! مثل «مجتمع پایتخت» تهران
و چندین و چند بازارچه و پاساژ دیگه ...

بازار وکیل با چند تا بازار دیگه هم جزو بازارهای قدیمی شیراز محسوب میشن (مثل بازار تهران مثلاً) که در نوع خودش دیدنیه؛ چه معماری ش چه مغازه ها ...

کتاب فروشی های معروف :
محمدی : بیشتر کتاب های دانشگاهی یا کتاب های روز
شهر کتاب : یه کتاب فروشی بزرگ که همه چیز داره، بیشتر داستان
مرکزی : بیشتر کتاب های غیر فارسی
مرکز پخش : خیلی بیشتر کتاب های غیر فارسی
خانه کتاب : فقط کمک درسی !
و کتاب فروشی های دیگه مثل : امین، خرد و ...

این چند خیابون زیررا هم جناب آقای سبحان از وبلاگ سبحان زحمت کشیدن و ارسال کرده اند

سلام چند تا خیابون رو از قلم انداختی که من می گم
خیابان لطف علی خان زند (گود عربان) محله ای فقیر نشین و سطح پایین از نظر اقتصادی مثل خیابان پانزده خرداد تهران ( محله درخونگاه یا پامنار)
خیابان یا بولوار امیر کبیر پاتوق همه تعمیر گاه ها اتومبیل در شیراز البته من در تهران چنین خیابانی ندیدم شاید بشه گفت مثل جاده دماوند یا ابتدای یادگار امام در تهران که در شیراز هم به جاده بوشهر معروفه
خیابان ارم که دقیقا مثل خیابان امیر آباد در تهران به خوابگاه دانشگاه شیراز وصل می شه امیر آباد هم به خوابگاه دانشگاه تهران میرسه
خیابان ساحلی که جنب رودخانه خشک شیرازه و می تونیم در تهران خیابان کرمان یا اتوبان امام علی رو مثال بیاریم البته با این تفاوت که رودخانه تهران آب داره و از وسط اتوبان می گذره نه مثل شیراز از کنار اون
خوب البته شاید قیاس شیراز و تهران مع الفارق باشه اما در نوع خودش جالبه و میشه از جنبه های اجتماعی به اون پرداخت.با اجازه و خدانگهدار

 
......................................................................................................................
 
بازار وکیل و سرای مشیر شیراز   نگارش یافته توسط ابي   

 

بازار وکیل:

بازار وکیل از بازارهاي شهر شيراز است كه در مرکز این شهر ودر شرق میدان شهدای کنونی در مجاورت مسجد وكيل و حمام وکیل در زمان كريم خان زند (1172 - 1193 ه.ق)احداث شده است.

معماري اين بنا بر گرفته از بازار قيصريه لار و همچون بازارچه بلند اصفهان ساخته شاه عباس كبير است اما عرض بازار وكيل بيش از ساير بازارهاست. همچنين 74 دهانه طاق ضربي بازار با ارتفاع بيش از 11 متر مرتفع تر از طاق ساير بازارهاست كه البته هم اينك به علت خاكريزي كف بازار، ارتفاع طاق ها به ده متر تقليل يافته است.
اين بازار كه از نظرمعماري داراي سه فضاي عبور و مرور (فضايي براي گذر مشتريان)، حريم مغازه (به ارتفاع تقريبي 2 پله بالاتر از سطح زمين)، فضاي مغازه (محل فروش) است. داراي پنج در بزرگ است كه در چهار سوي آن قرار گرفته است. هم چنين شامل دو رشته شمالي - جنوبي و شرقي - غربي است كه چون صليبي يكديگر را قطع كرده اند. در تقاطع اين دو رشته چهار سوق قرار گرفته است كه بر روي يك هشتي قرار دارد. اين چهار سوق داراي طاق بزرگ ضربي محكمي است و در پاي طاق نيز چند ترنج آجركاري شده است.
در هشتي نيز مغازه هايي چهارگوش در دو طبقه وجود دارد.

سرای مشیر :

سرای مشیر یا سرای گلشن از آثار دوره قاجاریه در شیراز است که در انتهای جنوبی بازار وکیل در گوشه شرقی آن قرار گرفته است.این سرا که دارای طرح و نقشه ای دایره ای (هشت گوش) است، توسط میرزا ابوالحسن خان مشیرالملک احداث شده است.

سر در ورودی سرای مشیر، دارای دو طبقه کاشی کاری شده است ودر زیر آن کتیبه ای کاشی کاری شده با زمینه لاجوردی و خط نستعلیق عبارت سرای گلشن بنای مرحمت پناه حاجی میرزا ابوالحسن خان مشیرالملک شیرازی را نشان می دهد. حجره های طبقه یا اشکوب اول، تودرتو می باشد و به وسیله راهرویی به حیاط متصل می شوند. این حجره ها دارای درهای چوبی منبت و مشبکی هستند که از چوب ساج ساخته شده اند. در وسط حیاط حوض بزرگ هشت ضلعی ای قرار دارد که لبه و پاشویه آن از سنگ های مختلف یکپارچه ساخته شده است و در آن سه فواره وجود دارد. در چهار طرف این حوض، باغچه هایی وجود دارد . کف پوش سرای مشیر، قطعات کوچک سنگ است. در ضلع شرقی و غربی حیاط، مغازه ها و راهروهایی وجود دارد که در مغازه ها همگی ارسی های چوبی است که با شیشه های رنگی تزیین شده است.معماری این بنا، برگرفته از معماری کاروانسراهای صفوی است.

در زمان پهلوی به دستور فرح دیبا، کاشی های ریخته و درک های فرسوده و شکسته این بنا مرمت شد. این بنا با رنگ زرد و طرح های گلدانی معرف سبک اختلاط است که در زمان قاجاریه رایج شده بود. سازمان میراث فرهنگی، این بنا را در سال 1347 ه.ش . با شماره 424 به ثبت تاریخی رسانید.

      

 

     

 

      

 

                                    

 

 

      

 

      

 

      

برای دیدن عکس ها در اندازه واقعی بر روی آنها کلیک کنید

.................................................................................................
 
شیراز از زبان یک مسافر
 
سفرنامه شیراز با عکس

سلام. خواستم این متن رو تو اکسیر بنویسم ولی دیدم چون می خوام عکس هم بزنم تنگش،‌ بهتره تو سایت بگذارم تا کار رو یک سره کنم. آهان، یه چیزی، شاید خوندن اینجا برای هیچ کس مهم نباشه و دیدن عکس هاش فقط برای عده کمی جالب باشه، ولی با عرض معذرت چون دلم (و دلمون!) خواسته که اینا رو بنویسیم، پس می نویسم و کیمیا هم می خونه و اصلاح می کنه و می گذاریم اینجا.
پیشاپیش از اونهایی که حال نمی کنن معذرت می خوایم. نکته مهمی که باید قبل از خوندن این نوشته تذکر بدم اینه که این سفرنامه برداشت شخصی من از شیرازه. یک قانون کلی نیست. لطفا نه به کسی بر بخوره و نه کسی ازش سو استفاده کنه. از همینجا رسما اعلام می کنم که مخلص همه شیرازی ها هستم، دربست!
تذکر مهم: چون تعداد عکس ها زیاد شده، ممکنه صفحه دیر بالا بیاد، ولی ارزش دیدنش رو داره.
***
قسمت شد و خدا خواست تا اولین مسافرت مشترک و دو نفری زندگی مون رو بریم شهر کیمیا خانوم. شیراز.
از بچگی عاشق شیراز بودم. چون خانواده ام هم عاشق این شهر هستن و دایم برای ما تعریف می کردن، همیشه نظر خوبی به این شهر داشتم. البته این مسافرت چندمین سفر من به شیراز بود.
شهری کوچک (به نسبت مشهد!)، -لطفا به شیرازی ها بر نخوره، از زبون خیلی هاتون شنیدم که اقرار کردین مشهد خیلی بزرگتر از شیرازه!- تمیز، سر سبز، پر آب، با کلاس، خلوت و خوب! از پر آبی شهر همون بس که مثلا تو محله خانومم از زیر پی خونه ها نهر آب و رودخونه رد میشه! در یک کلام: شهر گل و بلبل به معنای واقعی کلمه... (البته نمی دونم چرا تا پام رو می گذارم تو این شهر پوستم خشک مثل پوست تنه درخت چنار میشه؟!)
در شیراز از ترافیک خبری نیست. خودشون که می نالن از ترافیک ولی در برابر شلوغی دیوانه وار مشهد، در شیراز آرامش مطلق برقراره! بیشترین زمانی که ماشین ها تو ترافیک می مونن، ۳ دقیقه است!
شیراز مردمی داره که به یه چیز خیلی معروفن. اگه گفتین چی؟ درسته، تنبلی! ولی نه! من با تحقیقی که کردم بهم ثابت شد که تنبل نیستن، یه خورده راحت طلب هستن و کم حوصله. (این با تنبلی خیلی فرق داره!) این موضوع رو خیلی راحت میشه از روی لهجه شون فهمید. اگر دقت کنین می بینین که مهمترین خاصیت لهجه شیرازی ها اینه که «کسره» ( اِ ) رو خیلی جاها حذف می کنن و حروف رو ساکن تلفظ می کنن. مثلا تو شهر یه سی دی فروش راه می رفت و می گفت: سی دی کاف ستاره (کافه ستاره)، بنام... پدر (به نامِ پدر)، سرود تولد (سرودِ تولد)! یا مثلا به همبرگر به خاطر اینکه خیلی طول می کشه تا گفته بشه می گن «همبر»!
همینجا بگم که نسل جدید شیرازی ها خیلی کم از کلمه «کاکو» که معروف شده استفاده می کنن. به جاش خیلی زیاد از «عامو» یعنی عمو استفاده می کنن. به اضافه این دو کلمه که به نظرم پرکاربردترین کلمه های شیرازی هاست: «میگما» یعنی می گم ها و خود کلمه «یعنی» و گذاشتن حرف «او» پشت سر همه ی کلمه ها!
یکی دیگه از دلیل های بی حوصگی شون اینه که وقتی با راننده تاکسی می خوای سر کرایه چونه بزنی چون حوصله نداره، هرچی بگی قبول می کنه! یا نمونه دیگه اش که خودم با چشم های خودم دیدم، برای گرفتن کارت ملی کیمیا خانوم رفته بودیم ثبت احوال، از صبح اول وقت همه اومده بودن و تو سرما تو صف ایستاده بودن تا ساعت یک شد، کم کم رفتن خونه هاشون، با اینکه اگه چند دقیقه دیگه صبر می کردن نوبت شون می رسید ولی گرسنه و خسته شدن و رفتن! ساعت دو که کار ما تموم شد به همون دلیل بالا نیم ساعت طول کشید تا یه تاکسی گیر بیاریم، چون راننده ها هم تا ظهر میشه میرن استراحت می کنن!
البته مردم شیراز خصلت دیگه ای که دارن اینه که خیلی زیاد اهل خوشگذرانی و تفریح هستن. به قول یکی از دوست هامون که شیرازی بود می گفت شیرازی ها به سه چیز خیلی اهمیت می دن: خوردن، مسافرت کردن و تفریح! ولی اصلا و ابدا اهل چشم و هم چشمی و تجملات نیستن. (درست بر عکس مشهدی ها!) خوب این خصلت شون یه بدی داره و اینه که به زندگی شون نمی رسن. یعنی به سر و وضع زندگی شون. چون شعار اصلی شون اینه: مگه چقدر عمر می کنیم؟!
البته از حق نگذریم که شیراز شهر خیلی گرونیه. خرید در اونجا به نسبت مشهد خیلی زجرآوره! مثلا تو یه مجتمع که تازه افتتاح شده به نام «ستاره فارس» هرجور که برید داخل، لخت و پوست کنده خارج می شین مگر اینکه قصد خرید نداشته باشین! حرف ستاره فارس شد باید اعتراف کنم که مجتمع تجاری فوق العاده زیبا و باکلاسیه. یه ساختمان معمولی با مغازه ها و جنس های خیلی توپ و از همه مهتر دختر و پسرهایی که دیدنشون چشم ها رو از حدقه در میاره!
چیز دیگه ای که خیلی به چشم میاد شغل پسرهای شیرازه. شغل نود درصد پسر شیرازی ها اینه که بابای پولداری دارن! حالا ممکنه باباهه پولدار هم نباشه ولی پول تو جیبی پسرش باید خیلی چرب و چیلی باشه! این رو هم چند نفر از شیرازی ها که باهاشون صحبت می کردن تایید کردن که نود درصد پسرهای شیرازی اهل کار مسقل نیستن و دنباله روی پدر یا نزدیکان شون هستن. درست برعکس مشهدی ها که نود درصدشون ترجیح می دن مستقل باشن و شغل پدر رو دنبال نکنن! البته یکی از دوستان گفت که دلیل اصلی این کار اینه که مادرهای شیرازی خیلی پسرهاشون رو دوست دارن و لوس می کنن و نمی ذارن خیلی بهشون سخت بگذره!
ولی خدا وکیلی با هر پسر شیرازی که دوست شدم، واقعا معرکه هستن. با صفا، مهربون، با مرام، خونگرم و مهمون نواز. حتا بهترین دوست دوران سربازی ام هم یه شیرازی بود.
حالا برعکس دخترهاشون! شما نمی تونین یه دختر شیرازی رو پیدا کنین که بیکار باشه. تا دبیرستان رو تموم می کنن میرن سر کار. برای همین از صبح اول وقت تا آخر شب تو شهر درصد دخترها بیشتر از پسر هاست.
و اما مهمترین نکته ای که تو هر بحثی که مربوط میشه به شیراز باید ازش یاد کرد: دخترهای شیرازی...! دخترهای خوشگل، ملوس، خوش هیکل، با چشم و ابرو و مژه هایی بی نهایت زیبا...! حتا دخترهای تپل و مپلش هم خوشگل و تو دل برو هستن! هرچی از زیبایی دخترهای شیراز بگم کم گفتم. پس ترجیح می دم که خیلی وارد این مقوله نشم و فقط به این اشاره کنم که بیخود نبوده حافظ و سعدی اینجور عاشق پیشه از کار در اومدن!
صحبت از حافظ شد و باید یادی کنم از مزارش. جایی که شاید مهمترین مکان فرهنگی تو دنیاست. باغ زیبایی که آدم تا پاش رو می گذاره داخلش وارد یه محیطی میشه که همه چیز رو به جز عشق و عرفان فراموش میکنه... بگذریم از اون قرطی بازی هایی که بعضی ها در میارن! مثلا یارو با یک متر مو و نیم متر ریش میاد تو حافظیه، دم در کفش هاشو در میاره، میرسه پایین قبر، سینه خیز میره جلو و شروع میکنه به ماچ کردن سنگ قبر! یعنی من آخر عرفانم! این کار حتا برای حرم امام معصوم هم درست نیست چه برسه به یه شاعر...



عکس حافظیه

ولی برعکس سعدیه که در پایین شهر قرار گرفته و محیط مناسبی نیست. ولی چند ساله که با درصدی از بودجه های میلیاردی که از یونسکو گرفتن به اونجا هم رسیدن! همه چیز یه طرف و حوض ماهی که تبدیلش کردن به چایخانه یه طرف. جای واقعا زیبا و در عین حال خفنیه!
یکی دیگه از جاذبه های توریستس شیراز بلوار چمران هست که کنار ساحل رودخانه ایه که بهش می گن رودخونه خشک! با اینکه آب داره ولی آب گل آلود. امسال هم شهرداری از حریم رودخونه گرفته و دو طرفش خیابون درست کرده. خدا وقتی رو که رودخونه طغیان می کنه رو به خیر بگذرونه. از بلوار چمران می گفتم. یک طرف دیگه اش هم می خوره به دامنه کوه که همه اش باغه. کنار بلوار هم قدم به قدم جوانهایی هستن که قلیان کرایه می دن. در یک گوشه از حاشیه بلوار هم پیرمردی است که سالها باقالی می فروشه. خودش میگه مشهدیه. باقالی هاش حرف نداره!

عکس باقالی فروش

مردم شیراز از نظر غذایی بیشتر از غذاهای فانتزی خوششون میاد. ولی ما با راهنمایی کیمیا خانوم به یکی از بهترین رستوران های سنتی شیراز رفتیم. رستوران «سیتا» واقع در پشت پارک آزادی. و توصیه می کنیم که حتما غذای «شکاری» اش رو تجربه کنین. حرف نداره. مخصوصا در یک فضای آروم، با کلاس همراه با اجرای موسیقی زنده بسیار عالی
غذایی که میشه گفت مخصوص شیرازه و غذای سنتی شیراز محسوب میشه، کلم پلو ست که واقعا خوشمزه است. آش سبزی که صبح خورده میشه. همبرگر با سس شیرازی که تمام مغازه های دور «فِلکه گازو» تابلو زدن: همبر با سس مخصوص ۵۰۰ تومان! و سمبوسه که راستش جرات نکردم اونجا بخورم!
معروفترین چیزی رو که میشه تو شیراز خورد «فالوده شیرازی» است. دو جا بود که کیمیا می شناخت و رفتیم و واقعا فالوده عالی ای داشت. یکی پشت «ارگ کریم خان» و دیگری حاشیه فلکه گاز، روبروی پارک. یه بستنی هم خوردم که واقعا عالی بود، «بابا بستنی» واقع در تپه تلویزیون.
ولی هرکای بکنیم نمی تونیم بگیم جایی در شیراز وجود داره که از باغ ارم زیباتر و سرسبزتر هست. مخصوصا وقتی که نارنج ها رسیده باشن...

عکس باغ ارم

حتا باغ «جهان نما» که چند ساله افتتاح شده و خیلی بهش رسیدن و الحق جای باصفاییه:

عکس باغ جهان نما

یه زمانی در میدان ولیعصر (عج) شیراز یکی از سر ستون های تخت جمشید رو که می گفتن سالم از زیر خاک درآوردن روی یک ستون که به اندازه ی ستون های واقعی تخت جمشید ساخته بودن، قرار داده بودن. ولی بعد گفتن که این نماد شاهنشاهی و سلطنته و سرستون رو به مصیبت کنده بودن و حالا بردن وسط یک پارک. پارک «خلد برین». واقعا این سرستون خیلی زیباست:

عکس پارک خلد برین- سر ستون تخت جمشید

در شیراز چیزی که زیاد به چشم می خوره افغانیه. مثل مشهد افغانی های زیادی در شیراز زندگی می کنن. یکی از دوستهای شیرازی مون می گفت چون تو شیراز کسی حال کار کردن نداره، کارگرهای افغانی زیادن! البته ایشون می گفت که اگه یه روز افغانی ها رو از ایران بیرون کنن، شیرازی ها گرسنه می مونن! در حالیکه در مشهد به خاطر اینکه کارگرهای افغانی ارزان تر و کاری تر هستن ازشون استفاده میشه. شیراز از نظر صنعت و تولید خیلی کم رونقه. شاید بیشترین تولیداتش عرقیات باشه. اگر کسی پایه ی کار باشه، تو شیراز خیلی سریع می تونه پیشرفت کنه. چون زمینه زیاد و دست کمه.
یه چیز خیلی جالبی که دیدم و دقت کردم این بود که پشت شیشه هشتاد درصد ماشین ها نوشته بود: «یا سید علا الدین حسین» که یکی از امامزاده های مدفون در شیرازه که با وجود شاهچراغ (ع) و فرزندانش، مردم ارادت بیشتری به سید علا الدین یا «آستانه» دارند.
ولی از هرچه بگذریم، سخن دخترهای شیرازی خوشتر است... ماشالا، هزار ماشالا...!
http://www.exiran.com/shiraz/

 
 
 
 
  ...  جمعه 2 شهریور1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
شیراز
Darvazeh Ghoran
 
        مطالب این پست در لینک زیر ادغام شد برای مطالعه لطفا روی لینک زیر کلیک کنید
 
                                         شیراز / از زبان یک جوان به شیوه خودش
 
                                  http://babajoonshirazi.blogfa.com/post-139.aspx    
  ...  جمعه 2 شهریور1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
شیراز
Darvazeh Ghoran
 
           مطالب این پست در لینک زیر ادغام شد برای مطالعه لطفا روی لینک زیر کلیک کنید
 
                                         شیراز / از زبان یک جوان به شیوه خودش
 
                                  http://babajoonshirazi.blogfa.com/post-139.aspx            
  ...  جمعه 2 شهریور1386 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  

Search Engine Optimization and SEO Tools
- ...