نـظر من این است تو چه می اندیشی |
يک پرده باز بين من و او کشيده اند)
( سارا گمانم آن طرف پرده مانده است
حیفم آمد شما را در جریان غزلی زیبا به نام غزل سارا از م-ح- بهرامیان قرار ندهم
امیدوارم سرعت اینترنت به شما اجازه بدهد که غزل زیبای سارا را با دکلمه خود شاعر بشنوید
البته بهتر است با مشاهده متن غزل به دکلمه گوش دهید
برای دیدن وشنیدن غزل وارد لینک زیر بشوید
http://sarapoem.persiangig.com/audio/linkeseda1.htm
این هم آدرس وبلاگ شخصی و با محتوای این شاعر جوان
یارا بهشت صحبت یاران همدمست
دیدار یار نامتناسب جهنمست
هر دم که در حضور عزیزی برآوری
دریاب کز حیات جهان حاصل آن دمست
نه هر که چشم و گوش و دهان دارد آدمیست
بس دیو را که صورت فرزند آدمست
آنست آدمی که در او حسن سیرتی
یا لطف صورتیست دگر حشو عالمست
هرگز حسد نبرده و حسرت نخوردهام
جز بر دو روی یار موافق که در همست
آنان که در بهار به صحرا نمیروند
بوی خوش ربیع بر ایشان محرمست
وان سنگ دل که دیده بدوزد ز روی خوب
پندش مده که جهل در او نیک محکمست
آرام نیست در همه عالم به اتفاق
ور هست در مجاورت یار محرمست
گر خون تازه میرود از ریش اهل دل
دیدار دوستان که ببینند مرهمست
دنیا خوشست و مال عزیزست و تن شریف
لیکن رفیق بر همه چیزی مقدمست
ممسک برای مال همه ساله تنگ دل
سعدی به روی دوست همه روزه خرمست
رييس مركز آمار ايران: جمعيت ايران به 70 ميليون و 472 هزار و 846 نفر رسيد
محمد مدد گفت: از كل جمعيت كشور دو ميليون و 991 هزار و 430 نفر بيكار هستند.
وى همچنين با اشاره به مشاركت 94/99 درصدى مردم در اين طرح، گفت: جمعيت كشور در سال 85، 70 ميليون و 472 هزار و 846 نفر بود كه از اين تعداد، 35 ميليون و 854 نفر مرد و 34 ميليون و 618 هزار و 28 نفر زن بودند.
رييس مركز آمار ايران پرجمعيتترين استان كشور را تهران با 13 ميليون و 413 هزار نفر و كم جمعيتترين آن را ايلام با 545 هزار نفر عنوان كرد وافزود:
نسبت جنسى بر اساس اين سرشمارى 104 به ۱۰۳است كه تعداد خانوارهاى ايرانى نيز 17 ميليون و 495 هزارو 646 بودند.
به گفته وى بر اساس اطلاعات توزيع جمعيت كشور در گروههاى عمده سنى در سال 85، جمعيت صفر تا 9 ساله، 56/15 درصد جمعيت كشور، افراد 10 تا 19 ساله، 89/21 درصد جمعيت، 20 تا 29 ساله 03/23 درصد، 30 تا 64 ساله 33/34 درصد و افراد 65 ساله و بيشتر 19/5 بودهاند.
وى با بيان اين كه بر اساس سرشمارى سال 85 نرخ رشد جمعيت كشور نسبت به سرشمارى سال 75 حدود 35 صدم درصد كاهش يافته است، افزود: نرخ رشد جمعيت كشور طى سالهاى 75 تا 85، 61/1 درصد است كه اين نرخ در تهران 63/2 درصد، خوزستان منفى 07/2 درصد است .
به گفته مدد نسبت تعداد خانوار به واحد مسكونى در سال 85، 17 ميليون و 495 هزار و 646 خانوار است و اين در حالى است كه تعداد واحدهاى مسكونى نيز 15 ميليون و 972 هزار و 61 واحد است.
رييس مركز آمار ايران بيشترين رشد جمعيت را در استان سيستان و بلوچستان با 40/3 درصد و كمترين آن را در استان خوزستان با رشد منفى 07/2 درصد عنوان كرد.
وى گفت: از ميان خانوارهاى ايرانى سرپرست 54/90 درصد آنها مرد و سرپرست 46/9 درصد آنها زن است.
رييس مركز آمار ايران ادامه داد: از كل جمعيت كشور، دو ميليون و 991 هزار و 430 نفر بيكار، 20 ميليون و 474 هزار و 631 نفر شاغل و 23 ميليون و 466 هزار و 61 نفر فعال هستند.
مدد سهم تعداد خانوار با تعداد پنج نفر و بيشتر از كل خانوارها را 21/32 درصد، چهار نفر را 42/24 درصد، سه نفر را 9/22 درصد، دو نفر را 27/15 درصد و يك نفر را 21/5 درصد عنوان كرد.
اگر می خواهی بازی کنی روی لینک زیر کلیک کن
كتابى به نام كوروش كبير (ذوالقرنين) نوشته ابو الكلام آزاد موجود است كه در اين كتاب دلایل بسيارى آورده شده كه قرآن كوروش را همان ذوالقرنين معرفى مى كند.
نظرياتى كه در اين كتاب آورده شده نظر بسيارى از علماى اسلام نظير علامه طباطبايى را به خود معطوف كرده است.
آرامگاه كوروش كبير در استان فارس، راه اصلى اصفهان به شيراز در منطقه اى بنام پاسارگاد قرار دارد. ديگر پيامبران دفن شده در ايران كه اطلاع دقيقى از آنها نيست عبارتند از: حضرت قادر در دهكده بابا ولى- حضرت روبيل، نزديك رودخانه دزفول- حضرت يعقوب، در گرگان- حضرت ابراهيم خليل در سوسنگرد- حضرت ايوب در دهكده بن بن لكناى تنكابن- حضرت باحزقيل در دزفول- حضرت جرجيس در جنوب غربى شوشتر- حضرت اشموئيل در ساوه- حضرت اسحاق واسماعيل در جاده دزفول به هفت تپه- حضرت صالح پيامبر در شوشتر- وحضرات سلام، سلوم، سهولى، القيا در قزوين.
در صورت تمایل به مطالعه بقیه مطالب روی عبارت ادامه مطالب موجود در زیر این جمله کلیک کنید
به گزارش خبرنگار علمي ايرنا، پروفسور هاوكينگ طي سفر خود به ايران علاوه بر بحث و تبادل نظر با فيزيكدانان پژوهشگاه، به ايراد سخنرانيهاي عمومي و تخصصي نيز خواهد پرداخت.
به گفته ارفعي، هاوكينگ در خاتمه سفر خود به ايران در مراسم اختتاميه المپياد جهاني فيزيك كه در اصفهان برگزار ميشود نيز شركت خواهد كرد.
اهميت حضور هاوكينگ در پژوهشگاه دانشهاي بنيادين و ديگر نقاط ايران را عاملي براي شناساندن علوم به ويژه فيزيك و جايگاه مهم آن به جوانان است سفر اين دانشمند پر آوازه جهاني ميتواند توجه ديگر دانشمندان را به جامعه علمي ايران جلب كرده و به ارتقاء سطح علمي و همچنين روابط علمي ايران با دانشمندان ساير كشورها جهاني با ايران بيانجامد.

پروفسور هاوكينگ در حال استاد فيزيك نظري در دانشكده فيزيك نظري و رياضيات كاربردي دانشگاه كمبريج و صاحب كرسي لوكاس است كه دانشمندان بزرگي مانند نيوتون و ديراك صاحب آن بوده اند.
هاوكينگ علاوه بر كار علمي تخصصي خود نقش مهمي را در عمومي كردن علم داشته است و چندين كتاب در اين زمينه نوشته كه از جمله آنها ميتوان به "تاريخ مختصر زمان " كه به فارسي نيز ترجمه شده است، اشاره كرد.
وي كه ۶۵سال سن دارد مبتلا به بيماري علاج ناپذير "lateral sclerosis (ASL) "Amyotrophicاست كه هرگونه حركت حتي قدرت سخن گفتن را از وي گرفته است.
" سعيد عسگري " مخترع ايراني "سيمان مخلوط غني شده كلسيمي" مادهاي كه براي پركردن حفره دندان مورد استفاده قرار ميگيرد، فرمول اين ماده را "بي نظير" دانست و گفت: اين ماده براي نخستين بار در جهان توليد ميشود.
وي روزيكشنبه درنشستي كه با حضورخبرنگاران براي معرفياين ماده برگزار شد، اثربخشي اين ماده را براي درمان بهدليل خاصيت ضد ميكروبي آن مناسب دانست.
اين استاد دانشگاه دندانپزشكي شهيد بهشتي، افزود : اين سيمان به رنگ سفيد است وبرخلاف اكثر مواد مورداستفاده دردندانپزشكي آبدوست بوده و ويژگي -هاي آن در محيط مرطوب و حفرات دنداني آغشته بهبزاق و يا خون افزايش مي- يابد.
وي با اشاره به اينكه "ايران هم اكنون عضو پيمان جهاني ثبت اختراعات و مالكيت معنوي نيست"، گفت: مراحل اوليه ثبت اين ماده درجامعه بينالمللي آغاز شدهاست.
اين مخترح و محقق ايراني گفت: ثبت يك اختراع درسطح جهان براي يك محقق ايراني به اندازه تمام مراحل دستيابي به اختراع سخت و نفسگير است.
اين مخترع، ازدولت ومجلس شوراي اسلامي خواستار تلاش جهت تسريع در مراحل ثبت اختراع دانشمندان ايراني شد.

مردي براي اصلاح به آرايشگاه رفت در بين كار گفتگوي جالبي بين آنها در مورد خدا صورت گرفت
آرايشگر گفت:من باور نميكنم خدا وجود داشته باشد مشتري پرسيد چرا؟
آرايشگر گفت : كافيست به خيابان بروي و ببيني مگر ميشود با وجود خداي مهربان اينهمه مرض و درد و رنج ظلم وستم وجود داشته باشد؟
مشتري چيزي نگفت و از مغازه بيرون رفت به محض اينكه از آرايشگاه بيرون آمد مردي را در خيابان با موهاي ژوليده و كثيف ديد
دوباره به آرايشگاه برگشت و به آرايشگر گفت
مي داني به نظر من هیچ آرايشگر ی وجود ندارند
آرایشگر با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟ من اينجاهستم و همين الان موهاي تو را مرتب كردم
مشتري با اعتراض گفت پس چرا كساني مثل آن مرد ژولیده بيرون از آريشگاه وجود دارند
"آرايشگر گفت آنها به آرایشگاه مراجعه نميكنند
مشتري گفت دقيقا همين است
پس خدا وجود دارد فقط بعضی از مردم به خدا مراجعه نميكنند! براي همين است كه اينهمه درد و رنج در دنيا وجود دارد..
چند قورباغه از جنگلي عبور مي كردند كه ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عميقي افتادند .
بقيه ي قورباغه ها در كنار گودال جمع شدند و وقتي ديدند كه گودال چه قدر عميق است به دو قورباغه ي ديگر گفتند كه ديگر چاره اي نيست . شما به زودي در اعماق این گودال خواهيد مرد .
دو قورباغه اين حرفها را ناديده گرفتند و با تمام توانشان به دبواره های گودال چنگ زدند كه از گودال بيرون بپرند .
اما قورباغه هاي بیرون گودال دائما به آنها مي گفتند كه دست از تلاش برداريد ، چون نمي توانيد از گودال خارج شويد ، به زودي خواهيد مرد
بالاخره يكي از دو قورباغه تسليم گفته هاي ديگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت او بي درنگ به ته گودال پرتاب شد و مرد
اما قورباغه ي ديگر با حداكثر توانش براي بيرون آمدن از گودال تلاش مي كرد . بقيه ي قورباغه ها فرياد مي زدند كه دست از تلاش بردار ، اما او با توان بيشتري تلاش كرد و بالاخره از گودال خارج شد
وقتي از گودال بيرون آمد ، بقيه ي قورباغه ها از او پرسيدند : مگر تو حرفهاي ما را نشنيدي ؟
معلوم شد كه قورباغه ناشنواست ، در واقع او در تمام مدت فكر مي كرده كه ديگران او را تشويق مي كنند
سعدی(علیه الرحمه)
ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا
به وصل خود دوایی کن دل دیوانهی ما را
علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد
مگر لیلی کند درمان غم مجنون شیدا را
گرت پروای غمگینان نخواهد بود و مسکینان
نبایستی نمود اول به ما آن روی زیبا را
چو بنمودی و بربودی ثبات از عقل و صبر از دل
بباید چارهای کردن کنون آن ناشکیبا را
چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوری
برآید از دلم آهی بسوزد هفت دریا را
مراد ما وصال تست از دنیا و از عقبی
وگرنه بیشما قدری ندارد دین و دنیا را
بیا تا یک زمان امروز خوش باشیم در خلوت
که در عالم نمیداند کسی احوال فردا را.
رئيس جمهور تنها راه سعادت بشري را بازگشت به تعاليم الهي برشمرد و افزود: كيست كه ميتواند تنها بر پايه انديشه خود عدالت را برپا كند، هر كس كه اين ادعا را دارد، ادعايش شيطاني است،
احمدي نژاد همچنين اظهار داشت: در جبهه استكبار پرونده امام زمان كامل شده است و فقط به دنبال آدرس ميگردند تا بروند كار را تمام كنند، در همين تهران عناصر بيگانهاي هستند كه از عرفا و مومنان خانه و محل ملاقات امام عصر (عج) را سراغ ميگيرند تا مانع تحقق حاكميت عدل الهي شوند،
بايد مناطقي كه غفلت صورت ميگيرد و ما را از محور حقيقت عالم دور مي كند مورد توجه بيشتر قرار دهيم.
وي با اشاره به جنايات زورمداران دنيا در قارههاي مختلف اظهار داشت: مگر ميتوان موحد بود،اما در مقابل پايمال شدن كرامت انساني فرياد نزد،
نيامد و نخواهد آمد روزي كه فرزندان امام(ره) راه سازش را در پيش گيرند و در مقابل اخم و تهديد مستكبرين تسليم شوند.
شادروان محمد تقي بهار در يادداشتهاي خود راجع به اين قصيده چنين مينويسد: در سال 1301 شمسي گفته شد، در اين سال به تحريك بيگانگان هرج و مرج قلمي و اجتماعي و هتاكيها در مطبوعات و آزار وطنخواهان و سستي كار دولت مركزي بروز كرده بود. اين قصيده در زير تأثير آن معاني در تهران گفته شده و پايتخت هدف شاعر قرار گرفته است.
اي ديو سپيدِ پايْ در بند!
اي گنبدِ گيتي، اي دماوند!
از سيم به سر يكي كُلَهْ خود
ز آهن به ميان يكي كمربند
تا چشم ِ بشر نبندت روي
بنهفته به ابر چهر دلبند
تا وارَهي از دَم ستوران
وين مردم نحس ديو مانند
با شير سپهر بسته پيمان
با اختر سعد كرده پيوند
چون گشت زمين ز جور گردون
سرد و سيه و خموش و آوند،
بنواخت ز خشمْ بر فلك مشت
آن مشت تويي تو، اي دماوند!
تو مشت درشت روزگاري
از گردش قرنها پس افكند
اي مشت زمين! بر آسمان شو
بر ري بنواز ضربتي چند
ني ني تو نه مشت روزگاري
اي كوه نِيَم ز گفته خرسند
تو قلب فسرده زميني
از درد ورم نموده يك چند
تا درد و ورم فرو نشيند
كافور بر آن ضِماد كردند
شو منفجر اي دل زمانه!
وان آتش نهفته مپسند
خامش منشين سخن همي گوي
افسرده مباش خوش همي خند
پنهان مكن آتش درون را
زين سوخته جان شنو يكي پسند
اي مادر سر سپيد، بشنو
اين پند سياه بخت فرزند
بر كش ز سر اين سپيد مِعْجر
بنشين به يكي كبود اَوْرند
گر آتش دل نهفته داري
سوزد جانت، به جانت سوگند
بر ژرف دهانت سخت بندي
بربسته سپهر زال پُرفند
من بند دهانت برگشايم
ور بگشايند بندم از بند
از آتش دل برون فرستم
برقي كه بسوزد آن دهان بند
من اين كنم و بود كه آيد
نزديك تو اين عمل خوشايند
آزاد شوي و بر خروشي
مانند ديو جسته از بند
هرّاي تو افكند زلازل
از نيشابور تا نهاوند
وز برق تنورهات بتابد
زالبرز اشعّه تا به الوند
بگْراي چو اژدهاي گرزه
بخروش چو شرزه شير ارغند
تركيبي ساز بي مُماثل
معجوني ساز بيهمانند
از نار و سعير و گاز و گوگرد
از دود و حميم و صخره گند
از آتش آه خلق مظلوم
و از شعله كيفر خداوند
ابري بفرست بر سر ري
بارانْش زهول و بيم و آفند
بشكن در دوزخ و برون ريز
باد افره كفر كافري چند
زان گونه كه بر مدينه عاد
صر صر شرر عدم پراكند
چونان كه به شارسان «پمپي»1
ولكان2 اجل معلق افكند
بفكن ز پي اين اساس تزوير
بگسل ز هم اين نژاد و پيوند
بر كن ز بن اين بنا، كه بايد
از ريشه بناي ظلم بركند
زين بيخردان سفله بستان
داد دل مردم خردمند
پانوشتها:
1.پُمپي : از شهرهاي ايتاليا كه در 79 سال قبل از ميلاد در اثر آتشفشاني وزو خراب شد.
2.وُلكان به معني آتشفشان
زندگي كنيد و اجازه دهيد ديگران نيز زندگي خودشان را بكنند: لـزومـي نــدارد شما از ديگران نـفـرت داشـتـه باشيد.
اگر انرژي خود را صرف آن كنيد كه از ديگران متنفر باشيد، كارتان تمام است ديگر انرژي براي انجام كارهاي مثبت نخواهيد داشت. افـراد بسياري در جهان وجود داشته اند كه تلاش ميكردند تنوع و تفاوتها را محدود گـردانند اما ناكام مانده اند.

با همکارانم روز معلم سال گذشته در حافظیه شیراز
من در سمت راست عکس قرار دارم
روی این لینکهای زیرکلیک کنید تا تعداد دیگری از عکس ها راببینید
دانش آموزان مدرسه فرهنگیان امام موسی کاظم ع شیراز
تعدادی از دبیران آموزشگاه فرهنگیان در زمان مدیریت آقای شیرازی
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی
چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن
تو چو روی باز کردی در ماجرا ببستی
نظری به دوستان کن که هزار بار از آن به
که تحیتی نویسی و هدیتی فرستی
دل دردمند ما را که اسیر توست یارا
به وصال مرهمی نه چو به انتظار خستی
نه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هیجا
تو که قلب دوستان را به مفارقت شکستی
برو ای فقیه دانا به خدای بخش ما را
تو و زهد و پارسایی من و عاشقی و مستی
دل هوشمند باید که به دلبری سپاری
که چو قبله ایت باشد به از آن که خود پرستی
چو زمام بخت و دولت نه به دست جهد باشد
چه کنند اگر زبونی نکنند و زیردستی
گله از فراق یاران و جفای روزگاران
نه طریق توست سعدی کم خویش گیر و رستی
ســعـدی شیرازی
مــن نــدانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
عــهد نــابستن از آن بـه که بــبندی و نپــایی
دوستان عــیب کـنندم کـه چرا دل به تو دادم
بایــد اول به تو گفتن که چـنین خوب چـرایی
ای کـــه گفتی مـــرو انــدر پی خوبان زمانـه
مـــا کجاییم در ایــن بــحر تفکر تـــو کــجایی
حلقه بــر در نــــتوانم زدن از دست رقیـبــان
این تـــوانـم که بیــایم بــه محلت بـه گـدایی
عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت
هـــمه سهلست تـحمل نــکنم بـــار جــدایی
گفته بـــودم چو بیایی غــم دل بـــا تو بگویم
چه بـگویم کــه غـم از دل برود چون تو بیایی
شمع را بـاید از این خانه به دربردن و کشتن
تــا که همسایه نـگوید که تو در خـانه مایـی
سعدی آن نیست که هرگز ز کمندت بـگریزد
که بدانست که دربند تـو خوشتر ز رهــایی
ســعـدی شیرازی
ســعـدی شیرازی
یا چشم نمیبیند یا راه نمیدارد
هر کو به وجود خود دارد ز تو پروایی
دیوانه عشقت را جایی نظر افتادست
کانجا نتواند رفت اندیشه دانایی
گویند رفیقانم در عشق چه سر داری؟
گویم که سری دارم، درباخته در پایی
امید تو بیرون برد از دل همه امیدی
سودای تو خالی کرد از سر همه سودایی
زنهار نمیخواهم کز قتل امانم ده
تا سیرترت بینم یک لحظه مدارایی
دیوانه عشقت را جایی نظر افتادست
کانجا نتواند رفت اندیشه دانایی
من دست نخواهم برد الا به سر زلفت
گر دسترسی باشد یک روز به یغمایی
گویند تمنایی از دوست بکن سعدی
جز دوست نخواهم کرد، از دوست تمنایی
استاد سخن : سعدی شیرازی در قرن هفتم هجری(سال 606ه.ق) در شهر شیراز به دنیا آمد. مقدمات علوم ادبی و شرعی را در شیراز آموخت و سپس در حدود سال 620 برای اتمام تحصیلات به بغداد رفت و در مدرسه نظامیه آن شهر به تحصیل پرداخت .او به مسافرت علاقه ی زیادی داشت و سالها به کشورهای مختلف سفر کرد و تجارب زیادی به دست آورد.او دو کتاب به نامهای گلستان و بوستان دارد و در این کتابها با زیباترین کلمات و جملات و در قالب حکایات شیرین به خواننده پند و اندرز می دهد. همچنین غزلیات ، قصاید ، قطعات ، رباعیات و مقالات و اشعار عربی هم دارد که همه ی آنها در کتابی به نام کلیات سعدی جمع آوری شده و به چاپ رسیده اند. سعدی پس از سالها سیر و سفر به زادگاهش ، شیراز بازگشت ودر سال 695 ه.ق، همانجا از دنیا رفت. آرامگاه او در شهر شیراز است. روانش شاد.
گلستان کتابی است به نثر همراه با نظم ، شامل حکایات شیرین و پند و اندرزهای سعدی و دارای هشت باب است؛ به این ترتیب:
باب اول: در سیرت پادشاهان
باب دوم: در اخلاق درویشان
باب سوم: در فضیلت قناعت
باب چهارم: در فواید خاموشی
باب پنجم: در عشق و جوانی
باب ششم: در ضعف و پیری
باب هفتم: در تأثیر تربیت
باب هشتم: در آداب صحبت
سعدی در مقدمه ی گلستان از نعمتهای پروردگار یاد می کند و می گوید بندگان خدا باید شکرگزار باشند و یادشان باشد که خداوند همه چیز را برای آسایش و آرامش آنان آفریده است:
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار
شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری
سعدی مسلمانی بسیار مومن و متدین بود و اشعار و سخنانش نشان دهنده ی ایمان قلبی اوست ، برای همین به دل خواننده می نشیند و در او تأثیر می گذارد.
حتماً بارها این ضرب المثل را شنیده اید: ادب از که آموختی ؟ از بی ادبان. ادب به معنای دانش ،فرهنگ، معرفت، روش پسندیده و خوی خوش می باشد. سعدی ماجرای این ضرب المثل رادر باب دوم گلستان، چنین بیان نموده است:
لقمان را گفتند: ادب از که آموختی؟ گفت از بی ادبان ؛ هرچه از ایشان در نظرم ناپسند آمد از فعل آن پرهیز کردم.
نگیرند از سر بازیچه حرفی
کزان پندی نگیرد صاحب هوش
وگر صد باب حکمت پیش نادان
بخوانند آیدش بازیچه در گوش
اگر بخواهیم این حکایت را به ساده بیان کنیم ، می توانیم بگوییم : از لقمان پرسیدند : از چه کسی ادب را یاد گرفتی؟ گفت: از افراد بی ادب ، به این ترتیب که کارهای زشت آنها را دیدم اما انجام ندادم. افراد دانا هر حرفی که می شنوند از آن پند می گیرند اماافراد نادان اگر صد جمله و سخن حکمت آمیز هم بشنوند، آن را شوخی و بازیچه می پندارند و پند
نمی گیرند.
بسیاری از گفته های شیخ سعدی، به شکل ضرب المثلهای رایج در آمده اند و مردم آنها را در گفتگوهای خود به کار می برند.مانند:
*یکی را گفتند: عالِِمِ بی عمل به چه مانَد؟ گفت: به زنبور بی عسل.
زنبور درشت بی مروت را گوی
باری، چو عسل نمی دهی نیش مزن.
*تلمیذِ بی ارادت ، عاشق بی زرست ، و رونده ی بی معرفت مرغ بی پر، و عالِمِ بی عمل درخت بی بر و زاهد بی علم خانه ی بی در.
(تلمیذ=دانش آموز)
*هرکه در زندگانی نانش نخورند، چون بمیرد نامش نبرند.
*اندک اندک خیلی شود و قطره قطره سیلی گردد.یعنی آنان که دست قّوّت ندارند سنگ خرده نگه دارند تا به وقت فرصت دَمار از دماغ ظالم برآرند.
*مُشک آنست که ببوید نه آنکه عطار بگوید. دانا چون طبله ی عطارست، خاموش و هنرنمای. و نادن خود طبلِ غازی بلند آواز و میان تهی.
(غازی= جنگجو) (طبله=قوطی)
از باب هشتم هم این حکایت را بخوانید:
دو کس دشمن مُلک و دینند : پادشاه بی حلم و زاهد بی علم.
بر سر مُلک مباد آن مَلک فرمانده
که خدا را نبود بنده ی فرمانبُردار
سعدی با این حکایت به پادشاهان و امیران پیام می دهد که برای اداره ی کشور،صبر و شکیبایی و ایمان به خدا و اطاعت از فرمانهای الهی لازم است و اگر پادشاهی این خصوصیات را نداشته باشد، کشور را به باد فنا می دهد. همچنین شخص دیندار باید ازمسائل دینی ،اطلاع کامل داشته باشد و تنها به عبادت خشک و خالی قانع نباشد، زیرا افراد نادان وبه ظاهر دیندار، با تعصب کورکورانه ی خود به دین آسیب می زنند و باعث بدبینی دیگران نسبت به دین می شوند.
به این حکایت توجه کنید:
خبری که دانی دلی بیازارد تو خاموش تا دیگری بیارد.
بلبلا مژده ی بهار بیار
خبربد به بوم بازگذار
سعدی اینگونه سفارش می کند که سعی کنیم همیشه خوش خبر باشیم و هرگز اخبار نگران کننده را به کسانی که می دانیم از شنیدنش ناراحت ، و درنتیجه به ما بدبین می شوند ، نرسانیم.
و این حکایت:
دشمن چو از همه حیلتی فروماند ، سلسله ی دوستی بجنباند، پس آنگه به دوستی کارهایی کند که هیچ دشمن نتواند.
این هشداری است تا دشمن را دست کم نگیریم و از دشمن دوست نما غافل نشویم.
این حکایت از باب هفتم گلستان است:
هندوی نفط اندازی همی آموخت. حکیمی گفت: تو را که خانه نیین است بازی نه اینست.
تا ندانی که سخن عین صوابست مگوی
وانچه دانی که نه نیکوش جوابست مگوی
(نفط اندازی: یکی از فنون جنگی بوده که به وسیله ی آن به لشکر دشمن با آتش حمله
می کردند و نیز نفت اندازی ، فن تهیه ی آتش بازی بوده است.)
می توانیم از این حکایت چنین برداشت کنیم: شخصی که خانه اش از نی ساخته شده بود ، داشت آتش بازی می کرد. یکی به او گفت: تو که خانه ات از نی ساخته شده، نباید چنین بازی خطرناکی بکنی. از یک بیت شعر هم می فهمیم که برای سخن گفتن باید فکر کرد و همه چیز را خوب سنجید تا بعد پشیمان نشد.
معنی این حکایات کاملاً واضح است و اگر با دقت بخوانیم، متوجه می شویم که هرکدام از این سخنان ، دنیایی از تجارب ارزشمند سعدی ، با زیباترین کلمات هستند.
این حکایت راهم در کتاب بوستان می خوانیم:
فرو کوفت پیری پسر را به چوب
بگفت ای پدر بی گناهم ، مکوب
توان بر تو از جور مردم گریست
ولی چون تو جورم کنی چاره چیست
به داور خروش ای خداوند هوش
نه از دست داور برآور خروش
بوستان دارای ده باب می باشد و کتابی منظوم است، با حکایاتی شیرین و آموزنده. غزلیات سعدی هم، بسیار شیوا و شیرین وکم نظیر هستند. مانند این غزل:
هزار جهد کردم که سِرِّ عشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسَّرم که نجوشم
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه عقل ماند نه هوشم
مگر تو روی بپوشی و فتنه باز نشانی
که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم
مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن
سخن چه فایده گفتن چو پند می ننیوشم
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
که مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
به این قطعه توجه کنید:
دامن آلوده اگر خود همه حکمت گوید به سخن گفت زیباش بدان به نشوند
وانکه پاکیزه رود گر بنشیند خاموش همه از سیرت زیباش نصیحت شنوند
واین می رساند که سعدی معتقد بوده که تنها با گفتار نمی توان روی دیگران تأثیر گذاشت بلکه کردار انسان در درجه ی اول اهمیت قرار دارد. بیشتر سخنان سعدی ریشه در اعتقادات پاک و ایمان قلبی او دارد. این هم از رباعیات سعدی :
*مردان همه عمر پاره بردوخته اند قوتی به هزار حیله اندوخته اند
فردای قیامت به گناه ایشان را شاید که نسوزند که خود سوخته اند
سخن سعدی سهل ممتنع است یعنی در ظاهر ساده و آسان به نظر می رسد اما گفتنش کار هر کسی نیست و تنها سعدی بوده که توانسته کلمات را اینچنین زیبا در کنار هم بیاورد وجملاتی پرمعنا بسازد.بسیاری از افراد خواستند از سعدی تقلید کند اما هیچکدام نتوانستند مثل او سخنوری نمایند و شکست خوردند. شادروان محمدعلی فروغی در باره ی سعدی
می گوید:«شیخ سعدی نه تنها یکی از ارجمندترین ایرانیان است، بلکه یکی از بزرگترین
سخن سرایان جهان است.سعدی مانند فردوسی و مولوی و حافظ نمونه ی کامل انسان متمدن حقیقی است که هرکس باید رفتار و گفتار او را سرمشق قرار دهد. اگر نوع بشر روح خود را به تربیت این رادمردان پرورش می داد، دنیا که امروز جهنم است ، بهشت می شد.»
در سالیان گذشته، کتاب گلستان کتاب درسی بچه های دبستانی بود. بچه ها گلستان را می خواندند و از روی آن می نوشتند. مرحوم فروغی با این کار مخالف بوده و توصیه می کند
که :«گلستان را به دست کودکان ندهند و درس و بحث و مطالعه و از برکردن آن را برای دوره ی تحصیلی دبیرستانی بگذارند؛ هنگامی که جوانان هم به محسنات لفظی آن پی برند و هم از معنیش استفاده کنند و عبرت حاصل نمایند.»
سعدی گلستان را با این ابیات به پایان می برد:
ما نصیحت به جای خود کردیم
روزگاری در این بسر بردیم
گر نیاید به گوش رغبت کس
بر رسولان پیام باشد و بس
و بااین ابیات عربی :
یا ناظراً فیه سل بالله مرحمه
علی المصنف واستغفر لصاحبه
واطلب لنفسک من خیر ترید بها
من بعد ذلک غفراناً لکاتبه
یعنی: ای نظرکننده ی در کتاب ، تو را به خدا(از خدای یکتا) برای مصنف آن رحمت بخواه و برای صاحب کتاب (سعدبن زنگی) امرزش بخواه.و برای خود هرچیزی که خواهی بطلب و پس از آن برای نویسنده ی کتاب آمرزش بخواه.
در اینجا بد نیست اشاره ای به تخلص شعری شیخ مصلح الدین یا مشرف الدین که هر دو را لقب سعدی گفته اند ، داشته باشیم. سعدی تخلص شعری اوست.او در اواسط قرن هفتم که ابوبکر سعدبن زنگی از اتابکان سلغری در فارس فرمانروایی داشت به شیراز بازآمد و در سال655 ه.ق کتاب بوستان و یک سال بعد گلستان را نوشت و در نزد اتابک ابوبکر و دیگر بزرگان ، مخصوصاً پسر ابوبکرکه سعد نام داشته و شیخ انتساب به او را برای خود تخلص قرار داد قدر و منزلت یافته است.سعدی دیباچه ی گلستان را به نام او پرداخته است. آنجا که می گوید:
ذکر جمیل سعدی که در افواه عوام افتاده است و صیت سخنش که در بسیط زمین فرورفته و قصب الجیب حدیثش ............تا آنجا که:
زانگه که ترا برمن مسکین نظر است
آثارم از آفتاب مشهورتراست
گر خود همه عیبها بدین بنده دَرَست
هر عیب که سلطان بپسندد هنرست
منظورش اشاره به سعدبن بوبکر زنگی است.سعدی در سوگ او ترجیع بندی دارد که مطلع آن چنین است:
غریبان را دل از بهر تو خونست دل خویشان نمی دانم که چون است
و در هر قسمت این بیت تکرار می شود:
نمی دانم حدیث نامه چونست همی دانم که عنوانش به خونست
سخن درباره ی سعدی به درازا کشید اما هنوز هم نتوانستم آن طور که شایسته است حق مطلب را ادا نموده و سعدی و آثارش را معرفی نمایم. دوستانی که به بزرگان ادب کشورمان علاقه دارند باید ی آثار این عزیزان را مطالعه کنند و از آنها بهره مند گردند. این مقوله را بااین شعر او به پایان می برم:
خداوندی چنین بخشنده داریم
که با چندین گنه امیدواریم
که بگشاید دری کایزد ببندد
بیا با هم درین درگه بنالیم
خدایا گر بخوانی ور برانی
جز انعامت در دیگر نداریم
سرافرازیم اگر بر بنده بخشی
وگرنه از گنه سر برنیاریم
ز مشتی خاک ما را آفریدی
چگونه شکر این نعمت گزاریم
تو بخشیدی روان وعقل و ایمان
و گرنه ما همان مشت غباریم
تو با ما روز و شب در خلوت و ما
شب و روزی به غفلت می گذاریم
نگفتم خدمت آوردیم و طاعت
که از تقصیر خدمت شرمساریم
مباد آن روز در درگاه لطفت
به دست ناامیدی سر بخاریم
ز درویشان کوی انگارما را
که از خاصان حضرت برکناریم
ندانم دیدنش را خود صفت چیست
جز این را کز سماعش بیقراریم
شرابی در ازل او داد ما را
هنوز از تاب آن می در خماریم
چو عقل اندر نمی گنجد تو سعدی
بیا تا سر به شیدایی برآریم.
منابع:
*گلستان سعدی، تصحیح متن و شرح لغات از حسین استادولی ، ناشر : قدیانی ،چ اول بهار 67
*کلیات سعدی با مقدمه و تصحیح شادروان محمدعلی فروغی
*فرهنگ معین جلد پنجم (اعلام)
.taranehaykoodakan.blogfa
.jpg)
خداوندا به علماي ما مسوليت و به عوام ما علم و به مومنان ما روشنايي و به روشنفكران ما ايمان و به متعصبين ما فهم و به فهميدگان ما تعصب و به زنان ما شعور و به مردان ما شرف
و به پيران ما آگاهي و به جوانان ما اصالت و به اساتيد و دانشجويان ما عقيده و به خفتگان ما بيداري و به بيداران ما اراده و به مبلغان ما حقيقت و به دينداران ما دين و به نويسندگان ما تعهد
و به هنرمندان ما درد و به شاعران ما شعور و به محققان ما هدف و به نوميدان ما اميد و به ضعيفان ما نيرو و به محافظه كاران ما گستاخي و به نشستگان ما قيام و به راكدان ما تكان و به مردگان ما حيات
و به كوران ما نگاه و به خاموشان ما فرياد و به مسلمانان ما قرآن و به شيعيان ما علي و به فرقه هاي ما وحدت و به حسودان ما شفا و به خودبينان ما انصاف و به فحاشان ما ادب و به مجاهدان ما صبر
و به مردم ما خودآگاهي و به ملت ما همت تصميم و استعداد فداكاري و شايستگي نجات و عزت ببخش.
«بيل گيتس»، رئيس «مايکروسافت»، در يک سخنراني در يکي از دبيرستانهاي آمريکا، خطاب به دانشآموزان گفت: «در دبيرستان خيلي چيزها را به دانشآموزان نميآموزند». او هفت اصل مهم را که دانشآموزان در دبيرستان فرا نميگيرند، بيان كرد.
به گزارش اصول بيل گيتس به اين شرح است:
اصل اول: در زندگي، همه چيز عادلانه نيست، بهتر است با اين حقيقت کنار بياييد.
اصل دوم: دنيا براي عزت نفس شما اهميتي قايل نيست. در اين دنيا از شما انتظار ميرود که قبل از آنکه نسبت به خودتان احساس خوبي داشته باشيد، کار مثبتي انجام دهيد.
اصل سوم: پس از فارغالتحصيل شدن از دبيرستان و استخدام، کسي به شما رقم فوقالعاده زيادي پرداخت نخواهد کرد. به همين ترتيب قبل از آنکه بتوانيد به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسيد، بايد براي مقام و مزايايش زحمت بکشيد.
اصل چهارم: اگر فکر ميکنيد، آموزگارتان سختگير است، سخت در اشتباه هستيد. پس از استخدام شدن متوجه خواهيد شد که رئيس شما خيلي سختگيرتر از آموزگارتان است، چون امنيت شغلي آموزگارتان را ندارد.
اصل پنجم: آشپزي در رستورانها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدر بزرگهاي ما براي اين کار اصطلاح ديگري داشتند، از نظر آنها اين کار «يک فرصت» بود.
اصل ششم: اگر در کارتان موفق نيستيد، والدين خود را ملامت نکنيد، از ناليدن دست بکشيد و از اشتباهات خود درس بگيريد.
اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشويد، والدين شما هم جوانان پرشوري بودند و به قدري که اکنون به نظر شما ميرسد، ملالآور نبودند.
گروه اینترنتی ایران عشقما باید دریچه ای بوجود بیاوریم تا با ضمیر نا خود آگاه خویش اتصال برقرار کنیم
نیروی ضمیر نا خودآگاه یا مثبت است یا منفی و به غیر از این دوحالت حالتی دیگر وجود ندارد
دست به دست هم داده تا من به موفقیت نرسم
بازمیشود وزمینه ای بوجود می آ ید تا زنجیروار کارهای موفقیت آمیز دیگری به وجود آیند
شما اگرامروز آدم موفقی هستید به این دلیل است که تا کنون مثبت فکرکرده اید
چه بخواهیم چه نخواهیم این نیروی ناخودآگاه دردرون هرکس وجود
دارد وما باید بتوانیم دریچه ای بوجود بیاوریم تا با ضمیر نا خودآگاه خویش اتصال
برقرار کنیم زیرا نیروی نا خودآگاه نیز دریچه ای است که ما را به نیروی کاینات
متصل می کند نیرویی که فوق العاده انسان را متحول می کند
بسیاری از دانشمندان با این نیرو مجهز بوده اند ودر بیان عقاید و احساسات خود
به طریقی به آن اشاره کرده اند
جالب است بدانید که انسان وقتی غرق عبادت و نماز میشود و به
حالت خلسه فرو می رودباضمیرناخودآگاه خود اتصال برقرارمی کندو
می تواند افکار مثبت را در خود پرورش دهد وزمینه ساز موفقیت آینده خویش گردد
يکی از مديران آمريکايی که مدتی برای يک دوره آموزشی به ژاپن رفته بود ، تعريف کرده است که روزی از خيابانی که چند ماشين در دو طرف آن پارک شده بود می گذشتم رفتار جوانکی نظرم را جلب کرد . او با جديت وحرارتی خاص مشغول تميز کردن يک ماشين بود ، بی اختيار ايستادم . مشاهده فردی که اين چنين در حفظ و تميزی ماشين خود می کوشد مرا مجذوب کرده بود . مرد جوان پس از تميز کردن ماشين و تنظيم آيينه های بغل ، راهش را گرفت و رفت ، چند متر آن طرفتر در ايستگاه اتوبوس منتظر ايستاد . رفتار وی گيجم کرد . به او نزديک شدم و پرسيدم مگر آن ماشينی را که تميز کرديد متعلق به شما نبود ؟ نگاهی به من انداخت و با لبخندی گفت : من کارگر کارخانه ای هستم که آن ماشين از توليدات آن است . دلم نمی خواهد اتومبيلی را که ما ساخته ايم کثيف و نامرتب جلوه کند .
مطلب از گروه اینترنتی ایران عشق
در آخرین روزهای فروردین ماه مراسم یاد روز شیخ اجل
سعدی شیرازی برگزار شد .
به همین جهت چند بیت از سروده های زیبا و پر محتوای
مشرف الدین سعدی شیرازی را تقدیم دوستداران ادب
می نمایم
صاحبدلـی بـه مـدرسه آمـــد زخـانــقاه
بشکـست صـحـبـت اهــل طــریــق را
گـفـتـم مـیان عـالـم و عـابـد چـه فـرق بود
تـا اخـتـیـار کـردی از آن ایـن طـریـق را
گفت آن گلیم خویش برون می برد زموج
این سعی می کند کـه بگیرد غریـق را

ستارگان ورزش هم دوست دارند، پولي را كه از بابت فوتبال كسب ميكنند براي آينده خود در جايي سرمايهگذاري كنند. به همين خاطر اكثر آنها به سراغ فروشگاه ميروند و به كسب و كار مشغول ميشوند. عدهاي به سراغ كارهاي پوشاك، عدهاي ديگر به سراغ فرش، عده اي ديگر لوازم ورزشي و... عدهاي در كار ساختمان سازي، تعدادي ديگر در كار كامپيوتر و هر كس بنا به سليقه و علاقهاي كه دارد، يك كار ديگر را به نام <شغل دوم> در نظر ميگيرد.
|
|
_ _ _
براي مثال عليدايي، چند فروشگاه زنجيرهاي ورزشي دارد، احمد عابدزاده ازچندي پيش يك عكاسي بزرگ در ميدان تجريش دارد و البته جديدا جزء سهامداران چاي عقاب هم ميباشد، مهرداد ميناوند در مجتمع ميلادنور، فروشگاه آرايشي و بهداشتي دارد. جديدترين و خوشبوترين عطرها را ميتوانيد در گالري او بيابيد، رضا عنايتي مدتي بود كه در پاساژ ملي پوشان واقع در ميدان محسني در كار فروش فرش بود، مهدي اميرآبادي در كار موبايل، فرهاد مجيدي چند دهانه مغازه در تهران داشت كه آنان را اجاره داده است، ناصر حجازي آرايشگاهي مجلل دارد، جواد نكونام زماني كه در ايران بود، گالري لباس زنانه داشت، افشين پيرواني در ميدان محسني در پاساژ مليپوشان بوتيك لباسهاي زنانه و در كنج ديگر اين ميدان، يك فروشگاه كت و شلوار دارد، علي منصوريان، زماني در كار خدمات كامپيوتر بود، داود فنايي يك باشگاه بدنسازي در خيابان وليعصر حوالي جردن دارد، يحيي گلمحمدي، صاحب يك آرايشگاه مجلل است، درباره باقري ميگويند تاجر فرش است، خداداد عزيزي بجز يك گالري طلافروشي در خيابان كريمخان زند، صاحب يك شركت توليدي قطعات اتومبيل در سنگاپور است و در دبي هم سرمايهگذاريهاي زيادي انجام داده است، پژمان جمشيدي در كرج گالري عطر و ادكلن دارد... حميد استيلي هم كارهاي تجاري مختلفي ميكند، به خصوص اينكه با افشين پيرواني در توليد محصولات ورزشي جورابان شريك است، جواد كاظميان در كار ساختمانسازي است، سيروس دينمحمدي در ميلاد نور، فروشگاه پوشاك ورزشي دارد، مهدويكيا در پاساژ مليپوشان زماني فروشگاه كيف و كفش داشت و حال در ميلاد نور يك فروشگاه اسباببازي با ماركهاي معتبر داردو... در اين بين هم بودن امثال بازيكناني مانند حميد درخشان، رضا شاهرودي، مهدي پاشازاده، محمد خاكپور، حامد كاويانپور كه آنان هم سعي كردند طي اين مدت به كار فروشگاهداري بپردازند... اما نكتهاي كه در اين باره بايد به آن اشاره داشت، اين است كه عدهاي از اين فوتباليستها سعي كردند كه در زمينه محصولات غذايي سرمايهگذاري كنند، چرا كه نسبت به ديگر شغلها، در صورت شرايط مناسب، بسيار نان و آب دارتر است، براي مثال <احمدرضا عابدزاده> دروازهبان نامي ايران كه به عقاب آسيا شهرت دارد، پس از اينكه بيزينسهاي مختلف را تجربه كرد، چندي پيش در اصفهان رستوراني شيك به اتفاق دوستان افتتاح كرد يا علي سامره كه در دوبي يك رستوران كوچك دارد كه كباب سرو ميكند...
اما اولين فوتباليستي كه رو به رستورانداري آورد، كسي نبو جز <نيما نكيسا.> همانطور كه ميدانيد او روح لطيفي دارد، عاشق موسيقي است و حتي يك آلبوم هم روانه بازار كرد... نيما با همكاري پدرش اداره يك رستوران شيك و مدرن را در
|
|
خيابان قائم مقام فراهاني بر عهده دارد... اين در حالي است كه علي كريمي يك پيتزا فروشي بزرگ در كرج باز كرده تا به آرزوهاي دوران كودكياش برسد. كريمي از كودكي عاشق پيتزا بود و هميشه دوست داشت يك مغازه بزرگ پيتزا فروشي راهاندازي كند. حالا در نبود او برادرش فرشيد اين مغازه پيتزا فروشي را اداره ميكند. البته گفته ميشد كه در سالهاي اخير، چندباري عليانصاريان و مهدي هاشمينسب تصميم گرفتند كه رستوراندار شوند، اما گويا هر بار بنا به دلايلي از افتتاح آن سرباز زدند...
در اين حال <محمد برزگر> بازيكن سابق پرسپوليس را هم بايد به جمع رستوران داران فوتباليست اضافه كرد. وي در خيابان گيشاي تهران يك پيتزا فروشي شيك و پررونق دارد كه البته بهتر است به رستوران او fast food بگوييم. آنهايي كه به مغازه او رفتهاند، ميگويند كه همبرگرهاي آنجا بسيار خوشمزه است. يكي ديگر از افرادي كه از اين قشر به تازگيها رستوران افتتاح كرده است، <عليرضا منصوريان> ميباشد كه در نزديكي ميدان پونك و جنب شهربازي <تيراژه> رستوراني سنتي، افتتاح كرده است...
_ _ _
اين بود اشارهاي به فوتباليستهاي ايراني كه رو به اين شغل آوردهاند. گفتني است كه رونالدو، فوتباليست پرآوازه برزيل هم رستورانهاي زنجيرهاي در برزيل، ايتاليا، اسپانيا و آمريكا با نام R> - <9 دارد، همانطور كه روماريو صاحب پنج رستوران زنجيرهاي در آمريكا، برزيل، اسپانيا و هلند است...
همچنين در اين وادي، بهترين فوتباليست آفريقايي دنيا، <ژرژوهآ> از اهالي ليبريا، صاحب سه رستوران در ميلان، نيويورك و كشور خودش ليبريا است.
گروه اینترنتی ایران عشق
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|